تاریخچه عدد صفر

تاریخچه عدد صفر

یکی از معمول ترین سئوالهائی که مطرح می شود این است که: چه کسی صفر را کشف کرد؟ البته برای جواب دادن به این سئوال بدنبال این نیستیم که بگوئیم شخص خاصی صفر را ابداع و دیگران از آن زمان به بعد از آن استفاده می کردند.

اولین نکته شایان ذکر در مورد عدد صفر این است که این عدد دو کاربرد دارد که هر دو بسیار مهم تلقی می شود یکی از کاربردهای عدد صفر این است که به عنوان نشانه ای برای جای خالی در دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) بکار می رود. بنابراین در عددی مانند 2106 عدد صفر استفاده شده تا جایگاه اعداد در جدول مشخص شود که بطور قطع این عدد با عدد 216 کاملاً متفاوت است. دومین کاربرد صفر این است که خودش به عنوان عدد بکار می رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده می کنیم.

هیچکدام از این کاربردها تاریخچه پیدایش واضحی ندارند. در دوره اولیه تاریخ کاربرد اعداد بیشتر بطور واقعی بوده تا عصر حاضر که اعداد مفهوم انتزاعی دارند. بطور مثال مردم دوران باستان اعداد را برای شمارش تعداد اسبان، ... بکار می برند و در اینگونه مسائل هیچگاه به مسئله ای برخورد نمی کردند که جواب آن صفر یا اعداد منفی باشد.

بابلیها تا مدتها در جدول ارزش مکانی هیچ نمادی را برای جای خالی در جدول بکار  نمی بردند. می توان گفت از اولین نمادی که آنها برای نشان دادن جای خالی استفاده کردن گیومه (") بود. مثلاً عدد6"21 نمایش دهنده 2106 بود. البته باید در نظر داشت که از علائم دیگری نیز برای نشان دادن جای خالی استفاده می شد ولیکن هیچگاه این علائم به عنوان آخرین رقم آورده نمی شدندبلکه همیشه بین دو عدد قرار می گیرند بطور مثال عدد "216 را با این نحوه علامت گذاری نداریم.  به این ترتیب به این مطلب  پی می بریم که کاربرد اولیه عدد صفر برای نشان دادن جای خالی اصلاً به عنوان یک عدد نبوده است.

البته یونانیان هم خود را از اولین کسانی می دانند که درجای خالی ,صفر استفاده می کردند اما یونانیان دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) مثل بابلیان نداشتند. اساساً دستاوردهای یونانیان در زمینه ریاضی بر مبنای هندسه بوده و به عبارت دیگر نیازی نبوده است که ریاضی دانان یونانی از اعداد نام ببرند زیر آنها اعداد را بعنوان طول خط مورد استفاده قرار می دادند.

ادامه نوشته

عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف

عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف:

 

عدد هفت در قدیم : مردم بابل عدد هفت را مقدس می شمردند ، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است ، ایام هفته هفت روز است.

 

هفت از نظر مذاهب: به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد .

عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند ، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند.


هفت در آئین مسیح : هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است ، در انجیل از هفت روح پلید صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتولیک ، هفت نوع شادی و هفت غسل تعمید وجود دارد.


هفت در اسلام: آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را دید که گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلی هفت عدد است . پیش از اسلام در بین اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است . هفت نفر قاری قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشیاء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نیز مذکور است .


هفت در تصوف : هفت وادی سلوک در تصوف معروف است 1) طلب ، 2)عشق ، 3)معرفت ، 4) استغنا ، 5)توحید ، 6) حیرت ، 7)فنا ، مولوی می گوید:


هفت شهر عشق را عطار گشت                    ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم


هفت در تاریخ : همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش ، هفت نقش ملاحظه می شود . جنگهای هفت ساله در زمان لوئی 11 واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است.

 

معابد هفت طبقه: در بابل و آشور هر معبدی هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سیمین، سفید، سیاه، ارغوانی، آبی و سبز). حصار اکباتان هفت دیوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد.

 

سفره هفت سین:

 

در کشورهای مختلف هفت سین‌های متفاوتی پهن می‌شود، حتی در برخی از نقاط ایران و دیگر کشورها به جای هفت سین، هفت شین پهن می‌کنند، سفره هفت سینی که امروزه بیشتر مرسوم است داری هفت مورد از چیزهای مانند:

 

·          سبزه : نماد خرمی و نو زیستی

·          سرکه : نماد شادی ( میوه درخت تاک در ایران میوه شادی خوانده میشد )

·          سمنو : نماد خیر و برکت

·          سیب : نماد مهر و مهرورزی

·          ســیر : نگهبان سفره ( در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند )

·          سماق: نماد مزه زندگی

·          سنجد : نماد حیات و بزر حیات

·          سپـند :  (اسفند)

 

زندگی‌نامه اقلیدس


. زندگی‌نامه اقلیدس

 «اقلیدس» پسر «نوقطرس بن برنیقس»، ریاضی دان، منجم و هندسه دان بزرگ تاریخ است که در سال 323 ق.م متولد شد. اقلیدس ریاضیدان یونانی در شهر اسکندریه مصر زندگی می کرد و کتاب معروف «اصول هندسه» را در این شهر بزرگ آموزشی نوشت. «اصول هندسه»، کتاب درسی اقلیدس بود که بیش از 2000 سال مورد استفاده قرار گرفت. «ژولیو سزار»، «آیزاک نیوتون»، «جرج واشنگتن» و «آلبرت انیشتین» همگی هندسه مسطحه مقدماتی را از روی کتاب اقلیدس فرا گرفتند. اقلیدس این درک علمی را به وجود آورد که تنها گردآوری واقعیت ها کافی نیست، بلکه باید به واقعیت ها نظم منطقی داد و آنها را خلاصه و نظام مند کرد، تا اصول کلی به دست آیند.

