زکریای رازی کاشف الکل

زکریای رازی کاشف الکل

ابوبکر محمد بن زکریای رازی(313-251 قمری) بزرگ‌ترین پزشک ایرانی که در زمینه‌ی شیمی، فیزیک و فلسفه نیز پژوهش‌های ارزنده‌ای داشته است. شمار کتاب‌ها و رساله‌های او را بیش از 200 نوشته‌اند که دانش‌نامه‌ی پزشکی الحاوی، شناخته شده‌ترین آن‌ها است. کشف الکل و اسید سولفوریک را به او نسبت می‌دهند. ترجمه‌ی کتاب المنصوری او نخستین کتاب پزشکی است که با شیوه‌ی چاپ گوتنبرگی در اروپا چاپ شد. او دانشمندی تجربه‌گرا بود و می‌گفت: تجربه بهتر از علم طب است. او را پیشگام نظریه‌ی ایمنی اکتسابی و بینانگذار شیوه‌ نوین در آموش پزشکی نیز می‌دانند.
زندگی‌نامه
ابوبکر محمد بن زکریا بن یحیی رازی، در شعبان سال 251 قمری برابر با 865 میلادی، در شهر ری به دنیا آمد. ری از شهرهای کهن ایران است که نام آن در اوستا نیز آمده است. این شهر در آن روزگار مرکز علم و ادب ایران بود و بزرگان و دانشمندان زیادی از آن شهر برخاستند. مقدسی در کتاب احسن التقاسیم درباره‌ این شهر نوشته است:"در این شهر مدارس و مجالس علم فراوان است. مذکران آن‌جا فقیه و رؤسای آنان عالم و محتسبشان مشهور و سخنورانشان ادیب هستند."
از کودکی و نوجوانی رازی چیز زیادی نمی‌دانیم. برخی نوشته‌اند که او در نوجوانی به موسیقی گرایش فراوان داشت و در نواختن نی یا عود بسیار توانا بود. زمانی را نیز به زرگری و صرافی پرداخته است.

نخست مفاهیم پایه‌ی فلسفه، ریاضی، اخترشناسی و ادب را در همان ری آموخت.


 آنگاه برای آموزش بیشتر به بغداد رفت که به دست ایرانیان بنیانگذاری شده بود و دانشمندان بزرگ آن روزگار در آنجا گرد هم آمده‌ بودند.
رازی در بغداد به ریاست بیمارستانی برگزیده شد که پدر، غلام معتضد عباسی، در سده‌ سوم هجری ساخته بود. برخی گمان می‌کنند که رازی ریاست بیمارستان عضدی را داشته است که به دست عضدالدوله‌ دیلمی به سال 372 بازگشایی شد. اما رازی نزدیک نیم سده پیش از بازگشایی آن بیمارستان از دنیا رفت و به نظر می‌رسد بیمارستانی که غلام معتضد ساخت، طی زمان با بیمارستان عضدی مشتبه شده باشد.
رازی به زودی به جایگاه نخست در پزشکی دست یافت و فرمان‌روایان گوناگون او را به نزد خود می‌خواندند و رازی کتاب‌هایی نیز به نام آن‌ها نوشته است. برای نمونه، زمانی به درخواست ابوصالح منصور بن اسحاق سامانی، به زادگاه خود بازگشت و ریاست بیمارستان ری را پذیرفت. در همین شهر بود که کتاب طب المنصوری را به نام او نوشت که یکی از شناخته شده‌ترین و پرآوازه ترین نوشته‌های او در غرب است. ترجمه‌ی این کتاب، نخستین کتاب پزشکی است که با شیوه‌ی چاپ گوتنبرگی در اروپا چاپ شد.
رازی سال‌های پایانی زندگی خود را در ری گذراند و دانشجویان زیادی از او درس گرفتند و پزشکان چیره‌دستی شدند. در همان سال‌ها بود که چشمان رازی آب آورد و یکی از شاگردانش از طبرستان برای درمان او آمد و از استاد خود خواست اجازه دهد به درمان او بپردازد. رازی گفت که این کار بر رنج و درد من می‌افزاید، چرا که مرگ من نزدیک به نظر می‌رسد و روا نیست برای بازیافتن بینایی، خود را دچار رنج و سختی سازم. دیری نگذشت که او در پنجم شعبان سال 313 قمری در ری از دنیا رفت. او در آن هنگام، اندکی بیش از 60 سال داشت.
شیوه‌ رازی در پزشکی
رازی در پزشکی بسیار نوآور بود و پیروی کورکورانه از پزشکان پیش از خود را روا نمی‌دانست. او کتابی به نام شکوک نوشته و نظریه‌ها و روش‌های درمانی نادرست جالینوس را بر شمرده است. او بر این باور بود که "تجربه بهتر از علم طب است" و منظور او از علم طب، نوشته‌های پیشینیان است. یادداشتهای او که در آنها به دقت فراوان چگونگی وضعیت بیماران و بهبودی آنها را توصیف کرده است، او را یکی از برجسته‌ترین پزشکان بالینی همه‌ دورانها ساخته است. یکی از آن یاداشتها این گونه است:
"عبدالله بن سواده دچار تب‌های نامنظمی بود که گاه هر روز به وی عارض می‌گشت و زمانی یک روز در میان و گاهی هر چهار روز و شش روز. و پیش از عارض شدن تب، لرز مختصری به او دست می‌داد و به دفعات بسیار بول می‌کرد. من این نظر را ابراز داشتم که این تب‌ها می‌خواهد به تب ربع مبدل شود و یا این است که بیمار زخمی در کلیه دارد. پس از اندکی در بول بیمار چرک ظاهر شد. من به او خبر دادم که دیگر تب باز نخواهد گشت و چنین شد. تنها چیزی که مانع آن بود که در نخستین بار نظر خود را درباره‌ی این که بیمار زخم کلیه دارد، ابراز کنم این بود که پیش از آن به تب غب و تب‌های دیگر مبتلا بود و گمان می‌رفت که این تب‌های نامنظم از التهاباتی باشد که چون نیرو گیرد به تب ربع مبدل خواهد شد. به علاوه، بیمار به من شکایت نکرده بود که در ناحیه‌ی گرده‌اش سنگینی مانندی دارد که چون بر می‌خیزد آن را احساس می‌کند و من نیز فراموش کرده بودم که دراین باره چیزی از او بپرسم. در واقع می‌بایستی بسیاری بول گمان مرا در زخم کلیه‌ی وی قویتر کند، منتها نمی‌دانستم که پدرش نیز سستی مثانه دارد و از چنین دردی شکایت می‌کند ..."
زمانی که در بیمارستان ری پزشک مسوول بود، در حالی که شاگردانش و شاگردان شاگردانش پیرامون او را گرفته بودند، به کار بیمارستان رسیدگی می‌کرد. هر بیماری که به بیمارستان وارد می‌شد، نخست در نزد شاگردان شاگردان معاینه می شد و اگر مساله‌ای برای آن‌ها دشوار می‌آمد، با شاگردان اصلی رازی عرضه می‌شد و اگر آنها نیز در تشخیص بیماری در می‌ماندند، به خود رازی مراجعه می‌کردند. این شیوه‌ی سازمان‌دهی پزشکان از یادگارهای رازی است که هنوز هم در بیمارستان های آموزشی جهان رعایت می‌شود.هنگامی که می‌خواستند بیمارستان معتضدی بغداد را بسازند، با او برای جای مناسب بیمارستان مشورت کردند. رازی فرمان داد قطعه‌های مساوی از گوشت را در محله‌های گوناگون شهر بیاویزند و آن جایی را برگزینند که قطعه‌ گوشت در آنجا دیرتر از جاهای دیگر فاسد شده است. رازی در آن بیمارستان بخش ویژه‌ بیماران روانی بنیان‌ گذاشت و برای هر گروه از بیماران رژیم غذایی مناسب آنها را تعیین کرد.


نوشته‌های رازی
رازی پژوهشگر و نویسنده‌ پرکاری بوده و خود در این باره در کتاب السیره الفلسفیه چنین نوشته است:"کوشش و پشتکار من در فراگیری دانش به اندازه‌ای بود که به خط تعویذ(خط ریز) بیش از 20 هزار ورقه چیز نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز در تالیف جامع کبیر(همان حاوی) صرف کردم و بر اثر همین کار در نیروی بینایی من سستی پدید آمده و عضله‌ دستم گرفتار سستی شده و من را از نوشتن محروم ساخته است. با این همه، از جست و جوی دانش باز نمانده‌ام و پیوسته به یاری این و آن می‌خوانم و بر دست ایشان می‌نویسم."
نخستین فهرست از نوشته‌های رازی را خود او فراهم کرده که ابن‌‌ندیم آن را در الفهرست آورده است. ابن قفطی نیز در کتاب خود با نام اخبار الحکماء، آن فهرست را به نقل از ابن‌ندیم آورده است. سپس، ابوریحان بیرونی کتابی پیرامون نوشته‌های رازی نوشت که پول کراوس، خاورشناس فرانسوی، در سال 1936 آن را با عنوان "رساله ابی‌ریحان فی فهرست کتب محمد بن زکریای رازی" به چاپ رساند. البته، بیرونی فهرست کتاب‌های خود را تا سال 427 قمری، که در آن هنگام 65 سال داشت، نیز در این رساله آورده است.
بر پایه‌ فهرست بیرونی، رازی 184 کتاب در موضوع‌های گوناگون نوشته است: پزشکی، 56 کتاب؛ طبیعیات، 33 کتاب؛ منطق، 7 کتاب؛ ریاضیات و اخترشناسی، 10 کتاب؛ تفسیر و تخلیص کتاب‌های فلسفی و پزشکی دیگران، 7 کتاب؛ علوم فلسفی و تخمینی، 17 کتاب؛ ماوراءالطبیعه، 6 کتاب؛ الهیات، 14 کتاب؛ کیمیا، 22 کتاب؛ کفریات، 2 کتاب و فنون مختلفه، 10 کتاب.
ابن‌ابی اصیبعه، از پزشکان سده‌ هفتم هجری، در کتاب عیون الانباء فی طبقات الاطباء، 238 کتاب برای رازی فهرست کرده است. محمود نجم‌آبادی، پژوهشگر تاریخ علم، با برابر نهادن فهرست بیرونی، ابن‌قفطی، ابن‌ابی اصیبعه و ابن‌ندیم، کتابی به نام مولفات و مصنفات ابوبکر محمد بن زکریای رازی، فراهم آورده است که در سال 1339 از سوی انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد. او دراین کتاب 271 کتاب برای رازی برشمرده است. در این جا برخی از مهم‌ترین آثار رازی معرفی می‌شود.
در پزشکی
1. الحاوی یا الجامع الکبیر: الحاوی بزرگ‌ترین دانش‌نامه‌ پزشکی است که در آن نظریه‌های پزشکان پیش از رازی گردآوری شده است. او در این کتاب نظر پزشکان را بی آن که در آن‌ها تغییری دهد، آورده و هر مطلبی را از هر کجا گرفته، منبع آن را نوشته است. همان گونه که پیش از این گفته شد، رازی برای این کار بزرگ بیش از 15 سال از عمر خود را صرف کرد تا این که بینایی و توان نوشتن را از دست داد و از شاگردانش کمک گرفت. با این همه، سازمان‌دهی نهایی کتاب به دست شاگردان رازی و پس از مرگ استاد انجام شد.
کتاب حاوی در سال 1297 میلادی به درخواست شارل انجو، شاه سیسیل، به کوشش فرج بن سالم به لاتین ترجمه شد. نخستین چاپ متن لاتین آن در سال 1486 در شهر برسکیا انجام شد و سپس در سال‌های 1505، 1506، 1509 و 1542 در شهر ونیز بار دیگر به چاپ رسید. حاوی یکی از 9 کتابی بود که کتابخانه‌ دانشکده‌ پزشکی پاریس در سال 1395 میلادی در خود داشت.
2. الکناش المنصوری: این کتاب پس از الحاوی مهم‌ترین اثر پزشکی رازی به شمار می‌آید. رازی این کتاب را به نام ابوصالح منصور بن اسحاق بن احمد بن اسد، والی ری، نام نهاده است. او در این کتاب، که به طب منصوری پرآوازه شده، مفاهیم پایه پزشکی را در ده مقاله آورده است. مقاله‌ی نهم این کتاب، با عنوان"درباره درمان همه بیماریها از فرق سر تا نوک پا" بیش‌تر مورد توجه بوده و در اروپا به صورت جداگانه نیز به چاپ رسیده و شرح‌های گوناگونی بر آن نوشته شده است.طب منصوری را جرارد کرمونیایی در سال 1481 به لاتین ترجمه کرد. ترجمه‌ لاتین آن نخست در سال 1484 به چاپ رسید و سپس تا سال 1519، شش بار دیگر در ونیز چاپ شد. چاپ‌های دیگری از آن نیز در سال‌های 1533، 1544 و 1551 در سوئیس و 1674 در اولم فراهم آمد. این کتاب تا پایان سده‌ی نوزدهم میلادی بخشی از برنامه درسی دانشگاه توبینگن آلمان بود و ریاست دانشگاه مون‌پولیه، در فرانسه، تا سال 1558 هنوز درس خود را از روی این کتاب می‌گفته است.
3. کتاب الجدری و الحصبه: این کتاب کهن‌ترین و مهم‌ترین کتابی است که پیرامون آبله و سرخک نوشته شده است. رازی نخستین پزشکی است که این دو بیماری را دو بیماری جداگانه دانسته و شیوه نگارش آن به اندازه با اصول علمی امروزی هم‌خوانی دارد که برخی از پژوهشگران تاریخ پزشکی، از جمله نوبرگر در کتاب تاریخ پزشکی خود، آن را برجسته‌ترین خدمت فرهنگ اسلامی به علم پزشکی دانسته‌اند. ترجمه‌ی لاتین کتاب آبله و سرخک رازی در سال 1548 در پاریس منتشر شد و ترجمه‌های لاتین دیگری از‌ آن در سال‌های 1498 و 1555 در ونیز، در سال‌های 1529 و 1544 در سوئیس، در سال 1549 در استراسبورگ، در سال 1749 در لندن و در 1781 در گوتینگن چاپ شد. ترجمه‌ی فرانسوی آن در سال 1762 در پاریس منتشر شد. ترجمه‌ی انگلیسی آن در سال 1747 در لندن انجام شد، اما در سال 1848 منتشر شد. محمود نجم‌آبادی آن را به فارسی ترجمه کرده است.
4. تقاسیم العلل: کتاب تقسیم‌های بیماری‌ها، گونه‌ای فرهنگ پزشکی است که بیماری‌ها و چگونگی درمان آنها چکیده‌وار در آن آمده است. این کتاب را نیز جرالد کرمونیایی به لاتین ترجمه کرده است.
5. من لایحضره الطبیب: چنانکه از نام این کتاب بر می‌آید، برای کسی نوشته شده است که به پزشک دسترسی ندارد. شیخ صدوق که عنوان این کتاب را پسندیده بود، کتابی با نام من لایحضره الفقیه در فقه شیعی نوشته است.
6. دفع مضار الاغذیه: این کتاب درباره‌ جلوگیری از زیان غذاها است و عبدالعلی نائینی آن را به فارسی ترجمه و با عنوان بهداشت غذایی منتشر کرده است.
7. فی محنه الطبیب و کیف ینبغی ان یکون: کتابی در چگونگی آزمایش کردن پزشکان و این که یک پزشک چگونه باید باشد.
8. المرشد: کتاب راهنما که با نام الفصول نیز شناخته می‌شود، چکیده‌ دانش پزشکی است.
9. الادویه المسهله الموجود فی کل مکان : این کتاب پیرامون داروهای آسان‌یافتنی است که در هر جایی وجود دارند.
10. القرابازین: رازی دو کتاب با این نام دارد که یکی کبیر(بزرگ) و دیگری صغیر(کوچک) نامیده می‌شود. این کتاب‌ها پیرامون داروهایی هستندکه پزشکان باید با آنها آشنا باشند.
دیگر کتابهای برجسته‌ی رازی در پزشکی عبارتند از: اطمعه المرضی(غذای بیماران)، برء‌الساعه(فوریت‌های پزشکی)؛ کتابه فی تولد الحصاه(کتاب او در پدید آمدن سنگریزه)، کتابه فی القولنج(کتاب او در درد رودکان)، کتابه فی النقرس و اوجاع المفاصل(کتاب او در درد پا و مفصلها)، الطب الملوکی(پزشکی شاهانه)، فی العله التی صارالخریف ممرضا(در چرایی آن‌که پاییز بیماری‌آور است)، فی العله التی تحدث الورم و الزکام فی رووس الناس وقت الورد(در علت آن که ورم و زکام در سر مردم هنگام گل سرخ عارض می‌گردد)، تقدیم الفاکهه قبل الطعام و تاخیر منه(خوردن میوه پیش از غذا و پس از آن)، فی عله التی لها ینجح جهال الاطباء و العوام و انساء اکثر من العلماء(در علت آن که طبیبان نادان و عامه‌ی مردم و زنان، بیش از طبیبان دانشمند توفیق می‌یابند) و ... .
دستاوردهای علمی رازی
بحث علمی پیرامون ایمنی اکتسابی: در سال 1797 میلادی، ادوارد جنر، پزشک انگلیسی، دریافت دخترانی که شیرگاوهای مبتلا به آبله‌ی گاوی را می‌دوشند، نسبت به آبله انسانی(آبله مرغان) ایمن هستند. جنر بر پایه‌ی این مشاهده و چند آزمایشی که انجام داد، مفهوم ایمنی اکتسابی(به دست آوردنی) را مطرح کرد. اما نزدیک 900 سال پیش از جنر، محمد زکریای رازی،  برای نخستین بار آبله مرغان را به صورت علمی توصیف کرد. او در کتاب الجدری و الحصبه  خود نوشته است که این بیماری از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود، اما اگر کسی از این بیماری جان سالم به در برد، بار دیگر به این بیماری دچار نمی‌شود.

سورنا

 

سورنا

سورنا (سورن پهلوی) یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ در زمان اشکانیان است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شکستگی سخت و تاریخی روبرو ساخت. او جوانی بود آریایی، خردمند، نیکوچهره، تنومند، دلیر، بلندبالا، با موی بلند و ظریف که پیشانیبندی به سبک ایرانیان باستان بر سر میبست.

وی از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به معنی نیرومند میباشد. 


از دیگر نام آوران این خاندان ویندهفرن (گندفر) است که در سده نخست میلادی استاندار سیستان بود؛ قلمرو او از هند و پنجاب تا سیستان و بلوچستان امتداد داشت. برخی پژوهشگران او را با رستم دستان قهرمان حماسی ایران یکی میدانند. ذکر نام رستم در منظومه پهلوی اشکانی درخت آسوریک ارتباط او را با اشکانیان نشان میدهد. 

جنگ حران که نخستین جنگ بین ایران و روم به شمار میرود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزیهای پیدرپی برای اولین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آنروز سایه افکند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد و نام دولت پارت و شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت. 

همانگونه که دولت بزرگ هخامنشی در مرزهای خود در باختر برای نخستین بار با گسترش و کشورگشایی یونان برخورد کرد و پیشرفت یونان را درشرق و آسیا متوقف گردانید، دولت جهانگیر روم نیز در پیشرفت مرزهای خود درخاور، با سد قدرتمند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت.  


پس از پیروزی سورنا بر کراسوس و شکست روم از ایران، دولت مرکزی روم دچار اختلاف شدید شد. پس از این جنگ نزدیک به یک قرن، رود فرات مرز شناخته شده بین دو کشور گردید و مناطق ارمنستان، ترکیه، سوریه، عراق تبدیل به استانهایی از ایران گردیدند. رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام درسپاه خود توجه بیشتری بنمایند. 

بد نیست یادآوری شود که سورنا پس از شاه مقام اول کشور را داشت؛ وی ارد را به تخت سلطلنت نشانید و به سبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری شاهنشاه ایران کمربند شاهی را به کمر پادشاه بست. او به هنگام گرفتن شهر سلوکیه نخستین کسی بود که برفراز دیوار دژ شهر برآمد و با دست خود دشمنانی را که مقاومت میکردند بزیر افکند. سورنا در این هنگام بیش از 30 سال نداشت. 

ژولیوس سزار ، پومیوس و کراسوس سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند که سرزمینهای پهناوری را که به تصرف دولت روم در آمده بود، بهطور مشترک اداره می کردند. آنها در سوم اکتبر سال 56 پیش از میلاد در نشست لوکا تصمیم حمله به ایران را گرفتند.
ژولیوس سزار توانسته بود با فتح فرانسه(گل ها) و پومپیوس هم در نبردهای بالکان و پیروزی هایی که در آنجا بدست آورده بود موفق به تقویت وجهه خود در روم شده بودند. 


کراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان یعنی شام(سوریه) بود و برای اینکه از دو سردار دیگر عقب نماند و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی برایران، دستیابی به گنجینه های ارزشمند ایران و سپس گرفتن هند را در سر می پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. وی فاتح جنگ بردگان و درهمکوبنده اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود.
کراسوس (رییس دوره ای شورا) با سپاهی مرکب از42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد (اشک13) پادشاه اشکانی ،سورنا سردار نامی ایران را مامور جنگ با کراسوس و دفع یورش رومیها کرد.

ارد شاه اشکانی پیکی را روانه اردوگاه کراسوس سردار رومی کرد تا علت حمله بدون خبر به ایران را جویا شود که در جواب کراسوس با تمسخر گفت جواب شما را در سلوکیه (پایتخت اشکانیان) خواهم داد که در جواب پیک به کراسوس گفت: اگر از کف دست تو مو بروید سلوکیه را خواهی دید!!!

نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از میلاد در جلگه های میانرودان (بینالنهرین) و در نزدیکی شهر حران یا کاره روی داد. 


در جنگ حران، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و بهیاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و اسیر کند. کراسوس و پسرش فابیوس دراین جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند. 

روش نوین جنگی سورنا، شیوه جنگ وگریز بود. این سردار ایرانی را پدیدآورنده جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان میدانند. ارتش او دربرگیرنده زرهپوشان اسبسوار، تیراندازان ورزیده، نیزه داران ماهر، شمشیرزنان تکاور و پیاده نظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود.افسران رومی درباره شکستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند: سورنا فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاکتیک و سلاحهای تازه بهره گرفت. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشک کوچکی از آب حمل میکرد و مانند ما دچار تشنگی نمیشد. به پیادگان با مشکهایی که بر شترها بار بود آب و مهمات می رساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویِِژهای از میدان بیرون رفته وبه استراحت میپرداختند. سواران ایران توانایی تیر اندازی از پشت سر را دارند.  

 

ایرانیان کمانهایی تازه اختراع کردهاند که با آنها توانستند پای پیادگان ما را که با سپرهای بزرگ در برابر انها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست کرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبینهای دوکی شکل بودند که با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پیدرپی پرتاب می شد. شمشیرهای آنان شکننده نبود. هر واحد تنها از یک نوع سلاح استفاده می کرد و مانند ما خود را سنگین نمی کرد. سربازان ایرانی تسلیم نمیشدند و تا آخرین نفس باید میجنگیدند. این بود که ما شکست خورده، هفت لژیون را به طور کامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.


اما شوربختانه سورنا هیچ بهره ای از پیروزی بزرگ خود نبرد. ارد شاهنشاه اشکانی ناجوانمردانه بجای قدردانی، سپهسالار دلاور ایرانی را به شهادت رساند؛ پس از این رویداد ناگوار ارتش ایران دچار ضعف گردید و دیگر نتوانست در خاورمیانه و شام پیشروی نماید و در برابر روم تنها به مقاومت و دفاع پرداخت.

تاریخچه کفش و ارتباط آن با جایگاه اجتماعی

تاریخچه کفش و ارتباط آن با جایگاه اجتماعی

http://www.selectism.com/news/wp-content/uploads/2009/01/raf-simons-dr-martens-fall-winter-2009-front.jpg


نزدیک به پنج هزارسال پیش، مصری ها چیزهایی شبیه کفش ساخته بودند. البته بهتر است به آنها بگوییم پوشینه پا، نه کفش. از کفش های مصری های قدیم می شود طرز زندگی و طبقات اجتماعی در آن زمان را فهمید. تمدن ایران، یونان و رم پوشینه های دیگری درست کردند که نشان دهنده طبقه اجتماعی فرد و میزان قدرت او بود. نام بسیاری از این پوشینه ها هنوزهم استفاده می شود. مثل سندلیوم که الان به آن صندل می گویند.

درقرن چهارم و پنجم میلادی امپراتوری روم به بیزانس منتقل شد. کم کم تفکرات مسیحی روی کفش ها تأثیر گذاشت. چون مسیحی ها اعتقاد داشتند کفش باید کاملاً پوشاننده باشد به همین دلیل کفش ها در مغرب زمین ازحالت صندل به شکل روبسته درآمد.

در قرن دهم و دوازدهم میلادی، اروپایی ها در جریان جنگ های صلیبی از علم و دانش مسلمانان حتی برای کفش هایشان استفاده کردند. در قرن چهاردهم، با پیشرفت صنایع، آرام آرام پارچه و چرم دباغی شده نازک وارد کفش سازی شد. بسیاری قرن چهاردهم را قرن آغاز مد می نامند.

اواخر قرن چهاردهم هم کفش های نوک تیز مد شد. مردم به هر زحمتی که بود، پنج تا انگشتشان را در پنجه های نوک تیز می کردند تا ثابت کنند چه قدر با شخصیت هستند. شروع این مد از هلند بود؛ جایی که عذاب شست پا و پا درد را برای مردم قرن چهارده میلادی به ارمغان آورد.

اواخر قرن پانزدهم میلادی، وقتی کفش نوک تیز از مد افتاد، کفش نوک پهن مد شد؛ البته بیشتر در شمال اروپا ذهن ها هر روز محصولات تازه تر و عجیب تری بیرون می داد. از نمونه های آن، کفش های ونیزی بود که برای خانم ها مد شد. این کفش ها، یک کفه تخت داشت که زیرش کاملاً پربود و ارتفاعش گاهی به شصت سانتی متر می رسید. از مشکل راه رفتن که بگذریم، وزن این کفش ها احتمالاً خیلی زیاد بوده است؛ مثل این که راه رفتن در آن سال ها با مشقت و بلای بسیار همراه بوده است.

در قرن هفدهم، این پاشنه های وحشتناک از کفش ها حذف شد و پاشنه های معقول تری به کفش های زنانه و مردانه اضافه شد. قرن هفدهم، دراروپا قرن آدم های پرافاده بود. جامعه خیلی طبقاتی شده بود و همه می خواستند به هم فخر بفروشند و بهترین راهی که به ذهن مردم رسید، پوشیدن لباس های خاص بود. مردمی که اهل پز دادن بودند، کفش های پاشنه بلندی می پوشیدند که روی آن را با حریر بافته بودند. هر چه پاشنه بلندتر بود. موقعیت آن فرد بالاتر می رفت؛ مثل این که در آن زمان کسانی که از بالا به همه چیزهای اطراف نگاه می کردند، احساس قدرت زیادی می کردند.

در قرن هیجدهم هم اوضاع همان طوری ماند و فقط شکل پاشنه ها تغییر کرد. به جای حریر نیز از چرم رنگی استفاده کردند که به نظرشان بسیار زیبا بود. اما درهمین قرن، اتفاق خیلی مهمی افتاد. سال 1792 مردم از دست پاشنه های بلند و کفش های حریر خسته شدند و بر ضد جامعه طبقاتی در فرانسه انقلاب کردند. انقلاب کبیر فرانسه، نتایج خیلی مهمی داشت. بعد از آن، مردم که دیگر به دنبال تساوی و برابری بودند پاشنه های بلند را حذف کردند و همه کفش ها از نظر ارتفاع یک شکل شد. قرن نوزدهم، قرن همه گیر شدن مد بود.

بازار مد داغ بود. راستی علتش چه بود؟ جوابش خیلی ساده است. چون با وجود چرخ خیاطی و پارچه های مصنوعی، کفش خیلی ارزان شد و همه توانستند از کفش های خوب استفاده کنند. از نمونه های مد آن سال ها، مد کفش پنجه مربعی است که نزدیک به پنجاه سال عمر کرد. سال 1850 پوتین خیلی رواج پیدا کرد. گویا همه متوجه شدند که برای کار و فعالیت باید کفش های راحتی به پا داشته باشند.

سال 1914، همزمان با آغاز جنگ جهانی اول، کفش های راحتی اختراع شد. مطمئناً آدم ها نمی توانستند زیر بمب و باروت، بچه هایشان را بغل کنند وبا کفش هایی که پاشنه های بلندی داشت این طرف و آن طرف بروند.

از سال 1910 هم که تجارت جهانی شکل گرفت و کشتی ها و هواپیماها محموله ها را از این سر دنیا به آن طرف می بردند، فرهنگ کفش دنیا نیز درهم و برهم شد و کفش ها شکل بین المللی به خود گرفتند. از آن به بعد کفش هم داخل صنعت های دیگر شد. هنوز هم در خیلی از کشورها مردم به دلیل گرمی هوا، پابرهنه راه می روند، مثل هندی ها، بنگال ها یا مردم اوگاندا.

کفش تأثیر زیادی از محیط اطرافش می گیرد. برای مثال کفش مردم آلاسکا با عرب ها فرق دارد. حتی بعد از ظهور اسلام چون مسلمانان عقیده دارند پیش از ورود به مسجد باید کفش هایشان را دربیاورند. کفش هایی اختراع شد که دیواره پشت را نداشت.

همین گیوه خودمان کفش بسیار محکمی است که خیلی خنک است و پا از لای درزهایش به راحتی نفس می کشد مردم ژاپن هم با ساقه های برنج، برای خودشان کفش درست می کنند تا بتوانند موقع کار در مزرعه برنج راحت باشند.

                 
                           ***********************


اختراع کفش اسکیت در سال 1763 توسط یک بلژیکی به نام Joseph merlin ) ژوزفمرلین) به ثبت رسید.

او که با سوار شدن بر کفشهای جدید خود به یک همانی در لندن رفته بود به ناگاه با آیینه ای بسیار بزرگ و قیمتی برخورد کرد و آنرا خرد نمود . به غیر از مرلین مخترعین دیگری هم کفشهای اسکیت با مدلهای مختلف ساختند که اکثر این کفشهادارای چرخهای خطی بودند که کفشهای تیغدار پاتیناژ را تداعی میکردند.56


سال بعد موسیو پتیبلدی فرانسوی نوع دیگری از کفشهای اسکیت را به ثبت رساند وی ادعا میکرد که کلیه حرکات پاتیناژ را با کفشهای اسکیت نیز میتوان انجام داد اما در عمل ثابت شد که بسیاری از حرکات بر روی کفشهای پتیبلد یا غیر ممکن ویا بسیار مشکل است. همگام با افزایش اجتماع اسکیت در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 ورزشهایی که با اسکیت مرتبط بودند گسترش پیدا کرد.در سال 1985 تولیدکنندگان شروع به ساخت نوعی دیگر از کفشهای اسکیت به نام in line برای علاقه مندان به حفظ سلامتی کردند در هنگامی که این اسکیت در دهه 91 در بازار عمومی توزیع شد بازیهای تفریحی هاکی دچار حرکت و جنبشی دوباره و جدید شد به طوری که در اواسط دهه 90 این ورزش به یکی از پر طرفدارترین ورزشها در امریکا تبدیل شد. ورزش این لاین اسکیت از حدود سال 1985 آغاز شد که تا به امروز از رشد قابل ملاحظه ای برخوردار است.


سازمان بین المللی ناظر بر این ورزش بر اورد نموده این ورزش از سال 1991 تا کنون حدود 512 درصد رشد داشته و اینک یکی از ورزشهای بیستگانه مطرح دنیا به حساب می آید. لوئیس لگرانج در سال 1849 یک جفت کفش اسکیت این لاین ساخت تا در اپرای فرانسوی Leprophel نمایش اسکیت را روی یخ شبیه سازی کند این اولین باری بود که این لاین اسکیت به طور موفقیت آمیز مورد استفاده قرار گرفت اما به علت اینکه این وسیله توانایی دور زدن و ترمز گرفتن را نداشت به عنوان یک اختراع علمی یا وسیله کاربردی به حساب نیامد تا اینکه در اوایل 1860 در (مینیسوتای آمریکا)یک گروه از بازیکنان هاکی روی یخ از این وسیله با کفشی از پوسته سخت و چرخهای جدید از املاح آلی اسید کاربنیک برای تمرین در خارج از پیست استفاده کردند.