اقلیدس با دقت تمام، کتاب خود را سازماندهی کرد. بدین ترتیب که ابتدا تمام دانسته های مربوط به موضوع را جمع آوری کرده، بسیاری از تعاریف و حقایق اساسی یا بدیهیات را معرفی کرد، مابقی کتاب را به طور منطقی مرتب نموده و برهانهای گمشده را پیدا کرد. او نتایج هندسه خود را با استفاده از برهانهای ریاضی و بر مبنای بدیهیات و اصول موضوع یا فرض هایی که در ابتدای کتاب خود آورده است، تکامل بخشید.
فرض پنجم اقلیدس، اصل موضوع موازی بودن است : از نقطه ای خارج از یک خط ، تنها یک خط می توان به موازات آن رسم کرد. اصل موضوع موازی بودن، اثبات می کند که مجموع زوایای داخلی هر مثلث برابر 180 درجه است. قرنها بعد، «کارل گاوس» ریاضیدان بزرگ ، این مشاهدات را مورد آزمایش قرار داد. او از تلسکوپ های قوی و تجهیزات نقشه برداری دقیق برای اندازه گیری زاویه های مثلث با ضلعهای چند کیلومتری استفاده کرد. با در نظر گرفتن خطای آزمایش، مجموع زوایای داخلی هر مثلث، همانگونه که اقلیدس گفته بود، 180 درجه شد. اصل موضوع موازی بودن، امروزه همچنان به عنوان یک فرض محسوب می شود. ریاضیدانانی از جمله گاوس، فرض های دیگری را به منظور دیدن آنچه که روی می دهد، جانشین کردند. اخترشناسان اعتقاد دارند که برخی از هندسه های نااقلیدسی، می توانند کاربردهایی در جهان واقعی داشته باشند. مثلا ریاضیات حاکم بر ستاره های نوترونی، ممکن است نا اقلیدسی باشد.
کتاب « مبانی هندسه»، مرجع کاملی در زمینه هندسه مسطحه، تناسب، خواص اعداد و هندسه فضایی است. اقلیدس در این کتاب ثابت می کند که تعداد اعداد اول، بی نهایت است.
معروفترین نقل قول اقلیدس مربوط به گفته ای است که در پاسخ به بطلمیوس اول، پادشاه مصر و لیبی، بیان داشته است. به بطلمیوس پیشنهاد شده بود که هندسه را پیش اقلیدس بخواند. بطلمیوس پی برد که فهم قضایای هندسه برای او مشکل است و از اقلیدس درخواست کرد که راه ساده تری برای آموزش آنها انتخاب کند. اقلیدس سریعاً پاسخ داد که در هندسه راه شاهانه وجود ندارد.
از زندگی شخصی اقلیدس عملاً چیزی شناخته شده نیست. احتمالاً وی پیش از سفر به اسکندریه، در آتن تحصیل کرده است. او مبانی هندسه را در یونان نوشت که پس از ترجمه متن عربی آن به زبان لاتین، به دست دانشمندان دوران رنسانس رسید.
شهرت اقلیدس به دلیل نوشتن مجموعه اصول ( 13 کتاب) است. این کتابها حاوی اصول و قضایای هندسی بودند و بیش از 2000 سال پایه ریاضیات را تشکیل می دادند.
در واقع این کتابها چنان واضح نوشته شده بودند که نسخه اصلاح شده آنها تا اوایل سالهای 1900 میلادی هنوز در مدارس استفاده می شد. این کتابها مبتنی بر کارهای خود او و دیگر ریاضیدانان یونانی از جمله هیپوکرات از اهالی کیوس (قرن پنجم ق.م)، تئودیوس، تئاتتوس، و ادوکسوس است. در این کتابها فرمولهای هندسی، مانند فرمولهای تهیه شده توسط ریاضیدان و فیلسوف یونانی فیثاغورث ( تقریباَ570 تا    500 ق.م ) برای محاسبه اندازه دایره، کره، و حجم اشکال فضایی منتظم ارائه شده است. این کتابها همچنین به عنوان زیربنای ریاضیات جدید محسوب می شوند. دیگرموضوعات مورد بحث در اصول، عبارتند از: اپتیک (نورشناسی) و پرسپکتیو (علم مناظر) . کار اقلیدس به عربی ترجمه شد و در سراسر اروپا و خاورمیانه گسترش یافت.
او همچنین کتابی به نام «جومطی یا» تالیف کرده است که در یونانی آن را« اسطروشیا» می نامند و معنی آن« اصول هندسه» می باشد. اقلیدس در حدود 300 ق.م، و دوران حکومت بطلیموس اول (حدود 367 تا حدود 283ق.م) در مصر، مدرسه ای را در اسکندریه مصر تاسیس نمود که مرکز مطالعات علمی یونانی شد. در کتاب برهان آمده است : « اقلیدس به معنی کلید هندسه می باشد، چرا که اقلی به زبان یونانی یعنی کلید و دس به معنای هندسه است».
اگر چه بعضی از قضایای اقلیدس هنوز معتبر است، اما ریاضیدان و فیزیکدان معروف، آلبرت انیشتین (1879-1955م) ثابت کرد که هندسه اقلیدس در سراسر فضا و زمان معتبر نیست. اقلیدس تالیفاتی نیز درباره موسیقی و موضوعات دیگر دارد. او در سال 283 ق. م در گذشت.

قضیه فیثاغورس

دو  انیمیشن از قضیه فیثاغورس :

انیمیشن  اول:

انیمیشن  دوم:

مطالبی در باره آمار

آمار رشته وسیعی از ریاضی است که راههای جمع آوری، خلاصه سازی و نتیجه گیری از داده ها را مطالعه می کند. ین علم برای طیف وسیعی از علوم دانشگاهی از فیزیک و علوم اجتماعی گرفته تا انسان شناسی و همچنین تجارت، حکومت داری و صنعت کاربرد دارد.

آمار رشته وسیعی از ریاضی است که راههای جمع آوری، خلاصه سازی و نتیجه گیری از داده ها را مطالعه می کند. این علم برای طیف وسیعی از علوم دانشگاهی از فیزیک و علوم اجتماعی گرفته تا انسان شناسی و همچنین تجارت، حکومت داری و صنعت کاربرد دارد.  

آمار رشته وسیعی از ریاضی است که راههای جمع آوری، خلاصه سازی و نتیجه گیری از داده ها را مطالعه می کند. این علم برای طیف وسیعی از علوم دانشگاهی از فیزیک و علوم اجتماعی گرفته تا انسان شناسی و همچنین تجارت، حکومت داری و صنعت کاربرد دارد.


هنگامی که داده ها جمع آوری شدند چه از طریق یک شیوه نمونه گیری خاص یا به وسیله ثبت پاسخ ها در قبال رفتارها در یک مجموعه آزمایشی ( طرح آزمایشcf  ) یا به وسیله مشاهده مکرر یک فرایند در طی زمان  ( سری های زمانی ) خلاصه های گرافیکی یا عددی را می توان با استفاده از آمار توصیفی به دست آورد.

 

الگوهای موجه در داده ها سازمان بندی می شوند  تا استنباط در مورد جمعیت های بزرگتر به دست آید که این کار با استفاده از آمار استنباطی صورت می گیرد و  تصادفی بودن و عدم حتمیت در مشاهدات را شناسایی می کند. این استنباط ها ممکن است به شکل جوابهای بله یا خیر به سؤالات باشد ( آزمون فرض )، مشخصه های عددی را برآورد کند ( تخمین ) ، پیش گویی مشاهدات آتی باشد، توصیف پیوند ها باشد ( همبستگی ) ویا مدل سازی روابط باشد ( رگرسیون ).

 

 شبکه توصیف شده در بالا گاهی اوقات به عنوان آمار کاربردی اطلاق می شود. در مقابل، آمار ریاضی ( یا ساده تر نظریه آماری ) زیر رشته ای از ریاضی کاربردی است که از تحلیل و نظریه احتمال برای به کارگیری آمار برروی یک پایه نظری محکم استفاده می کند.

 

 

● احتمال


 کلمه احتمال از کلمه لاتین probare  ( به معنی اثبات یا آزمایش کردن ) منشأ می گیرد. در زبان محاوره، احتمال یکی از چندین لغتی است که برای دانسته یا پیشامدهای غیر حتمی به کار میرود و کم و بیش با لغاتی مثل مشابه، با ریسک، خطرناک، نامطمئن، مشکوک و  بسته به متن قابل معاوضه می باشد. شانس، بخت و شرط بندی از لغات دیگری هستند که نشان دهنده برداشت های مشابهی هستند. همانگونه که نظریه مکانیک تعاریف دقیقی از عبارات متداولی مثل کار و نیرو دارد، نظریه احتمال نیز تلاش دارد تا برداشت های احتمال را کمیت سازی کند.

 

 

● روش های آماری

 

 

۱) مطالعات تجربی و مشاهداتی

 


ـ هدف کلی برای یک پروژه تحقیقی آماری، بررسی حوادث اتفاقی بوده و به ویژه نتیجه گیری روی تأثیر تغییرات در مقادیر شاخص ها یا متغیر های مستقل روی یک پاسخ یا متغیر وابسته است. دو شیوه اصلی از مطالعات آماری تصادفی وجود دارد : مطالعات تجربی و مطالعات مشاهداتی . در هر دو نوع از این مطالعات، اثر تغییرات در یک یا چند متغیر مستقل روی رفتار متغیر های وابسته مشاهده می شود. اختلاف بین این دو شیوه درچگونگی مطالعه ای است که عملاً هدایت می شود.

 


ـ  یک مطالعه تجربی در بردارنده روش های اندازه گیری سیستم تحت مطالعه است که سیستم را تغییر می دهد و سپس با استفاده از روش مشابه اندازه گیری های اضافی انجام می دهد تا مشخص سازد که آیا تغییرات انجام شده، مقادیر شاخص ها را تغییر می دهد یا خیر. در مقابل یک مطالعه مشاهداتی، مداخلات تجربی را در بر نمی گیرد. در عوض داده ها جمع آوری می شوند و روابط بین پیش بینی ها و پاسخ بررسی می شوند.