رابطه نوشیدن الکل با خطر مرگ!!!

 

رابطه نوشیدن الکل با خطر مرگ!!!


پسران و دختران جوان که الکل می نوشند، در معرض خطر مرگ قرار دارند. پژوهشی جدید که روی مصرف کنندگان نوشابه های الکلی در بریتانیا انجام گرفته، نشان می دهد که هر چه میزان مصرف الکل در جوانان بیشتر شود، احتمال مرگ نیز بالا می رود. بر اساس نتایج این پژوهش که در نشریه "برتیش مدیکال" آمده است، حتی کسانی که الکل را در حد متوسط مصرف می کنند، نسبت به کسانی که اصلا الکل نمی نوشند، بیشتر احتمال دارد که در نتیجه ابتلا به سرطان های مختلف مانند سرطان کبد و یا در اثر تصادفات و خشونت ها، جان خود را از دست بدهند...
ر گذشته نتایج تحقیقاتی منتشر شد که نشان می داد مصرف الکل در حد متعادل، سبب پیشگیری از بیماری های قلبی می شود. ولی پژوهش اخیر نشان می دهد که نتایج مثبت مصرف متعادل الکل تنها در مردان و پس از سن 35 سالگی دیده می شود.

این تحقیقات که توسط انجمن تحقیقات پزشکی بریتانیا صورت گرفته اند، توصیه می کند که مردان، و به ویژه زنان، باید مصرف الکل خود را کاهش دهند.
شناخت الکل

مقدمه
الکل و آثار آن از دیر باز برای بشر شناخته شده ‏است. هر چند حقیقت‏ و چگونگی عمل تخمیر، در سده اخیر مورد شناسایی قرار گرفته،ولی اصل این پدیده، از قدیld ‏ترین اعمال شیمیایی است که تا به‏ حال شناخته ‏اند.

قرن‏ها پیش یکی از دانشمندان اسلامی به نام محمدبن زکریاى ‏رازی (متوفی به سال 311 ه.ق) از تقطیر بخار شراب، ماده ا‏ی به ‏دست آورد که ld ‏توانست علاوه بر کاربرد پزشکی به عنوان بهترین‏ حلال شیمیایی مورد استفاده قرار گیرد، وی این ماده را«الکحل‏»نامید. (1) .

دلیل این نام‏گذاری دقیقا معلوم نیست، ممکن است علت آن،اهمیت فراوان الکل در دانش کیمیا باشد. (2) «کحل‏» به معنی سرمه ‏است و در ادبیات ما چیزی را که ارزش زیاد داشته و کمیاب است، به ‏سرمه چشم تشبیه ld ‏کنند:

ای اصل تو را برهمه احرار تقدم.

خاک قدمت ‏سرمه بینایی مردم.

نیز ممکن است این نام‏گذاری، اشاره به طرز تهیه الکل در آن زمان‏ باشد، چرا که اولین بار الکل از طریق تقطیر مکرر شراب به دست آمد.پس وجه تسمیه، تشابه الکل به سرمه، در چگونگی تهیه آن‏هاست.هر دو با زحمت تهیه ld ‏شود و همان طور که سرمه، جوهر سنگ‏ معینی است که از ساییدن آن به دست ld ‏آید، الکل نیز جوهر شراب ‏است که از تقطیر آن حاصل مى‏ شود. (3) .
1) جالب است که در فرهنگ واژگان لاتین، هم اکنون الکل به این شکل نوشته ld ‏شود:(Alcohol) و این نشان م ى‏دهد که نام اصلی این ماده الکحل بوده و براثر کاربرد زیاداین لفظ، حرف «ح‏» از آن حذف شده است.

2) از مهم‏ترین اعمال شیمیایی، ترکیب مواد است و الکل ld ‏تواند، به سهولت موادى ‏را که به راحتی قابل حل نیستند با یکدیگر ترکیب نماید.

3) مؤید این نظر، نام دیگر الکل در زبان عربی است که به آن «اسبرتو» یا «سبیرتو»مى‏گویند. این کلمه، معرب واژه [Spirit] در لاتین است که به معنی روح ld ‏باشد.در واقع روح مشروبات مست کننده و ماده مؤثره آن‏ها را الکل تشکیل مى ‏دهد.


اهمیت الکل
چنان که خواهیم دید الکل در زمان ما کاربرد فراوانی در صنایع‏ گوناگون پیدا کرده است; فی المثل استفاده از الکل بری ساخت‏ داروها به اندازه ا‏ی است که برخی آن را کلید داروسازی دانسته ‏اند.هم چنین الکل در صنایع تبدیلی، آرایشی و امور پزشکی و درآزمایشگاه‏ها به منظور نگهداری قطعات بدن انسان یا حیوان مورداستفاده قرار مى ‏گیرد.

از این رو، عموم مردم مسلمان به ویژه صنعت کاران ودست‏اندرکاران امور فوق همگی نیازمند شناخت احکام شرعى ‏مربوط به الکل مى ‏باشند. پرسش‏هایی که از سوی مردم، اساتید ودانشجویان رشته ‏های مربوط مطرح مى ‏شود، نشان دهنده اهمیتى ‏است که این موضوع در زندگی روزمره دارد.

1- الکل و انواع آن
از نظر علم شیمی هر ماده‏ی که در فرمول شیمیایی آن عامل‏ هیدروکسیل(-OH) وجود داشته باشد، یک الکل محسوب مى ‏شود.الکل از مشتقات هیدروکربن هاست که در آن‏ها هرمولکول، ترکیبی ازچند اتم هیدروژن و کربن مى ‏باشد. نهایت، یک عامل (OH) جانشین ‏یک اتم هیدروژن مى ‏گردد. و بنابر تعداد عامل(OH) ، الکل‏ها را یک یاچند ظرفیت مى ‏گویند. (1) الکل انواع زیادی دارد که ذیلا به برخی ازآن‏ها اشاره مى ‏کنیم:

الف) الکل متیلیک
ساده ‏ترین الکل‏ها، الکل متیلیک (2) است که مبنی الکل‏ های یک‏ظرفیتی مى ‏باشد. الکل متیلیک از تقطیر چوب به دست مى ‏آید و ازاین رو به آن عرق چوب نیز مى ‏گویند. این ماده مایعی است‏بی رنگ‏ که در 66 درجه سانتی گراد مى ‏جوشد، با شعله کمی آبی رنگ‏ مى ‏سوزد و چون با آب مخلوط گردد، تقلیل حجم یافته و تولیدحرارت مى ‏کند.

الکل متیلیک، در صنایع رنگ‏سازی کاربرد دارد. به علاوه سمى ‏است قوی که با شرب 8 تا 10 گرم آن اختلالات هاضمه و اغلب‏کوری دست داده و تلف مى ‏کند. (3) .

پس از الکل متیلیک یا متانول بقیه الکل ‏های یک ظرفیتی یا یک ‏عاملی را به الکل ‏های نوع اول، دوم و سوم طبقه ‏بندی مى ‏کنند. (4) اتانول که موضوع بحث ماست، در زمره الکل‏ های نوع اول است.هم چنین الکل‏ های دو ظرفیتی و سه ظرفیتی و ... نیز وجود دارد که‏ مى ‏توان از ضدیخ به عنوان الکل دو ظرفیتی (یا الکل دو عاملى ‏اشباع) و گلیسیرین به عنوان الکل سه ظرفیتی (یا الکل سه عاملى ‏اشباع) نام برد. (5) .

ب) الکل اتیلیک
اگر واژه الکل بدون هیچ پسوند یا پیشوندی به کار رود، مقصود الکل ‏اتیلیک یا اتانول (6) است که معروف‏ترین انواع الکل مى ‏باشد. در آینده ‏خواهیم دید که الکل اتیلیک در صنایع گوناگون و در زندگی روز مره ‏مردم، کاربرد زیادی دارد.

چنان که در مقدمه اشاره شد، موضوع بحث ما در این نوشتارمنحصرا الکل اتیلیک یا اتانول است. و هر کجا در این رساله، واژه ‏الکل را بدون افزودن کلمه دیگر به کار بریم مقصودمان همین نوع ‏الکل مى ‏باشد.

اتانول به طور طبیعی و به مقدار بسیار کم در نان (5/0 درصد)،مغزانسان و گیاهان وجود دارد. علاوه بر مخمر (7) و بعضی باکترى‏ها،بدن انسان نیز مقدار چشمگیری الکل تولید مى‏کند. در اکثر موارد،تمام این تولید، مربوط به میکروب‏ های موجود در روده انسان‏ مى ‏باشد. برای آشنایی بیش تر با این ماده، به تبیین اوصاف الکل وآثار ظاهری الکل برجسم و روان آدمی مى ‏پردازیم.

2 - ویژگى ‏های الکل و آثار آن
الکل اتیلیک در 3/78 درجه سانتی گراد به جوش مى ‏آید و در114-درجه ذوب مى ‏شود. الکل مطلق، آب گونه ‏ی است‏بى ‏رنگ وزود آتش‏گیر، با بویی ویژه، در برودت زیاد ابتدا قوام آمده و سپس ‏مانند شیشه منجمد مى ‏گردد. (8) .

الکل برخلاف پندار بعضی، اثر تحریکی بر اعضی بدن ندارد،بلکه اثر آن تخدیر یعنی تضعیف فعالیت‏های بدن و کاستن از دقت درانجام رفتارهای گوناگون است. در کتاب‏های علمی نیز، الکل را درردیف تخدیر کننده ‏ها هم چون اتر و غیره مى ‏آورند. یکی ازدانشمندان در این زمینه مى ‏گوید: «این واقعیت که افراد تحت تاثیرالکل، خجالتشان از بین مى ‏رود و زیاد حرف مى‏ زنند، به علت اثرتحریکی الکل بر مغز نیست، بلکه به دلیل از بین رفتن کنترلی است که‏ مراکز عالی مغز در میانه ‏روی و اعتدال شخص از خود انجام‏ میدهند.» (9) .

به هر حال، تمامی مشروبات الکلی، حاوی مقداری الکل‏ مى ‏باشند و هرگونه آثار تخدیری که از مشروبات الکلی بروز مى ‏کندمربوط به وجود این ماده در آن ه است. میزان این تخدیر که ما از آن به‏«مستى‏» تعبیر م ى‏کنیم بستگی به درصد الکل موجود در این گونه ‏مشروبات دارد. چنان چه شخص مقداری الکل بنوشد، قریب 15 آن‏فورا به وسیله جدار معده داخل در خون و بقیه در امعاء واردمى ‏گردد. مقداری هم ممکن است ‏به وسیله ریتین یا با ادرار خارج ‏شود. ولی قسمت اعظم آن در هر حال در بدن مى ‏ماند و در آن جامتدرجا اکسید شده و احتیاجی به هضم و گوارش ندارد. (10) .

کبد انسان قادر است در هر ساعت، 8 گرم الکل را اکسید کند.مقادیر زیادتر در جریان خون ظاهر شده ولی غلظت کم تر از 05/0%علامتی در شخص به وجود نمى ‏آورد. از غلظت 05/0% به بالاست ‏که علائمی نظیر کاهش توازن اعمال فیزیکی و اختلال در دید پیش ‏خواهد آمد.

غلظت‏ بالاتر از 25/0% علائم مشخصی به وجود مى ‏آورد. و اگرغلظت ‏به 1% در خون برسد، اختلال تنفسی و قلبی و نهایتا مرگ ‏ایجاد مى ‏شود هر چند مقدار کشنده آن برحسب افراد فرق مى ‏کند.

پیترکوپر نیز در این زمینه چنین مى ‏نویسد: «الکل از تمام راه‏هاجذب بدن مى ‏شود ولی جذب آن از راه دهان و معده بسیار کم است.روده کوچک 80% یا بیش تر مقدار خورده شده را جذب مى ‏کند.کم تر از 10% بى ‏تغییر از راه ادرار و تنفس دفع مى ‏شود. الکل دربافت‏ها به سرعت منتشر شده و در حدود 8 گرم در ساعت اکسید وبه گاز کربنیک و آب تبدیل مى ‏شود. (11) بدین ترتیب مهم‏ترین اثر الکل،تضعیف دستگاه اعصاب مرکزی است. الکل در نتیجه تاثیر برروى‏اعصاب، واکنش در رگ‏ها ایجاد نموده و خون را به سطح بدن جریان‏ میدهد و از این طریق، پوست را قرمز مى ‏کند و ابتدا در بدن ایجادحرارت مى ‏نماید. اما این اثر دیری نمى ‏پاید، چرا که پس از مدت‏ کوتاهی، بدن حرارت خود را تا دو برابر از دست میدهد.

شخصی که الکل مى ‏نوشد ابتدا فعالیت او بیش از حد معمول ‏مى ‏شود و به ترتیبی که ذکر شد، درجه حرارت بدن بالا رفته و تنفس ‏شدید مى ‏شود. آن گاه مرکز تکلم در مغز تحت تاثیر الکل قرار گرفته وشخص پرچانگی مى ‏کند. سپس مرکز سمعی مغز متاثر شده و شخص ‏صداهای بى ‏خود مى ‏شنود. بعد مرکز بینایی مغز دچار اختلال گشته وشخص تصاویر موهوم مى ‏بیند. و بالاخره مرکز حفظ تعادل تحت‏ تاثیر الکل قرار گرفته و کسی که مشروب الکلی نوشیده، توازن اعمال‏ فیزیکی خود را از دست میدهد. (12) .

بدین ترتیب با نوشیدن الکل، خویشتن‏داری شخص که به عنوان‏ منشا حجب و حیا در انسان پایه ‏گذاری شده است، تقریبا از بین رفته ‏و باعث ‏بروز اعمال ناهنجار مى ‏شود.

از دیدگاه متخصصین اعصاب و روان، الکل، عالى ‏ترین اعمال ‏توقفی را فلج مى ‏کند و انسان را به سیرت و منش عاری از ملکات‏ اخلاقی و بری از دانش و بینش سوق میدهد. استعمال الکل موجب ‏دگرگونی در شخصیت انسان مى ‏شود و انسان با شرم و حیا راافسارگسیخته و بى ‏بندوبار مى ‏نماید.

عوارض مصرف الکل، غالبا منشا ارتکاب اعمال شنیع و ارتکاب‏ جرایم مى ‏گردد. طبق مطالعاتی که مؤسسات جرم‏شناسی به عمل ‏آورده ‏اند، اغلب جنایات جنسی و در حدود 70% جرایم ضرب وجرح و 80% قتل‏ها، خود آزاری و دیگر آزارى ‏ها در اثر استعمال‏ نوشابه ‏های الکلی واقع مى ‏شوند. ازدیاد تصادفات وسایط نقلیه درکشورهایی که مجاز به نوشیدن الکل هستند براثر مستی رانندگان‏ مزاحم است و روی همین اصل، استعمال مشروبات الکلی را اغلب‏ قوانین ممنوع دانسته یا محدود نموده ‏اند. (13) .

در کشورهای سویس و فرانسه اگر میزان الکل در خون بیش از 5/0سانتى‏گرم در لیتر خون باشد، شخص مجاز به رانندگی نیست و تکرارکننده این جرایم از حق رانندگی بری شش ماه محروم مى‏شود. دردانمارک این مقدار یک سانتى ‏گرم و در انگلستان 8/0 مى ‏باشد. (14) .

اثرات سوء نوشیدن الکل منحصر در آن چه گفتیم نیست. الکل نه ‏تنها اعتدال روانی و تنظیم حرکات و فعالیت‏های انسان را مختل‏مى‏سازد بلکه آثار مخرب دیگری بر دستگاه‏های مختلف بدن‏مى‏گذارد; به عنوان نمونه، مصرف الکل، باعث‏سوءهاضمه واختلال دستگاه گوارش و کبد مى‏شود، زیرا به علت جاذب الرطوبه‏بودن آن، آلبومین‏های سلول‏های کبد و معده را منعقد مى‏کند. درنتیجه معده اسیدکلریدریک پس نمیدهد و سلول‏های کبد حالت‏مومی شکل (تشمع کبدی) به خود مى‏گیرند. (15) .

این است که اسلام با نوشیدن هر نوع مشروبات الکلی، خرید وفروش و هر نوع بهره ‏برداری از آن‏ها به شدت برخورد کرده است.خمر در آیات قرآنی، پلیدی و رفتار شیطانی تلقی گردیده، نوشیدن ‏آن، گناه کبیره قلمداد و هم چون قمار بازی موجب برانگیختن بذرعداوت و دشمنی دانسته شده است. (16) .

براساس روایات اسلامی، کسی که خمر می‏نوشد، تا چهل روز،نماز او پذیرفته نمى‏شود. بلکه در تمامی ادیان الهی، هنگامی که کامل‏گشته‏اند، تحریم خمر جزء برنامه‏های قطعی آن‏ها بوده است. (17) نوشنده خمر در روز قیامت‏با صورت سیاه و زبان بیرون آمده درحالی که آب دهان او بر سینه‏اش مى‏ریزد و فریاد العطش برمى‏آورد، محشور مى‏گردد. کسی که جرعه‏ی شراب بنوشد، روح ایمان از وى‏گرفته مى‏شود و روح ناپاک و پست جایگزین آن مى‏گردد. (18) .

متاسفانه هم اکنون در کشورهای لائیک و عمدتا در کشورهاى‏غربی مقادیر زیادی الکل به صورت مشروبات الکلی مصرف‏ مى‏شود. تنها در سال 1955 در فرانسه مطابق گزارش رسمی وزارت‏دارایی این کشور، تعداد 455054 مشروب فروشی دایر بود; یعنى‏بری هر 86 نفر یک باب مشروب فروشی وجود داشته است.

این در حالی است که مصرف الکل سال به سال به طور مرتب دراین کشورها افزایش یافته است. هم اکنون دانشمندان کتاب‏هاى ‏متعددی درباره الکلی‏سم و مسائل کیفری و ناهنجارى‏هاى ‏اجتماعى ‏نوشته ‏اند. پروفسور سیگار در کتاب خود تحت عنوان‏«الکلى‏سم از گذرگاه اجتماعى‏» الکلى‏سم را یکی از مهم‏ترین علل‏شکست فرانسه در جنگ دانسته و آکادمی علوم فرانسه، قطع نامه‏اى ‏به همین مضمون در محکومیت مصرف نوشابه‏ های الکلی صادرنموده است.

از لحاظ علم ژنیتک نیز، اکثر فرزندان افراد الکلی، مبتلا به ‏روان‏پریشانى ‏های شدید می‏گردند و به همان جهت، عقب‏ ماندگى ‏های مختلف شعوری در آنان ایجاد می ‏شود. (19) .

3- کاربرد الکل
از الکل، به عنوان پرمصرف‏ترین ماده شیمیایی در فرایند ساخت وسنتز، جدا سازی و تولید مى‏توان نام برد.

در صنعت، الکل را جهت تهیه لاک، ورنی و رنگ‏های انیلین ودواجات به کار مى‏گیرند. الکل در آزمایشگاه‏ها به عنوان سوخت‏کاربرد دارد. ولی استفاده از آن به این منظور، به صرفه نیست.

الکلی که در صنعت‏به کار گرفته مى‏شود، از لحاظ ماهیت، هیچ‏تفاوتی با الکل طبی ندارد و هر دو همان الکل اتیلیک یا اتانول‏مى‏باشند. منتها به دلایلی نظیر گرفتن مالیات از نوشابه‏های الکلی و یاجلوگیری از سوءاستفاده از آن‏ها، کارخانجات تولید کننده الکل، موادسمی، بد بوکننده (هم چون متانول یا عرق چوب) و مواد رنگین‏کننده (هم چون پریدین) به آن مى‏افزایند. (20) .

الکل بهترین حلال آلی است و لذا در آزمایشگاه‏ها و صنایع داروسازی کاربرد بسیار زیادی دارد. در مواردی نیز الکل جهت محافظت‏از رشد میکروبی در فرآورده‏های دارویی، ساخت روکش قرص‏ها، وضدعفونی کننده وست‏به کار مى‏رود. (21) .

در پزشکی نیز الکل جهت ضدعفونی کردن ابزارهای طبی و غیره‏به کار گرفته مى‏شود. به علاوه قطعات تشریحی را به خوبی مى‏توان‏در الکل از گندیدن و عفونت محافظت نمود. هم چنین الکل درساختن ادکلن‏ها و لوازم آرایشی نیز کاربرد فراوان دارد.

4 - روش‏های تهیه الکل
الکل اتیلیک یا اتانول اولین ترکیب آلی است که انسان تهیه نموده است، چرا که قدمت صنعت الکل تقریبا به اندازه قدمت‏صنعت‏نان است.

الکل مورد بحث از راه‏های گوناگونی تهیه مى‏شود که مى‏توان‏آن‏ها را به دو روش کلی تقسیم نمود: روش طبیعی(تخمیر) و روش‏صنعتی. ذیلا این روش‏ها را مورد مطالعه قرار میدهیم:

الف - روش تخمیر یا فرمانتاسیون (22)
در حقیقت پدیده تخمیر چیزی جز تجزیه قند نیست. نهایت قند به‏صورت‏های گوناگون در طبیعت‏ یافتwww.zibaweb.com مى‏شود:انگور،کشمش،خرما،جو،برنج، سیب‏زمینی، ذرت و مانند این ها به میزان زیادی قند در بردارند ولذا این‏گونه مواد مى‏تواند منابع اولیه جهت تهیه مایع الکلی باشد.