 

ـ  یک نمونه از مطالعه تجربی، مطالعات Hawthorne مشهور است که تلاش کرد تا تغییرات در محیط کار را در کمپانی الکتریک غربی Howthorne  بیازماید. محققان علاقه مند بودند که آیا افزایش نور می تواند کارایی را در کارگران خط تولید افزایش دهد. محققان ابتدا کارایی را در کارخانه اندازه گیری کردند و سپس میزان نور را در یک قسمت از کارخانه  تغییر دادند تا مشاهده کنند که آیا تغییر در نور می تواند کارایی را تغییر دهد. به واسطه خطا در اقدامات تجربی، به ویژه فقدان یک گروه کنترل، محققان در حالی که قادر نبودند آنچه را که طراحی کرده بودند، انجام دهند توانستند که محیط را با شیوه Hawthorne  آماده سازند.

ادامه نوشته

مطالبی در مورد عدد ۱۳ :

با اینکه عدد ۱۳ را ما در فرهنگ قدیمی خود عدد نحس می دانیم ولی در ریاضی بسیار دارای کاربرد است .در این مورد چند نوع آنرا در اینجا می آوریم :

13 عدد اول است.

● 1-13^2 عدد اول مرسن است.

● 13جسم ارشمیدسی موجود است. (اجسام ارشمیدسی اجسامی هستند که وجوه آنها چند ضلعی بوده، نه لزوما از یک نوع ، و کنجهای آنها مساوی هستند.)


● عدد 13کوچکترین Emirp است. (Emirp عدد اولی است که اگر ارقام آن را معکوس کنیم مجددا عددی اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....)

● 169=2^13 بامعکوس کردن ارقام آن داریم: 961="2^31 یعنی رقم های آن مجددا معکوس می شود."

●2^13، 1+!12 را عاد می‌کند.

● 13عدد Happy است.(برای دانستن این که عددی Happy است، مجموع مربعات رقمهای عدد را پیدا کرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب می‌کنیم با ادامه این روند اگر به عدد 1 دست پیدا کردیم آنگاه به آن عدد Happy گفته می‌شود. مثلا برای عدد سیزده 10="2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 بنابراین13" عدد Happyاست.)

● 13نیمی از 3^3+ 3^1- است.


●شاخه زیتونی که در پشت دلارهای آمریکا کشیده شده است 13 برگ دارد.

●2^13عدد !(1 -13)+ 1را عاد می‌کند بنابراین یک عدد اول ویلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p که،p و p^2، مقدار p-1)!+1 ) را عاد کنند، عدد اول ویلسون نامیده می‌شود. مثلا عدد 5 عدد ویلسون است. تنها اعداد شناخته شده 5 و 13و 563 است .)

●چرتکه چینی دارای سیزده ستون مهره‌ برای محاسبات است.

● 13بزرگترین عدد اولی است که می تواند به دو عدد متوالی به صورت n^2+3 افراز می شود.

● 1+13- 13^13 عدد اول است.

● نخستین حفره‌ی اول با طول سیزده بین دو عدد 113و 127اتفاق می‌افتد. (منظور از حفره‌ی اول تعداد اعداد مرکب بین دوعدد اول متوالی است.)



● 13 کوچکترین عدد اول جایگشت‌پذیر (Permutable Number) است. ( این اعداد، اعداد اولی حداقل با دو رقم مجزا هستند که با تجدید آرایش در رقم هایشان همچنان عددی اول باقی می مانند مثلا برای عدد 337 ، 733 و 373 و 337 عدد اول است از دیگر اعداد از این قسم می‌توان به 13,17,37,79,113,119و جایگشتهای آن اشاره کرد.)


● هشت عدد اول دیگر می‌تواند به وسیله تغییر یک رقم از 13 تولید شود.{11, 17, 19, 23, 43, 53, 73, 83}

● نخستین بار پرچم امریکا 13 ستاره و 13 خط داشت که نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلی این کشور بود.

● عدد 13 کوچکترین عددی است که ارقام آن در پایه چهار معکوس 13 است. ( 13 در پایه چهار 31 است.)

● رویه‌ی بیضوی روی اعداد گویا که دارای نقطه‌ی گویا از مرتبه‌ی 13 باشد موجود نیست.

● 2^13= 19+...+8+7

● عدد 2^13توسط مربعات مجزای اعداد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 بیان می‌شود.

●طولانی ترین رکورد پرواز یک جوجه 13 ثانیه است.



●131211109876543212345678910111213عدد اول است.

● معکوس عدد 2^13 عددی اول است.

● ELEVEN + TWO = TWELVE + ONE(عبارت فوق تحریفی از حل معادله‌ی 13 است.)

● 13کوچکترین عدد اولی است که از مجموع مربعات دو عدد اول مجزا یعنی 2^3+2^2 بدست می آید.

●اقلیدس و دیافانتی هر کدام 13 کتاب نوشته‌اند.

●با به کار بردن نخستین سه عدد اول داریم : 13="5+3^2

●فیلم" 13 نوامبر" ، آلفرد هیچکاک هیچگاه به پایان نرسید.

● بعضی از افراد فکر می کنند که عدد 13 عددی نحس است.

●مجموع نخستین 13عداد اول برابر 13 امین عدد اول است.

●رساله 13 جلدی Almagestبزرگترین کار بطلمیوس بود. قضیه‌ی ریاضی را با توجه به حرکتهای ماه ،خورشید و سیاره ها را فراهم ساخت.

● مجموع باقی مانده های حاصل از تقسیم عدد 13 برنخستین اعداد اول تا 13 برابر 13 است.

● 13کوچکترین عدد اولی است که مجموع ارقام آن مربع است.

●13کوچکترین عدد اولی است که به شکل p^2+4( که p اول است) نوشته می شود.

● اویلر 13 فرزند داشت که 5 فرزند او به سن نوجوانی رسیدن و تنها 3 نفر باقی ماندند.

● مجموع توانهای چهارم نخستین 13عدد اول به علاوه‌ی عدد یک ، عددی اول(6870733) است.

● 13 کوچکترین عدد اول -است این عدد برابر است با :
(p = (x^6+y^6)/(x^2+ y^2

● اگر برای عدد اول pداشته باشیم:p-1)!="-1 " mod p^2 ) آن عدد، عدد ویلسون است. ( تنها اعداد شناخته شده 5 ،13 و 563 است.)

● (13+1)13-13^(13+1) عددی اول است.

● بد یمن بودن روز جممعه ایی که 13امین روز ماه باشد یکی از خرافات رایج در جوامع است.

●13کوچکترین عدد اولی است که به صورت مجموع مجزا از اعداد اول به شکل 4n+3نیست.

●به طور طعنه آمیز گفته می شود که : 13 ، 15 امین عدد خوشبختی است.

●13بزرگترین عدد اول فبوناچی است که(13)Fاول است.

●13 از متصل شدن دو عدد نخست مثلثی ساخته می‌شود.( 1, 1+2, 1+2+3 ... اعداد مثلثی هستند.)


● مجموع نخستین 13 عدد اول 238که مجموع ارقامش 13 است.


● .به طور طبیعی هر سال 12 ماه دارد اما در حقیقت 13 ماه داریم تعجب نکنید ماه آسمان را فراموش کردید با دوازده ماه سال 13 می شود.


● 13="2^3+1^3+0^3


● کوچکترین عدد اولی است که به صورت مجموع دو عدد اول ( 2+11) نمایش داده می‌شود و همچنین کوچترین عدد اولی است که به صورت مجموع دو عدد مرکب (4+9 ) نوشته می‌شود.


● 13بزرگترین عدد اول مینیمال در پای 3 است.