قارچ یا مخمرها موجوداتی هستند که قادرند به طریق بى‏هوازى‏رشد نمایند; یعنی در محیط واجد اکسیژن فراوان، مخمرها موادقندی را با تنفس هوازی به گاز کربنیک و آب تجزیه مى‏کنند. و درغیاب اکسیژن، مواد قندی را تخمیر و گاز کربنیک و اتانول یا الکل‏اتیل تولید مى‏کنند.

هم اکنون ثابت‏شده که تخمیر در واقع توسط یک آنزیم به نام‏«زیماز» که توسط سلول‏های قارچ تولید شده عملی مى‏گردد. این‏آنزیم‏ها یک نوع کاتالیزر آلی هستند که باعث اجری عمل و سرعت‏آن شده ولی خود دخالت مستقیم نمى‏کنند. (23) .

نتیجه فرایند تخمیر، مایعی است که عمدتا محتوی آب و الکل‏است که آن را خمر مى‏نامیم. ولی مواد دیگری چون گلیسیرین واسیدسوکسینیک نیز به مقدار کم در آن یافت مى‏شود. در کنار این هاماده‏ی هم به نام روغن فوزل در نتیجه تخمیر به دست مى‏آید. (24) .

به هر حال مایع به دست آمده درجه الکلی بسیار پایینی در حدتقریبی 18 درصد دارد. بری این که غلظت الکل در این مایع را که ازآن به درجه الکلی تعبیر مى‏کنند، افزایش دهند، از فرایند تقطیر مجزا (25) استفاده مى‏کنند. اساس این عمل، تفاوت دمی جوش الکل و آب‏است. الکل تقریبا در 78 درجه سانتى‏گراد مى‏جوشد. در حالی که آب‏بری جوشیدن باید به دمی صد درجه برسد. از این تفاوت نقطه‏جوش استفاده کرده مایع الکلی را که همان خمر است در دیگ‏هایى‏ریخته و حرارت میدهند. الکل که نقطه جوش پایین‏تری داردسریع‏تر بخار مى‏شود. بخار به دست آمده را از لوله‏ی که اطراف آن راهوی سرد پوشانده عبور میدهند و به حالت مایع در مى‏آورند.

هر چه این عمل را - که «رکتیفیکاسیون‏» نامیده مى‏شود - بیش ترتکرار کنند، الکل درجه خلوص بیش تری پیدا مى‏کند به طوری که‏بیش تر الکل‏های کاربردی در صنایع مختلف داری درجه خلوص‏96 مى‏باشند. در حالی که مشروبات الکلی درجه الکلی بسیارپایین‏تری دارند;مثلا آب‏جو 4 الی 6 درصد، شراب 16 تا 20 درصد وعرق یا ویسکی تا 40 درصد در بردارنده ماده سکرآورالکل مى‏باشند.

ب - روش صنعتی
مواد اولیه جهت تهیه الکل به روش صنعتی، از منابع طبیعی نظیرنفت، گاز طبیعی، ذغال سنگ و توده‏های زیستی به دست مى‏آید. این‏مواد طی فرایندهای گوناگون و احیانا پیچیده به الکل تبدیل‏مى‏شوند. (26) در این فرایندها ماده‏ی به نام استیلن(CH CH) درمجاورت جیوه با آب ترکیب شده و ماده دیگری به نام استالدئید یااتانال به دست مى‏آید سپس ماده مزبور را با هیدروژن ترکیب و اتانول‏یا الکل اتیل به دست مى‏آورند.

هم چنین ماده دیگری به نام اتیلن(CH2 CH2) را در مجاورت‏اسیدسولفوریک با آب ترکیب و از آن الکل اتیل تهیه مى‏کنند. هر دوماده مزبور (اتیلن و استیلن) از فراورده‏های نفتی مى‏باشد. هم اکنون‏روش تخمیر در تهیه الکل کم تر مقرون به صرفه است و بیش تر الکل‏مورد نیاز صنایع به طریق شیمیایی و به کمک صنایع نفت تولیدمى‏گردد. ولی با اتمام ذخایر نفتی مسلما اهمیت تخمیر در ساخت‏الکل به مراتب بیش تر خواهد بود.

سلاح های موفق و ماندگار

             

 

سلاح های موفق و ماندگار

 








سلاحی که در زمان خود "فاتح غرب وحشی" نام گرفت، در سال 1866 (متجاوز از 140 سال قبل) توسط کمپانی اسلحه سازی Winchester – به مدیریت اولیور وینچستر (که در پست های قبلی عکسش تقدیم شد) اختراع گردید تا جایگزین تفنگ های گلوله زنی و سرپر موجود در دست ارتش ایالات متحده و ماجراجویان غرب وحشی شود. این سلاح در ابتدا Yellow boy (پسرک زردروی) نام گرفت که دلیلش استفاده از صفحه برنجی روی سیستم خوراک رسان اسلحه بود. این سلاح در سالهای پایانی جنگ شمال و جنوب آمریکا وارد ارتش گردید و بدلیل کاهش سفارش بعد از پایان جنگ، فروش آن به مردم عادی و شکارچیان سرعت گرفت.

وینچستر 1866



مدل بعدی آن که در سال 1873 به بازار عرضه شد، سرعت مسلح شدن بالاتر و دقت بیشتری داشت و برای کالیبر 44 عادی و کالیبر 44 مگنوم ساخته شده بود. (مگنوم یعنی قدرتمند و به فشنگ های گفته می شود که از فشنگ معمولی بلند تر بوده و باروت بیشتری در خود دارند و لاجرم ضرب گلوله شان بالاتر از انواع عادی است).




مگنوم 44 به گواه تاریخ، در طول 140 سال کارکرد خود، بیش از هر کالیبر دیگری انسان ها و شکار های گوناگون را از پا درآورده است.

فشنگ مگنوم44




وینچستر 1873 در دست مردم عادی (غالبا مزرعه دارها و گله دارها)

شکارچی معروف – ویلیام کودی معروف به بوفالو بیل – و تفنگ وینچستر او



مدل های بعدی آن که در سال های 1876 تا 1892 وارد بازار شدند قادر به استفاده از کالیبر 45 بودند. مدل 1876 سالها سلاح سازمانی پلیس سواره سلطنتی کانادا – RCMP – Royal Canadian Mounted Police - بود. جان وین هنرپیشه معروف فیلم های وسترن در فیلم های خود از مدل های کالیبر 45 این سلاح استفاده می کرد.


پلیس سواره کانادا و تفنگ1876




جان وین و تفنگ وینچستر



محبوبیت وینچستر مگنوم 44 نزد شکارچیان حتی بعد از گذشت 140 سال کمترین کاستی پیدا نکرده و شکارچیان نخجیر های بزرگ و تروفه و علاقه مندان به تیراندازی به سبک غرب وحشی، از طرفداران جدی این سلاح هستند. در این تصویر یک شکارچی به همراه موس (گوزن درشت جثه آمریکای شمالی) مشاهده می کنید.




مشخصات فنی
وزن: 4.3 کیلوگرم – طول: 1250 میلیمتر – طول لوله: 762 میلیمتر – کالیبر: 22 یا 44 یا 45
خشاب لوله ای در زیر لوله تفنگ با ظرفیتی بین 8 تا 15 فشنگ (بسته به کالیبر)





الیور وینچستر

چای کوهی (نام علمی Hypericum perforatum)

 

چای کوهی (نام علمی Hypericum perforatum)


::: چای کوهی ویروس ایدز را از بین می برد

تحقیقات جدید دانشمندان نشان می دهد که چای کوهی (هوفاریقون) می تواند ویروسها را از بین ببرد و حتی روی ویروس بیماری AIDS نیز اثر دارد.
خاصیت چای کوهی ویروس ایدز را از بین می بردویروس کشی و تقویت کنندگی چای کوهی باعث شده که بیماران مبتلا به ایدز از این گیاه برای تقویت سیستم دفاعی بدن استفاده کنند.

چای کوهی با نام علمی (Hypericum perfratum) گیاهی است که معمولا به صورت خودرو در میان مزارع گندم و ذرت یافت می شود و به مقدار زیاد در آمریکا و اروپا پرورش می یابد و در ایران در دامنه کوههای البرز، چالوس، مازندران و نقاط غرب ایران به حد زیادی می روید.
گلهای این گیاه به رنگ سفید یا زرد است که در بالای ساقه به صورت مجتمع به چشم می خورد که این گلها کمی معطر و دارای بوی مخصوصی است.
چای کوهی از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است و خواص درمانی بسیاری دارد این گیاه ضد کرم معده و روده است و گرفتگی صدا را باز می کند.
این گیاه برای درمان مرض کزاز بکار می رود و اگر برگ آن را به صورت پودر روی زخمهای عمیق بپاشید این نوع زخمها را خوب می کند.
چای کوهی درمان کننده بیماری مننژیت است؛ درد پشت و گردن و خشکی گردن را درمان می کند و ضدافسردگی است.
این گیاه اشتها را باز می کند بنابراین می توان آنرا به بچه ها و افراد مسن که اشتها ندارند داد. کسانی که از داروهای آسم و ضدسرماخوردگی و حساسیت استفاده می کنند نمی توانند چای کوهی مصرف کنند

::: عصاره چای سبز به عنوان آنتی‌اکسیدان طبیعی در فراورده‌های آرایشی قابل استفاده است

یافته‌های محققان ایرانی نشان داد: عصاره چای سبز می‌تواند به عنوان یک آنتی‌اکسیدان طبیعی در محصولات آرایشی جایگزین آنتی‌اکسیدانهای تجاری متداول که عوارضی در پی دارند، استفاده شود.

یافته‌های تحقیق دکتر کتایون مرتضی سمنانی، دکتر مجید سعیدی، دانشیاران دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مازندران و دکتر زهرا نوزادی، داروساز در مقایسه فعالیت آنتی اکسیدانی عصاره چای سبز با آنتی اکسیدان‌های تجاری در کرم هیدروکینون 2 درصد نشان می‌دهد: عصاره چای سبز در مقایسه با سدیم متا بی‌سولفیت و BHT اثر آنتی اکسیدانی بیشتری داشته و با توجه به ویژگیهای این عصاره در محافظت پوست در مقابل اشعه ماورای بنفش و کاربرد این گیاه به صورت موضعی که از گذشته برای برطرف کردن تورم به کار می‌رفته است می‌توان به این گیاه به عنوان یک آنتی اکسیدان طبیعی در فرآورده‌های آرایشی بیش از پیش توجه کرد.

با توجه به عوارض مختلف گزارش شده از آنتی اکسیدان‌های تجاری، در سالهای اخیر، ‌تحقیقات بر روی دستیابی به آنتی اکسیدان‌های سالم‌تر و موثرتر از منابع طبیعی متمرکز شده است.

هیدوکینون، یک ماده روشن کننده است که به سختی پایدار شده و براثر اکسیداسیون در معرض هوا به سرعت قهوه‌یی رنگ می‌شود.