● 13/13333333333333 عدد اول است. (توجه کنید که تعداد ارقام 3 بعد 1 ، 13 عدد است.)


● 13="3+7+3(توجه" کنید که3^13="(7+3)+7^3)


● 0^10+2^10+3^10+5^10+7^10+11^10+13^10عدد" اول است که بزرگترین عدد اول نا تیتانیک (Titanic Number) است. ( NumberTitanicاعداد اولی هستند که تعداد ارقام آن بیشتر از 1000 است.)


● 13-13^2عدد اول است.


● 13+13+13/13+13*13+!13+13^13 و13+13+13/13+13*13+13^13 دو عدد پانزده رقمی اول هستند.


● 13جوابی برای معادله‌ی دیوفانتوسی (Diophantine Equation) z^2="x^3-y^3" است. یعنی؛ 3^7-3^8="2^13


● 13/(13+13+13+13+13+13+13+131313+13^13) عددی اول است که شامل 13بار ترکیباتی از عدد 13 است مثلا 131313سه بار 13 در آن آمده است.


● ماموریت قمر" آپولو 13" در مسیر ماه بی نتیجه ماند علت انفجار در قسمتی از سفینه بود . نکته جالب این است که این قمر در ساعت 13:13 پرتاب شده بود و این اتفاق در 13 اوریل شکل گرفت. ( احتمالا روز جمعه!!!!!!!!)


● 13امین عدد اول مرسن عدد 1-521^2 و 13امین عدد لوکاس (Lucas Number) عدد521است.)اعداد لوکاس اعدادی هستند که به نام ریاضیدان فرانسوی EdouardLucasنامگذاری شده اند و در دنباله 1 و3و4و7 و11و.... قرار دارند این دنباله به صورت ذیل ساخته می شود که جمله اول 1 و دومین جمله 3 جمله های بعدی از مجموع دو جمله قبلی ساخته می شود مثلا جمله سوم مجموع جمله اول با دوم یعنی 1+3 است.


● (13="(!3*!1)+(!3+!1)13" و 31تنها اعداد مرسن Emirp شناخته شده هستد.


● 13کوچکترین عدد اولی است که به شکل p^2+pq+p نوشته می‌شود.


● معکوس ((1+13^13)^13) یک عدد Brilliantاست. ( به اعدادی Brilliantگویند که دو فاکتور اول با طول یکسان دارند.)

کهن ترین کتاب ریاضیکشف شده در جهان

File:Rhind Mathematical Papyrus.jpg

یکی از کهن ترین متون ریاضی کشف شده جهان، قطعه پاپیروسی موسوم به پاپیروس ریند (1) است که تصویر آنرا در شکل ملاحظه می کنید. این قطعه پاپیروس که یکی از مهم‌ترین یافته‌های باستان‌شناسی مرتبط با ریاضیات محسوب می شود، اطلاعات بسیار ارزشمندی را از ریاضیات مصر باستان در اختیار ما گذاشته است.

این قطعه پاپیروس طومار مانند كه تقریباً 30 سانتیمتر عرض و 5/5 متر طول دارد در مقبره‌ای در شهر باستانی تِبس در ساحل شرقی رود نیل كشف شد. قدمت این قطعه پاپیروس كه مطالب آن به خط تصویری (هیروگلیف) نوشته شده به 1650 سال پیش از میلاد باز می‌گردد.
بر روی این پاپیروس، نخستین نمادهای مورد استفاده توسط بشر برای نمایش عملیات ریاضی را می‌توان مشاهده كرد. به عنوان مثال در آن زمان علامت جمع را به شكل یك جفت پا نشان می‌دادند كه جهت حركت آنها به سوی عددی بود كه باید با عدد قبلی جمع بسته می‌شد.
در سال 1858 میلادی یك حقوق‌دان و مصرشناس اسكاتلندی به نام الكساندر هنری ریند (2) در یكی از سفرهایی كه به مصر داشت، این قطعه پاپیروس را در بازار شهر قدیمی لوكسور در جنوب مصر خریداری كرد. سرانجام چند سال بعد یعنی در سال 1864 موزه بریتانیا این پاپیروس را از ریند خرید و اكنون نیز از آن در همین موزه نگاهداری می‌شود.

مطالب این پاپیروس شامل مسائلی در حساب، جبر، هندسه و نیز مطالبی در مورد كاربرد ریاضیات در نقشه‌برداری، ساختمان‌سازی و حسابداری است.
یكی از مسائل جالب مطرح شده در این پاپیروس، مسأله شماره 79 ام آن است. صورت این مسأله چنین است:
"هفت نفر هركدام هفت گربه دارند. هر گربه می‌تواند هفت موش را بگیرد. هر موش می‌تواند هفت خوشه گندم را بجود و هر خوشه گندم، هفت دانه گندم می‌دهد. مجموع همه این آدم‌ها، گربه‌ها، موش‌ها، خوشه‌ها و دانه‌های گندم چقدر است؟"
به بیان امروزی می‌توان گفت كه این مسأله درواقع مسأله تعیین مجموع جملات یك تصاعد هندسی با قدر نسبت 7 است و نشان می دهد مصریان باستان از گذشته های بسیار دور با تصاعدهای هندسی آشنا بوده اند.

ریاضیدانان

اولین زن ریاضی دان که در تاریخ ریاضی از او نام برده شده : هیپاتیا

اولین فرد شناخته شده ای که کشفیات ریاضی به او نسبت داده شده : تالس

اولین فردی که یک کتاب منسجم در هندسه منتشر کرد : بقراط خیوسی

اولین کسی که مقاطع مخروطی را ارائه کرد : منایخموس

اولین کسی که تلاش جدی در فلسفه ی ریاضی به عمل آورد : افلاطون

اولین ارائه دهنده ی نظریه ی اتمی بودن جهان : دموکریتوس

اولین کسی که در مسئله ی تضعیف مکعب به پیشرفت دست یافت : بقراط خیوسی 

اولین ارائه دهنده ی برهان برای حل مسئله ی تثلیث زاویه به کمک مقاطع مخروطی : پاپوس

اولین فرد یونانی که ارتباطش با مسئله ی تربیع معلوم است : آناکساگوراس

 اولین چاپ اصول اقلیدس : سال 1482

اولین فردی که ترجمه ی انگلیسی کاملی از اصول اقلیدس ارائه داد : بیلینگزلی

اولین کسی که کوشش کرد اصول ریاضی را تدوین کند : بقراط

اولین کسی که معادلات درجه دوم را به روش هندسی حل کرد : دیوفانتوس

اولین کسی که ترجمه ی عربی واقعا رضایت بخش از اصول اقلیدس ارائه کرد : ثابت ابن قره

اولین کسی که کتابی در حساب به زبان عربی تالیف کرد : خوارزمی

اولین نویسنده ی عربی نویس که با قضیه ی دو جمله ای در شکل مثلث پاسکال کار کرد : کاشانی

اولین نمونه ی کار ریاضی اصیل که توسط اعراب انجام شده : قائده ی ثابت ابن قره برای یافتن اعداد متحابه

اولین شرح منسجم از مثلثات مسطحه و کروی در اروپا که مستقل از نجوم مورد مطاعه قرار می گرفت :  تریانگولیس اومنیودیس اثر یوهان مولر

اولین کسی که علامت های + و را به کار برد : یوهان

عدد عجیب 142857

عدد عجیب 142857 

اگر عدد مذکور را در دو ضرب کنیم، حاصل: 285714 میشود!-به ارزش مکانی 14 توجه کنید.

 

اگر این عدد را در سه ضرب کنیم حاصل: 428571 میشود!-به ارزش مکانی 1 توجه کنید.

 

اگر این عدد را در چهار ضرب کنیم حاصل: 571428 میشود!-به ارزش مکانی 57 توجه کنید.

 

اگر این عدد را در پنج ضرب کنیم حاصل: 714285 میشود!-به ارزش مکانی 7 توجه کنید.

 

اگر این عدد را در شش ضرب کنیم حاصل: 857142 میشود!-سه رقم اول با سه رقم دوم جا بجا شده اگر این عدد را در هفت ضرب کنیم حاصل: 999999 میشود.

 

این عدد به تازگی کشف نشده! بلکه هزاران ساله که به عنوان یه عدد جالب مورد توجه بوده. 142857 در واقع دوره گردش عدد 1/7 هست و خاصیتهای جالب دیگه ای هم داره.

 

همونطور که میبینید، مضارب این عدد همه یا 142857 (با گردش حلقوی) هستند یا 999999 . جالب اینجاست که برای اعداد بزرگتر هم این روند به صورت دیگه ای ادامه داره.

 

مثلا 8*142857 میشه 1.142.856، حالا اگه رقم اول رو با 6 رقم بعد جمع کنید حاصل میشه: 142.857

 

و مثلا 42*142857 میشه 5.999.994، حالا اگه رقم اول رو با 6 رقم بعد جمع کنید حاصل میشه: 999.999

 

و 142857*142857 میشه 20.408.122.4۴9، حالا اگه 5 رقم اول رو 6 رقم بعد جمع کنید حاصل میشه: 142.857

اعداد کیت (Keith

 در این پست ، شما را با  اعداد کیت (Keith)  که در سال ۱۹۸۷ توسط ریاضی‌دانی به همین نام معرفی شدند ، آشنا می‌کنیم . 

  عدد ۱۹۷ را درنظر بگیرید و با استفاده از رقم های آن ، دنباله ی اعداد زیر را تشکیل دهید :.همان طور که می بینیم از جمله ی چهارم به بعد، هر جمله از جمع سه جمله ی ماقبل خود به دست می آید و جمله ی آخر ۱۹۷ است . 

به اعدادی چون ۱۹۷ اعداد کیت (Keith ) گویند ، به تعریف زیر توجه کنید :

 تعریف : عدد n رقمی را یک عدد کیت (Keith ) گویند هرگاه دنباله ای تشکیل دهیم که الف ) n جمله ی اول آن باشند . ب) از جمله ی 1+n -ام به بعد ، هر جمله از جمع n جمله ی قبلی به دست آید . آن گاه عدد N در دنباله ظاهر شود .

اعداد کیت برای اولین بار در سال ۱۹۸۷ توسط ریاضی دانی به نام Mike Keith معرفی شدند . در جدول زیر لیست اعداد کیت ۲ رقمی، ۳ رقمی ،۴ رقمی و ۵ رقمی را می آوریم:

 

جمعا" ۹۴ عدد کیت کوچک تر از داریم . عدد ۲۷۸۴۷۶۵۲۵۷۷۹۰۵۷۹۳۴۱۳ کوچک ترین عدد کیتی است که در آن تمامی رقم های  ۰ و ۱ و ۲ و . . . و ۹  حداقل یک بار به کار رفته اند و در سال ۲۰۰۴ کشف شد .
در این جا چند عدد کیت که اول هستند را می آوریم :

 

اکنون سوال هایی را مطرح می کنیم که هنوز حل نشده باقی مانده اند :

۱) آیا بی نهایت عدد کیت وجود دارد ؟
۲) نکته ی جالب این که عدد کیت ۱۰ رقمی وجود ندارد ، آیا ۱۰=n تنها n با این خاصیت است یا n دیگری هم وجود دارد ؟

ضرب سریع

ضرب سریع

 روش ضرب اعداد در عدد ۱۱

  روش تراختنبرگ برای ضرب اعداد مختلف در عدد یازده به صورت زیر است:

 ۱- آخرین عدد مضروب (عددی که در یازده ضرب می‌شود) را به عنوان رقم سمت راست جواب می‌نویسیم

 ۲- هر عدد متوالی از مضروب با همسایه طرف راست آن جمع می‌شود

 ۳- اولین عدد مضروب، رقم سمت چپ جواب می‌شود. این آخرین مرحله محاسبه‌است

 مثال: ۱۱×۶۳۳

 حل:

 ۱- آخرین رقم ۶۳۳ اولین رقم سمت راست جواب است. یعنی عدد۳

 ۲- هر رقم متوالی از عدد۶۳۳ با همسایه طرف راست آن جمع می‌شود، یعنی ۳+۳ می‌شود که از آن عدد ۶ به دست می‌آید. این دستور را دوباره به همان شکل تکرار می‌کنیم، اینبار ۳+۶ که از آن عدد ۹ به دست می‌آید.

 ۳- اولین رقم ۶۳۳ یعنی ۶، اولین رقم سمت چپ جواب می‌شود.

 بنابر این حاصلضرب ۶۳۳×۱۱ می‌شود ۶۹۶۳ 

انواع مثلث

درباره مثلث
مثلث ار اساسی ترین اشکال درهندسه میباشد.یک مثلث دارای سه راس است که سه ضلع این رئوس را به هم وصل میکند.در هندسه اقلیدسی این اضلاع خطوطی مستقیم هستند. ولی در هندسه کروی این اضلاع کمان هایی از دایره عظیمه میباشند.

انواع مثلث

· مثلث متساوی الاضلاع: مثلثی است که دارای سه ضلع با طولهای مساوی است و زوایای داخلی این مثلث نیز با هم برابرند.

· مثلث متساوی الساقین: مثلثی است که دارای دو ضلع با طولهای مساوی استو دو زاویه داخلی برابر دارد.

البته مثلث میتواند دارای سه ضلع با طولهای مختلف و زوایای غیر مساوی باشد.

· مثلث قائم الزاویه: مثلثی را گویند که یکی از زوایای آن 90درجه باشد.نسبت های مثلثاتی مانند sin و cos ،بر روی مثلث قائم الزاویه تعریف میشوند.

· مثلث منفرجه: مثلثی را گویند که یکی از زوایای داخلی آن بیشتر از 90 درجه باشد.

· مثلث حاده : مثلثی را گویند که تمام زوایای داخلی آن کمتر از 90 درجه باشد.

300 سال قبل از میلاد اقلیدس ،اصول اولیه درباره مثلث را ارائه داد.به عنوان مثال یکی از اصول مهم در مورد مثلث این است که مجموع زوایای داخلی یک مثلث برابر 180 درجه است. بر اساس این اصل میتوان با معلوم بودن دو زاویه از مثلث اندازه زاویه سوم را بدست آورد.
یکی از مهمترین قضایای موجود در مثلثات قضیه فیثاغورث میباشد.در این قضیه رابطه بین وتر و اضلاع قائم یک مثلث قائم الزاویه بیان میشود.