محققان در این پژوهش، فعالیت آنتی اکسیدانی عصاره فنانولی برگهای خشک شده چای سبز را در مقایسه با آنتی اکسیدان‌های تجاری در غلظت‌های 1/0، 5/0، 1 و 2 درصد در کرم هیدروکنیون دو درصد را بررسی کردند.

همچنین فرآورده‌های حاوی آنتی اکسیدانها و این را عصاره به مدت سه ماه در دمای 25 درجه سانتیگراد و 45 درجه سانتیگراد و به دور از نور نگهداری شدند.

پایداری فیزیکی و درصد هیدروکنیون باقیمانده پس از دو هفته، 1،2 و 3 ماه بررسی شد. نتایج این مطالعه حاکی از تسریع تخریب هیدروکینون با افزایش دما بود.

در ماه سوم، در هر دو دمای 25 و 45 درجه سانتیگراد، ‌عصاره در تمامی غلظت‌ها فعالیت بیشتری را در مقایسه با آنتی اکسیدان‌های تجاری نشان داد.

همچنین در ماه سوم، فرآورده‌های حاوی عصاره پایداری فیزیکی مناسبی را با مقدار هیدروکینون باقیمانده 70،75،77 و 81 درصد (به ترتیب افزایش غلظت) در دمای 25 درجه و 50، 54، 58 و 62 درصد در دمای 45 سانتیگراد نشان داد.

::: عصاره چای سبز می‌تواند سرطان زا باشد

پژوهش‌های محققان دانشگاه می‌سی سی پی نشان داد که مکمل‌های غذایی ساخته شده از عصاره چای سبز باعث رشد و نمو توده‌های سرطانی خاصی در بدن می شود.

این مطالعه که در شماره اخیر نشریه ‪ journal of natural productبه چاپ رسیده است تاثیر ماده موثر موجود در عصاره چای سبز بر عامل تنظیم‌کننده کلیدی رشد سلول‌های سرطانی در حضور اکسیژن کم یا فاکتور شماره یک القاء شده با کاهش اکسیژن را بررسی کردند.

دانشمندان دریافتند که عصاره چای سبز در مقادیر زیاد نه تنها از بروز سرطان پیشگیری نمی‌کند و سلول‌های سرطانی را نمی‌کشد بلکه به رشد و بقاء سرطان کمک می‌کند.

نوشیدن چای سبز بسیار مفید است . هزاران سال است که مردم چای سبز می نوشند ولی این عقیده که برای پیشگیری و مهار سرطان روزانه عصاره چای سبز که معادل ‪۱۰۰ها فنجان چای است بنوشیم باید تصحیح شود.

 

::: چاى سبز در درمان سرطان پروستات موثر است

بنا به گزارش چاپ شده در مجله پژوهش هاى سرطان ، مواد شیمیایى موسوم به پلى فنولها که در ساختمان چاى سبز وجود دارد از سرعت پیشروى سرطان پروستات ،جلوگیرى مى کنند.
به نوشته شماره جدید نشریه درد،تحقیقات پژوهشگران نشان مى دهد که دادن پلى فنولهاى چاى سبز به موش ها از گسترش و پیشرفت سرطان پروستات در آنها جلوگیرى مى کند.
در این مطالعه پژوهشگران ،مواد شیمیایى چاى را به منظور استفاده دراین پژوهش تصفیه کرده و مورد استفاده قرار دادند.
آنها دریافتند که پلى فنون ها از یک خط سیر شیمیایى که وظیفه و نقش اساسى در توسعه سرطان پروستات دارد ،جلوگیرى مى کنند.
به گفته پژوهشگران ،سرطان پروستات در مردان بالاى۵۰ سال بروز مى کند
ولى مراحل شیمیایى که باعث ایجاد سرطان پروستات مى شود چندین سال قبل از آن شروع مى شوند.
اگر ما به هر طریق بتوانیم این روند پیشرفت سرطان پروستات را از۲۰ سال تا حتى۲۵ سال تغییر بدهیم ،آن وقت مى توان گفت به یک دستاورد قابل توجه دست یافته ایم .
پژوهشگران همچنین تاکید مىکنند که نوشیدن حتى۱۲ فنجان چاى سبز در هر روز مسمومیتى در بدن انسان ایجاد نمى کند.

  ::: از خواص ضد سرطانی چای چه می‌دانید؟

چای در کنار فایده‌های فراوانش خاصیت ضد سرطانی نیز دارد. مطالعات دانشمندان استرالیایی نشان می‌دهد مصرف طولانی مدت چای سبز تا 77 درصد سرطان تخمدان در زنان را کاهش می‌دهد.

در این تحقیق با مطالعه بر روی 900 زن ثابت شد آنان که چای سبز مصرف می‌کنند میزان ابتلا به سرطان تخمدان در آنها به مراتب پایین‌تر از دیگران است. دانشمندان گفتند خاصیت ضد سرطانی در چای خشک سیاه نیز وجود دارد اما این خاصیت کمتر از چای سبزست.

دانشمندان آمریکایی نیز اعلام کردند: علت پیشگیری از سرطان در چای وجود ماده‌ای به نام کاتیسین است که در پیشگیری از سرطان مثانه نیز مؤثرست.

 

::: نوشیدن منظم چای سبز استقامت بدن را در تمرینات ورزشی افزایش می‌دهد

 

براساس تازه‌ترین بررسی‌ها مصرف میزان مشخصی از عصاره چای سبز به طور منظم میزان استقامت افراد را برای ورزش کردن از 8 تا 24 درصد افزایش می‌دهد.
براساس گزارش مجله آمریکایی فیزیولوژی - کنترل، این یافته‌ها تاییدی بر فرضیه‌ای است مبنی بر این که تحرک برای استفاده از اسیدهای چرب یک راهکار قابل توجه برای افزایش ظرفیت استقامت و توانایی تحمل افرادست.
محققان می‌گویند: براساس محاسبات، یک ورزشکار به وزن 75 کیلوگرم باید برای دستیابی به ظرفیتی که مدنظر ما است و براساس آزمایشات به دست آمده در روز 4 فنجان عصاره چای سبز بنوشد.
این بررسی‌ها نشان می‌دهد که مصرف بالای این نوشیدنی و یا مواد تشکیل دهنده فعال آن برای دستیابی به این هدف کافی نیست بلکه مصرف منظم و در یک دوره‌ طولانی تاثیرگذارست.

چای کوهی (نام علمی Hypericum perforatum) گیاهی است از تیره کلازیاسه (Clusiaceae) که معمولا به صورت خودرو در میان کشتزارهای گندم و ذرت یافت می شود و به مقدار زیاد در آمریکا و اروپا پرورش می یابد و در ایران در دامنه کوههای البرز، چالوس، مازندران و نقاط غرب ایران و در مسیر قله چین کلاغ به حد زیادی می روید.

نام‌های دیگر آن گل راعی، هزارچشم، علف چای، هوفاریقون است.

گلهای این گیاه به رنگ سفید یا زرد است که در بالای ساقه به صورت مجتمع به چشم می خورد که این گلها کمی معطر و دارای بوی مخصوصی است. چای کوهی از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است و خواص درمانی بسیاری دارد این گیاه ضد کرم معده و روده است و گرفتگی صدا را باز می کند. این گیاه برای درمان مرض کزاز بکار می رود و اگر برگ آن را به صورت پودر روی زخمهای عمیق بپاشید این نوع زخمها را خوب می کند.


چای کوهی درمان کننده بیماری مننژیت است؛ درد پشت و گردن و خشکی گردن را درمان می کند و ضدافسردگی است. این گیاه اشتها را باز می کند بنابراین می توان آنرا به بچه ها و افراد مسن که اشتها ندارند داد. کسانی که از داروهای آسم و ضدسرماخوردگی و حساسیت استفاده می کنند نمی توانند چای کوهی مصرف کنند خاصیت این گیاه در درمان افسردگی به اثبات رسیده و مکانیزم اثر ضد افسردگی آن از طریق مهار آنزیمی است.ماده موثره این گیاه هایپریسین میباشد که فراورده های آن هم بر اساس همین ماده استاندارد سازی میشوند و اثر ضد افسردگی گیاه نیز مربوط به این ماده میباشد.


در واقع این ماده مهار کننده ی آنزیم mono amino oxidase Mao میباشد که کاملا مانند داروی ترانیل سیپرومین میباشد. از این گیاه دو فراورده دارویی در بازار ایران موجود میباشد.قطره هایپیران و قرص پرفوران که هر دو در درمان افسردگی کاربرد دارند. نکته قابل ذکر در مورد این گیاه و فراورده های آن تداخلات زیاد آن میباشد که مصرف آن را محدود نموده است و دلیلش هم مهار آنزیمی است.

مانی پیامبر ایران باستان

 

مانی پیامبر ایران باستان


مانی پیامبرایرانی است که نفوذ افکارش بیش از یک هزارسال در خِطّه وسیعی از چین تا اروپای مرکزی و شمال آفریقا حادثه آفریده. وی در آخرین سال های حکومت اشکانیان به دنیا آمد. پدرو مادرش احتمالاً از دودمان نجبای اشکانی و پیرو مذهب ماندایی ها یا صابئین بودند که پس از مهاجرت از فلسطین در دشت میشان از نواحی خوزستان می زیستند.


صابئین یا ماندائی ها غسل تعمید می یافتند و طریقه گُنوسی، مخلوط با عقاید بابِلی و ایرانی، در معتقدات ایشان راه یافته بود.مانی روز جلوس شاپور اوّل، دوّمین پادشاه ساسانی، از راه آشنایی با برخی شاه زادگان و درباریان، به حضور شاه رسید و کتاب خود شاپورگان را بدو تقدیم داشت ومورد علاقه و احترام او قرار گرفت و سالیان دراز در مسافرت ها و جنگ ها همراه شاپور به نقاط مختلف سفر کرد. وی ظاهراً در مداوای بیماران نیز شهرت داشت.در زمان جانشینان شاپور، مانی سال ها در زندان بود و عاقبت به بدخواهی موبَدان بزرگ درباری، از جمله کَرتیر، محاکمه و وحشیانه شکنجه و کشته شد. محکومیت مانی نتیجه قدرت فوق العاده ای بود که موبَدان زَرتُشتی، با پیوند دین و سیاست در دوران ساسانیان، به دست آورده بودند. پیکر بی جان مانی سال ها بر دروازه جندی شاپور آویخته بود. این دروازه را تا قرن ها بعد آن را دروازه مانی می خواندند


به باور مانَویان، زناشویی و داشتن فرزند اسیر کردن دوباره نور در ظلمتِ مادّه و تن است. بنابراین، برگزیدگان مانَوی از ازدواج پرهیز داشتند. با این همه زنان درجوامع مانَوی مورد احترام بسیار بودند. در تاریخ روم از زنی به نام جولیا یاد می شود که یکی از مبلّغان معروف مانی بود. وی در دربار امپراتور با شجاعت و زبان آوری تمام از عقاید خویش دفاع کرد و عاقبت چون دیگر مانَویان جان بر سر اعتقادات خود گذاشت.
دین مانی درزمان خود او به وسیله مبلّغان به سراسر جهان متمدّن آن روزگار پراکنده شد. پس از کشته شدن مانی سرکوب مانَویان با شدّت و خشونت بسیار در داخل ایران دنبال گردید، حدودیک قرن پس از قتل مانی، در سوریه، مصر، آفریقای شمالی تا اسپانیا و مملکت گال از حضور فعّال مانویان نشان بسیار برجای بوده است.