مراحل حل یک مساله ریاضی

مراحل حل یک مساله ریاضی
1 ) جستجو برای الگو: همواره کار حل مساله را با نوعی ادراک شهودی از مساله شروع می کنیم و با بررسی چند حالت خاص به سوی الگوسازی برای حل کامل آن جلو می رویم.
۲) رسم شکل: در هر مساله ای که امکانپذیر باشد رسم یک شکل (اعم از هندسی یا یک نمودار و غیره) می تواند در یافتن حل مساله الهام بخش باشد و رابطه بین اجزا مساله را بهتر نمایان می سازد.
۳) صورتبندی مساله معادل: در بخش قبل دیدیم که گام نخست در حل مساله عبارت است از جمع آوری داده - جستجو - فهمیدن مساله - برقراری ارتباط بین اجزا - حدس زدن و تجزیه تحلیل. ولی اگر همه این کارها به روش معقولی میسر نباشد چه کنیم؟ یعنی اینکه ممکن است کارهای محاسباتی خیلی پیچیده باشد و یا به سادگی نتوانیم حالتهای خاصی را مطرح کنیم تا به بینش لازم برسیم.آنچه در چنین شرایطی توصیه می شود این است که مساله را با مساله ای معادل ولی ساده تر جایگزین کنیم. راه کلی در این گونه معادل سازی به بینش و تجربه های عمومی باز می گردد ولی کارهایی از قبیل دستکاریهای جبری یا مثلثاتی و تفسیر مجدد مساله با زبانی دیگر می تواند موثر باشد.
۴) تغییر مساله: در بعضی مسائل می توانیم مساله مورد نظر را به مساله دیگری تبدیل کنیم. این دو مساله لزوما معادل یکدیگر نیستند ولی حل مساله دوم حل مساله اول را نتیجه می دهد.
۵) انتخاب نمادهای مناسب: از نخستین گامها در حل مساله های ریاضی تبدیل مساله به صورتی نمادین می باشد. در انتخاب نمادها باید هر ایده کلی را ملحوظ داشته و آن را با نمادی بیان کنیم. بی دقتی در انتخاب نمادها ممکن است به از بین رفتن یا مبهم شدن بعضی از روابط منجر شود.
۶) استفاده از تقارن: وجود تقارن در یک مساله موجب می شود که با عملیات کمتری مساله را به جواب برسانیم.
۷) تجزیه به حالتهای ساده تر: گاهی اوقات می توان یک مساله را به تعدادی مساله ساده تر و کوچکتر تبدیل کرد که هر کدام از این مسائل ساده تر را می توان جداگانه در نظر گرفت.
۸) کار عقب رونده: کار عقب رونده یعنی اینکه نتیجه مورد نظر را مفروض گرفته شروع به استنتاج هایی از آن کنیم تا به یک مساله حل شده برسیم. در این صورت گامهای معکوسی را در نظر بگیریم تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنیم.
۹) بررسی نقیض: استفاده از تناقض یعنی مفروض گرفتن نادرستی حکم و با استنتاج به نتیجه نادرست یا متناقضی رسیدن از روشهای آشنا در ریاضیات است.
۱۰) زوجیت: ایده ساده زوج و فرد بودن یکی از ابزارهای بسیار قوی در حل مساله است که کاربردهای وسیعی دارد.
۱۱) بررسی حالتهای حدی: در برخورد اولیه با مساله بعضی اوقات تغییردادن پارامترها بین حدهای پایین و بالای ممکن آنها ایده هایی برای حل مساله به همراه خواهد داشت.

۱۲) تعمیم: معمولا ساده سازی یک مساله راهگشای حل آن است. اما در بعضی موارد حالت تعمیم یافته مساله سهل تر قابل حل است و حالت مورد نظر را می توان به عنوان یک حالت خاص نتیجه گرفت. در واقع ایده تعمیم و در کنار آن مجرد سازی ویژگی خاص ریاضیات نوین است. در پایان اشاره می کنم که سعی کنید یک مساله را در صورت امکان به چند روش حل کنید. این کار باعث بهبود سرعت و خلاقیت شما در حل مسائل دیگر می شود. روشهای مختلف حل مساله بخشهایی از زوایای پنهان مساله را برای شما آشکار می کند

دو نکته کاربردی


اگر مجموع تعدادي عدد فرد  متوالي را داشته باشيم، عدد وسطي برابر است با حاصل تقسيم مجموع عدد ها بر تعدادشان.

سوال) مجموع سه عدد فرد متوالي عدد  153

 است . عدد بزرگتر چند است؟

۴۹و۵۱و۵۳

اگر مجموع دو عدد اول ،عددي فرد باشد ،يكي از آن دو عدد  اول حتما 2 است

سوال) مجموع دو عدد اول 31 مي باشد .اختلاف آن دو عدد چند است؟

 

 ۲۹=۲-۳۱

۲۷=۲-۲۹

بنا براین آن دو عدد ۲و۲۹ است. و اختلاف آندو عدد ۲۷ می باشد.

قاعده ای بسیار جالب در تقسیم

یک عدد ۶ رقمی دلخواه در نظر بگیرید و با رسم خطی عمودی بین صدگان و هزارگان آن ، آن را به دو عدد ۳ رقمی تقسیم کنید.اکنون جای این دو عدد ۳ رقمی را عوض کنید تا عدد ۶ رقمی دیگری به دست آید،سپس اختلاف دو عدد 6 رقمی و اختلاف دو عدد ۳ رقمی را به دست آورده و این اختلاف ها را بر هم تقسیم کنید. نکته ی جالبی که پس از انجام این کار ها نتیجه می شود، این است که خارج قسمت این تقسیم همواره ۹۹۹ است. به مثال زیر توجه کنید:
عدد ۶ رقمی ۱۲۳۴۵۶ را در نظر می گیریم . حال جای سه رقم سمت چپ این عدد را با سه رقم سمت راست عوض می کنیم ،عدد ۶ رقمی ۴۵۶۱۲۳ به دست می آید.
123/456=====>>456/123
این دو عدد از دو عدد ۳رقمی ۱۲۳ و ۴۵۶ ساخته شده اند .
حال اختلاف دو عدد ۶ رقمی را به دست می آوریم: 123456-456123=332667
اختلاف دو عدد ۳رقمی را هم حساب می کنیم: 123-456=333
سپس اولی را بر دومی تقسیم می کنیم . در این صورت خواهیم داشت:332667/333=999

و این هم انیمیشن این طرح :

[تصویر:  Tarhe%20Taghsim.gif]

نکاتی برای استفاده در بحث معادله خط

اگر یک خط روی صفحه ی مختصات داده شود و معادله ی آن را بخواهند چه می کنید ؟ دراین

 صورت دو نقطه روی خط در نظر می گیریم به شرط آن که این دو نقطه را بتوانیم تعیین مختصات


نماییم سپس رابطه ی بین طول وعرض این نقاط را تشخیص می دهیم.


معادله ای که از مبداً مختصات می گذرد در حالت کلی به چه صورت است ؟ y=ax


چه زمانی دو خط با هم برابراند ؟ هرگاه شیب آنها باهم برابر باشد دو خط باهم موازی هستند.


برای نوشتن معادله ی دو نقطه ی داده شده که طول آنها با هم برابر است چه می کنید؟ معادله ی


 خط به صورت x = عدد طول


 واگر عرضها باهم برابر باشند معادله ی خط به صورت y =عددعرض است.

اتحاد جبری

مقدمه و معرفی


در ریاضیات اتحادها تساوی هایی هستند که به ازای هر مقدار عددی از دامنه خود که بجای متغییرهایشان قرار دهیم همواره برقرار باشند. به عنوان مثال تساوی برای هر x عضو دامنه برقرار است. لذا این عبارت جبری یک اتحاد است، اما تساوی فقط برای x=1 برقرار است. پس این عبارت یک اتحاد نمی باشد. در واقع در مورد یک اتحاد در اصل به یک تساوی بدیهی چون 0=0 می رسیم.
به عنوان مثال در اتحاد مثال زده شده دو طرف ساده شده و تساوی 0=0 حاصل می شود.
به این ترتیب تفاوت میان یک اتحاد جبری و یک معادله جبری در این است که اتحاد جبری به ازای همه مقادیر دامنه برقرار است در صورتی که یک معادله جبری به ازای تعداد محدودی از اعضای دامنه(مجموعه جواب معادله) برقرار است.
عبارات زیر نمونه ای از اتحاد است:

اتحادهای مهم جبری


در میان اتحادهای جبری، برخی از اتحادها بسیار مهم و کاربردی می باشند و در حل معادلات، محاسبات جبری، تجزیه عبارت جبری و... بسیار کاربرد دارند. از این رو دانستن و به کاربردن آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. در این قسمت به بررسی این اتحادهای مهم می پردازیم.