در قرن چهارم میلادی، سنت آگوستین، که بعدها آثار او از جمله مهم ترین نوشته ها در دفاع از مسیحیت به حساب آمد، به مدّت نه سال مانَوی شد. در کتاب های معروف او شهر خدا و شهر دنیا، که در ردّ عقاید مانی نوشته شده، تأثیر عقاید مانی آشکار است. اهمیّت و نفوذ مانَویان دراین قرن در رم، مرکز پاپ، به درجهای بود که کنستانتین، امپراتور روم در سال 326م برضدّ اهل بدعت (مانَویان) فرمانی صادر کرد و درسال 372م والنتاین حقوق اجتماعی را ازمانَویان سلب کرد و برای برگزیدگان مانَوی حکم اعدام و تبعید داد.

دین مانی در اواخر قرن هفتم میلادی به چین راه یافت. درسده دهم میلادی ریاست مذهبی مانَویان از بابِل به سمرقند منتقل شد، از راه جامعه های سرّی و پنهانی منتشر و هم ردیف با عقاید تائو و بودا پیروان بسیار یافت. بعد از اسلام، در زمان خلفای اُموی و عبّاسی، کشتار مانویان بارها صورت گرفت. دراین زمان ایشان را زَندیق یا زَندیک می گفتند. نوشته های بسیار در ردّ عقاید آنان برجای مانده است. با این همه شماری قابل ملاحظه از ایرانیان نامی دربار خلفا مانَوی بودند یا ایشان را به داشتن این عقاید متّهَم می کردند. ابن مُقَفَّع، مترجم و نویسنده بزرگ دربار اُموی و اوایل دوره عبّاسی از مشهورترین آن هاست.

تشخیص هویت از روی گوش

تشخیص هویت از روی گوش


با پیشرفت فن اوری و علم گوش ها نیز هویت مارو نشون میدن و فقط اثار انگشت ردپای مجرمان نیستند. با مطالعه این مقاله به این امر پی خواهید برد!!!

 عملکرد خاص سلول‌های مژک‌دار حلزون داخلی، صداهای گوش را به روشی جدید برای تشخیص هویت افراد تبدیل کرده است.

فرض کنید شما قربانی یک سرقت یا کلاهبرداری شده‌اید. فرد کلاه‌بردار با بانک شما تماس می‌گیرد تا موجودی حسابتان را به حساب خودش انتقال دهد. اما کارمند بانک به جای این‌که اطلاعات جزئی شخصی شما را از وی بپرسد،‌ با فشار یک دکمه، ‌صدای ضربه‌های خفیفی را در گوش وی ایجاد می‌کند. خیلی سریع به بانک هشدار می‌رسد که فرد تماس‌گیرنده، صاحب اصلی حساب نیست و به همین سادگی، تماس تلفنی کلاه‌بردار با بانک شما به پایان می‌رسد.

اگر این روش تشخیص هویت زیستی (بیومتری) جدید که برای تشخیص هویت افراد از آن‌‌سوی خط تلفن طراحی شده، با موفقیت جواب دهد؛ ممکن است روزی این سیستم‌های حفاظتی ‌تبدیل به سیستم‌هایی عادی و پیش‌پا افتاده‌ای شوند. این روش بر پایه این واقعیت ایجاد شده است که گوش‌ نه تنها صداها را می‌شنود،‌ که خودش هم صداهایی را تولید می‌کند. البته صداهایی که گوش تولید می‌کند تنها با میکروفون‌های فوق‌حساس قابل تشخیصند.

اگر ثابت شود صداهایی که در گوش تولید می‌شوند برای هر شخصی منحصر به فرد است،‌ با چنین روشی می‌توان امنیت معاملات تلفنی و نیز داد و ستدهای بانکی با استفاده از تلفن را بالا برد. به علاوه، دیگر نیازی به حفظ کردن کدهای شناسایی متعدد نخواهد بود. هم‌چنین می‌توان گوشی‌های همراه را به این سیستم مجهز کرد تا با نصب برنامه‌ای،‌ بتواند صاحب خود را تشخیص دهد. این گوشی‌ها در صورت به سرقت رفتن خود را از کار می‌اندازند.

صداهایی که در گوش تولید می‌شوند و انتشارات اتوآکوستیک (OAEs) نامیده می‌شوند، ‌در واقع از بخش حلزونی درون گوش داخلی ساطع می‌شوند. دانشمندان چنین حدس می‌زنند که این صداها بر اثر حرکت سلول‌های مژک‌دار موجود در بخش بیرونی حلزون گوش‌ ایجاد می‌شود. به طور معمول،‌ صداهایی که وارد گوش می‌شوند، این مژک‌ها را می‌لرزانند؛ این لرزش به علایم الکتریکی تبدیل می‌شود و پس از طی مسیر عصبی شنیداری،‌ باعث شنیده شدن صدا و در واقع حس کردن آن می‌شود. اما خود این سلول‌های مژک‌دار هم با انقباض و انبساط خود،‌ باعث تولید صدا می‌شوند.

استفان بیبی،‌ از مهندسان دانشگاه سوت‌هامپتون و مدیر این پژوهش، درباره دلیل تولید این صداها می‌گوید:‌ «شنیدن یک فرایند فعال است. در واقع گوش برای این که انرژی از دست رفته طی جذب صدا را به درون گوش‌ها جایگزین کند،‌ انرژی مصرف می‌کند. این فرایند کمک می‌کند تا ما بتوانیم صداهایی را بشنویم که در غیر این صورت قادر به شنیدن آن‌ها نبودیم. اما هم‌چنین، باعث می‌شود بخشی از انرژی داده‌شده به سلول‌های مژک‌دار از طریق ‌انتشارات اتوآکوستیک آزاد شود».

وجود چنین صداهایی از دهه 1940/ 1320 پیش‌بینی شده بود، اما تا زمان اختراع میکروفون‌های مخصوص صداهای مافوق پایین در دهه 1350 / 1970، شناسایی نشده بود. صداهای تولید شده در گوش‌ با به صدا در آوردن چند صدای ضربه متوالی ایجاد می‌شوند. بازتاب این صداها‌ بین 1 تا 5 کیلوهرتز و دامنه‌شان متفاوت است. اخیرا از تست صداهای ضربه برای تشخیص مشکلات شنوایی در نوزادان استفاده می‌شود، زیرا در صورت وجود مشکلات شنوایی، ‌انتشارات اتوآکوستیک گوش ضعیف‌تر خواهند بود.

اما آن‌چه این ایده را در بیبی و همکارانش ایجاد کرده، این است که قدرت و فرکانس انتشارات اتوآکوستیکی که توسط صداهای ضربه متوالی خاص در گوش افراد مختلف ایجاد می‌شوند،‌ بر اساس شکل گوش داخلی افراد متفاوت است. بیبی می‌افزاید:‌ «شنوایی‌شناسان می‌گویند که می‌توانند بر اساس پروفایل انتشارات متنوعی که با صدای ضربه‌ها ایجاد شده‌اند،‌ جنسیت افراد و حتی ریشه‌های نژادی آن‌ها را تشخیص دهند».

بیبی و گروهش با استفاده از بودجه انجمن علوم فیزیک و مهندسی انگلستان در تلاشند ببینند آیا می‌توان از الگوهای انتشارات اتوآکوستیک گوش هم مثل اثر انگشت یا اسکن عنبیه چشم،‌ به عنوان ابزاری برای تعیین هویت زیستی استفاده کرد. بییی می‌گوید: «در شرایط کنترل شده آزمایشگاهی، انتشارات اتوآکوستیک در همه افراد متفاوت است. اما حتی اگر این روش بتواند در عمل هم به عنوان ابزار تشخیص هویت زیستی برای تمایز افراد به کار رود‌، هنوز تا رسیدن به آن نقطه خیلی کار دارد.»

به گفته وی در این راه مشکلات زیادی وجود دارد که باید حل شود. برای مثال، این انتشارات در افراد الکلی از بین می‌روند. داروهای متفاوت و نیز عفونت‌های گوش یا گرفتگی گوش هم می‌توانند دامنه این انتشارات را تغییر دهند.
اگر این گروه بتواند تا قبل از ضرب‌الاجل خود در اواسط سال 2010/ 1389 موفق شود،‌ امیدوار است که تولیدکنندگان لوازم الکترونیکی را تشویق به ساخت هد‌ست یا گوشی‌های همراهی کند که در قسمت گوشی خود به میکروفون‌های فوق‌حساس مجهز باشند. بقیه کار را نرم‌افزار مخصوص انجام خواهد داد.

با این حال، ساخت یک ابزار تشخیص هویت زیستی جدید،‌ کار مشکل و بزرگی است. تونی منزفیلد، ‌رییس بخش ارزیابی‌های تشخیص هویت زیستی در آزمایشگاه ملی فیزیک انگلستان می‌گوید: «‌این گروه نه تنها باید ثابت کند که روش آن‌ها از خطای کمی برخوردار است،‌ بلکه باید نشان دهد انتشارات اتوآکوستیک ضبط شده از گوش افراد برای مدت طولانی ثابت می‌مانند، طوری که بتوان بعد از گذشت سال‌ها روی داده‌های ضبط شده حساب کرد. اثرانگشتی که از یک فرد 20 ساله می‌گیرید،‌ در 60 سالگی او هنوز هم معتبر است.»

با این که این ایده بسیار جالب به نظر می‌رسد، ‌اما سوالات بسیاری را برمی‌انگیزد که باعث شده استفاده از این روش به اندازه اثر انگشت،‌ اسکن عنبیه چشم و دی.ان.ای قابل اعتماد به‌نظر نرسد. برای مثال،‌ در مورد گوشی‌های همراه،‌ اگر شما بخواهید در شرایط اضطراری از گوش همراه یک دوست یا اعضای خانواده استفاده کنید، ‌استفاده از این روش این کار را برای شما غیرممکن خواهد ساخت؟ یا اگر به بیماری‌های گوش مبتلا شوید یا در فضایی با صداهای زمینه بسیار بلند قرار بگیرید،‌ باز هم این روش جواب خواهد داد؟ به علاوه اگر از راه یک تماس تلفنی بتوان به هویت شخصی پی برد،‌ آیا چنین امکانی راهی برای سواستفاده باز نمی‌کند؟ به نظر می‌رسد باید منتظر ماند تا نتیجه بررسی‌های دقیق‌تر در مورد این روش جدید مشخص شود.

"بعضی وقتها برای بیشتر بودن باید رفت"