اتحاد مربع مجموع دو جمله



مثال:

اتحاد مربع تفاضل دو جمله



مثال:

اتحاد مکعب مجموع دو جمله



مثال:

اتحاد بسط دو جمله ای نیوتن

در دو اتحاد قبل مشاهدی کردید که عبارت مجموع با تفاضل دو جمله چون (a+b)،(a-b) به توان های دو و سه رسیدند. حال این اتحاد برای توانهای طبیعی n هم قابل تعمیم است و به آن اتحاد بسط دو جمله ای نیوتن می گویند.




مثال:


اتحاد مربع سه جمله



مثال:

تعمیم اتحاد مربع چند جمله





مثال:


اتحاد مزدوج



مثال:

  • لازم به توضیح است اگر داشته باشیم a+b آنگاه عبارت a-b را مزدوج عبارت اول یعنی a+b می گویند.

اتحاد جمله مشترک



مثال:

تعمیم اتحاد جمله مشترک




  • این روال به همین ترتیب برای حالات دیگر هم برقرار است.

مثال:



اتحاد مجموع مکعبات دو جمله(اتحاد چاق و لاغر)



مثال:

تعمیم اتحاد مجموع مکعبات دو جمله(اتحاد چاق و لاغر)


پس می توان نتیجه زیر را بیان کرد:

  • لازم به توضیح است که این اتحاد فقط برای حالتی برقرار ست که توان n عدد طبیعی فرد باشد.

مثال:

اتحاد تفاضل مکعبات دو جمله(اتحاد چاق و لاغر)



مثال:

تعمیم اتحاد تفاضل مکعبات دو جمله(اتحاد چاق و لاغر)


پس می توان نتیجه زیر را بیان کرد:

  • لازم به توضیح است این این اتحاد برای هر عدد طبیعی n برقرار است.

مثال:

اتحاد اویلر


  • برهان:



  • صورتی دیگر از اتحاد اویلر:

  • برهان:



  • نتایج اتحاد اویلر:
    • اگر a+b+c=0 آنگاه
    • اگر a=b=c آنگاه

مثال:

همچنین اگر باشد آنگاه داریم:

اتحاد لاگرانژ



مثال:

نکاتی از ریاضی راهنمایی

- برای بدست آوردن تعداد زیر مجموعه های یک مجموعه ی n عضوی 2 رابه توان n می رسانیم.

- تعداد زیر مجموعه های ۲ عضوی یک مجموعه ی n عضوی برابر است  برابر است با  باحاصل ضرب د در n-1 تقسیم بر 2 .

- تعداد زیر مجموعه های 3 عضوی یک مجموعه ی n عضوی برابر است با حاصل ضرب n ضرب در n-1 ضرب در n-2 تقسیم بر 6 .

- تعداد حالاتی که n فرد یک صف را تشکیل می دهند برابر است با :!n 

-حاصل ضرب مقسوم علیه های یک مجموعه برابر است با خود عدد به توان نصف تعداد مقسوم علیه های آن.

 -تعداد حالاتی که می توان n نفر دور یک میز بنشیند برابر است با: ! (n-1)

سری فیبوناتچی

. سری فیبوناتچی

 سری فیبوناتچی 

 

 در سال ۱۲۰۲ لئونارد فیبوناچی (Leonardo Fibonacci) توانست به یک سری از اعداد دست پیدا کند که بعدها بعنوان پایه برای بسیاری از رابطه‌های فیزیک و ریاضی استفاده شد، کافی است از عدد صفر و یک شروع کنید. آنها را کنار هم بگذارید و عدد بعدی را از جمع کردن دو عدد قبل بدست آورید، بسادگی به این رشته از اعداد خواهید رسید:

. . . ،0,1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144

 البته برخی از ریاضیدانان عدد صفر را جزو رشته فیبوناچی نمی‌دانند و یا حداقل آنرا جمله صفرم سری می‌دانند. 

 

نکته‌ای که تعجب برانگیز است آنکه اگر از عدد سوم نسبت اعداد این سری را به عدد قبلی حساب کنیم خواهیم داشت :

1/1, 2/1, 3/2, 5/3, 8/5, 13/8, 21/13, 34/21, 55/34, 89/55, 144/89, ...

و یا :

1, 2, 1.5, 1,666, 1.6, 1,625, 1.6153, 1.6190, 1.6176, 1.6181, 1.6179 , ... 

 

 بنظر می‌رسد که این رشته به سمت همان عدد طلائی معروف میل می‌کند. بگونه‌ای که اگر نرخ عدد چهلم این رشته را به عدد قبلی حساب کنیم به عدد 1.618033988749895 می‌رسیم که با تقریب 14 رقم اعشار نسبت طلایی را نشان می‌دهد.

بعدها محاسبات و استدلال های ریاضی نشان داد که این سری همگرا به سمت نسبت طلایی می‌باشد. 

  معمای زاد و ولد خرگوش
 در واقع فیبوناچی در سال 1202 به مسئله عجیبی علاقمند شد. او می‌خواست بداند اگر یک جفت خرگوش نر و ماده داشته باشد و رفتاری برای زاد و ولد آنها تعریف کند در نهایت نتیجه چگونه خواهد شد. فرضیات اینگونه بود :

- شما یک جفت خرگوش نر و ماده دارید که همین الآن بدنیا آمده‌اند.
- خرگوشها پس از یک ماه بالغ می‌شوند.
- دوران بارداری خرگوشها یک ماه است.
- هنگامی که خرگوش ماده به سن بلوغ می رسد حتما" باردار می‌شود.
- در هر بار بارداری خرگوش ماده یک خرگوش نر و یک ماده بدنیا می‌آورد.
- خرگوش ها هرگز نمی‌میرند.

حال سئوال اینجاست که پس از گذشت یکسال چه تعداد خرگوش نر و چه تعداد خرگوش ماده خواهیم داشت؟


 لئوناردو فیبوناچی ایتالیایی حدود سال 1200 میلادی مساله ای طرح کرد : فرض کنید که یک جفت خرگوش نر و ماده در پایان هر ماه یک جفت خرگوش نر و ماده جدید بدنیا بیاورند ... اگر هیچ خرگوشی از بین نرود , در پایان یک سال چند جفت خرگوش وجود دارد؟

فیبوناچی تصمیم گرفت برای محاسبه تعداد انها Fn را تعداد جفتها در شروع ماه N ام فرض کند.
پس F1 =1 و F2 =2 خواهد بود ... چون در شروع ماه اول فقط یک جفت اصلی وجود دارد...اما با شروع ماه دوم جفت اول جفت دوم را درست می‌کند.
سپس او متوجه شد که با شروع ماه N ام جفت‌ها به دو گروه تقسیم می‌شوند: Fn-1 تعداد جفت‌های قدیمی و تعداد جفت‌های جدید پس از N-1 ماه است .چون جفت جدید پس از یک ماه تولید می‌شود و بعد از یک ماه دیگر اولین جفت خود را تولید می‌کند ... تعداد جفت‌های جدید برابر تعداد جفت‌های دو ماه قبل است که با Fn-1 نشان داده می‌شود .
پس :

Fn= Fn-1 + Fn-2

با استفاده از این فرمول و مقادیر اولیه F1 =1 و F2 =2 میتوان تعداد جفت‌ها را پس از یک سال بدست آورد و نوشت F12=233 .
با یک توافق عمومی مقادیر اولیه از 1 و 1 بجای 1و 2 شروع می‌شود (بطوری که جمله های دنباله بصورت زیر نوشته می‌شوند)

... ,1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144,233 
 

 پس پاسخ این سئوال را در ابتدای مطلب بیان کرده‌بودیم. 

 منبع:رشد

انتخاب شما در دنیا

       

تقویت قابهای خمشی فولادی با استفاده از مهاربند

تقویت قابهای خمشی فولادی با استفاده از مهاربند
ادامه نوشته

بلـــدوزر

بلـــدوزر
ادامه نوشته

نرم افزار ریاضی

نرم افزار ریاضی


ادامه نوشته

مدیریت نیروی انسانی و ماشین آلات در پروژه های عمرانی

مدیریت نیروی انسانی و ماشین آلات در پروژه های عمرانی
ادامه نوشته

هتل شناور روی آب

هتل شناور روی آب
ادامه نوشته

نظر شما چیه؟ آیا غیر از اینه؟

نظر شما چیه؟ آیا غیر از اینه؟

آموزش جذر دوم راهنمایی

آموزش جذر دوم راهنمایی

ادامه نوشته

سخن بزرگان درمورد دوست

سخن بزرگان درمورد دوست
ادامه نوشته

بانو یوتاب

بانو یوتاب
ادامه نوشته

بقایای حمله فضایی‌ها به زمین+عکس


در طول چهار و نیم میلیارد سال گذشته، اجرام آسمانی فراوانی به زمین برخورد کرده که تنها آثار 150 نمونه از آنها در سطح زمین دیده می‌شود. بقیه آنها یا از بین رفته یا مدفون شده‌اند.

 نگاهی به سطح بسیاری از اجرام منظومه شمسی نشان می‌دهد که در گذشته، برخوردهای شدید و متعددی با سطح آنها انجام شده است. اگر زمین نیز مانند ماه و بسیاری از قمرهای دیگر منظومه فاقد جو و فعالیت‌های پوسته‌ای بود، همانند سطح ماه مملو از گودال‌ها و حفره‌های مختلف بود؛ اما وجود جو، فرسایش و فعالیت‌های زمین‌شناختی سبب شده است بسیاری از این آثار فرسوده شده و از بین بروند یا زیر لایه‌های متعدد پوسته زمین دفن شوند.


درحال حاضر تنها 150 گودال ناشی از برخورد اجرام آسمانی روی زمین شناخته شده است که اغلب آن‌ها به شدت فرسایش یافته‌اند. اما هنوز تعداد کمی از آن‌ها را می‌توان در عکس‌های هوایی ارسال شده از ماهواره‌ها به خوبی دید. برترین این تصاویر را به انتخاب نیوساینتیست ببینید.

گودال منیکوگان در کانادا که به نام چشم کبک هم شناخته می‌شود، یکی از قدیمی‌ترین گودال‌های ناشی از برخورد شناخته شده روی زمین است که در حدود 200 میلیون سال قدمت دارد. امروزه این گودال در طول لبه خود یک انبار هیدروالکتریک به طول 70 کیلومتر دارد. جزیره وسط این گودال بر اثر بالا آمدن سطح زمین پس از برخورد تشکیل شده است. آن چه در گوشه سمت چپ پایین تصویر دیده می‌شود،‌ بال فضاپیمایی است که این تصویر را گرفته است.

دریاچه ال‌جیجیتجین که در 100 کیلومتری شمال مدار قطب شمال روسیه واقع شده است،‌ درون یک گودال ناشی از ضربه 3.6 میلیون ساله قرار دارد. در این تصویر با رنگ مصنوعی که توسط فضاپیمای ترای ناسا گرفته شده،‌ رنگ قرمز نشانگر پوشش گیاهی شمالگانی،‌ رنگ خاکستری- قهوه‌ای نشانگر زمین و آبی بسیار تیره نشانگر آب است. این منطقه برای دانشمندان علوم آب و هوایی ارزشمند است، زیرا این منطقه در طی آخرین عصر یخی از فرسایش ناشی از یخ‌ها نجات یافته است. بنابراین،‌ رسوب بستر دریاچه، ثبت مداومی از شرایط گذشته بر قطب جنوب است.

یک نقشه سه‌بعدی از تغییر نیروی جاذبه و میدان مغناطیسی منطقه‌ای،‌ گودال ناشی از ضربه چیکسولوب در مکزیک را نشان می‌دهد که در حال حاضر زیر تن‌ها رسوب مدفون شده است. این تصویر از بالا و با زاویه حدود 60 درجه گرفته شده است. سیارکی که این گودال را ایجاد کرده حدود 20 کیلومتر پهنا داشته و بسیاری بر این باورند که برخورد این سیارک منجر به انقراض دایناسورها شد. برخورد جرمی به این بزرگ، گرد و غبار فراوانی را در جو زمین آزاد می‌کند که باعث می‌شود تمام زمین برای مدت‌های طولانی از دریافت نور خورشید محروم شوند. عدم توانایی گیاهان در تولید غذا و سرمای شدید، نابودی گسترده جانوران گیاه‌خوار و به دنبال آنها گوشت‌خواران را به دنبال خواهد داشت.

گودال ناشی از ضربه وولف‌کریک در استرالیا که مربوط به سیصد هزار سال پیش است، در شرایط مناسبی به سر می‌برد. چنین تصور می‌شود که ضربه ایجادکننده این گودال نهصد متری به حدی شدید بوده که هم شهاب‌سنگ و هم سنگ‌های اطراف را ذوب کرده است. لکه سفیدی که در مرکز این گودال دیده می‌شود، ‌باقیمانده رسوبات سنگ گچ است.

این تصویر قدیمی مربوط به گودال بارینجر در صحرای آریزوناست که بر اثر برخورد شهاب‌سنگ کانیون دیابلو تشکیل شده است. این گودال همچنین می‌تواند یک خطای دید باشد. از بالا به آن نگاهی بیاندزید تا آن را ببینید...

دهقان فداکار

دهقان فداکار
ادامه نوشته

زکریای رازی کاشف الکل

زکریای رازی کاشف الکل

ابوبکر محمد بن زکریای رازی(313-251 قمری) بزرگ‌ترین پزشک ایرانی که در زمینه‌ی شیمی، فیزیک و فلسفه نیز پژوهش‌های ارزنده‌ای داشته است. شمار کتاب‌ها و رساله‌های او را بیش از 200 نوشته‌اند که دانش‌نامه‌ی پزشکی الحاوی، شناخته شده‌ترین آن‌ها است. کشف الکل و اسید سولفوریک را به او نسبت می‌دهند. ترجمه‌ی کتاب المنصوری او نخستین کتاب پزشکی است که با شیوه‌ی چاپ گوتنبرگی در اروپا چاپ شد. او دانشمندی تجربه‌گرا بود و می‌گفت: تجربه بهتر از علم طب است. او را پیشگام نظریه‌ی ایمنی اکتسابی و بینانگذار شیوه‌ نوین در آموش پزشکی نیز می‌دانند.
زندگی‌نامه
ابوبکر محمد بن زکریا بن یحیی رازی، در شعبان سال 251 قمری برابر با 865 میلادی، در شهر ری به دنیا آمد. ری از شهرهای کهن ایران است که نام آن در اوستا نیز آمده است. این شهر در آن روزگار مرکز علم و ادب ایران بود و بزرگان و دانشمندان زیادی از آن شهر برخاستند. مقدسی در کتاب احسن التقاسیم درباره‌ این شهر نوشته است:"در این شهر مدارس و مجالس علم فراوان است. مذکران آن‌جا فقیه و رؤسای آنان عالم و محتسبشان مشهور و سخنورانشان ادیب هستند."
از کودکی و نوجوانی رازی چیز زیادی نمی‌دانیم. برخی نوشته‌اند که او در نوجوانی به موسیقی گرایش فراوان داشت و در نواختن نی یا عود بسیار توانا بود. زمانی را نیز به زرگری و صرافی پرداخته است.

نخست مفاهیم پایه‌ی فلسفه، ریاضی، اخترشناسی و ادب را در همان ری آموخت.


 آنگاه برای آموزش بیشتر به بغداد رفت که به دست ایرانیان بنیانگذاری شده بود و دانشمندان بزرگ آن روزگار در آنجا گرد هم آمده‌ بودند.
رازی در بغداد به ریاست بیمارستانی برگزیده شد که پدر، غلام معتضد عباسی، در سده‌ سوم هجری ساخته بود. برخی گمان می‌کنند که رازی ریاست بیمارستان عضدی را داشته است که به دست عضدالدوله‌ دیلمی به سال 372 بازگشایی شد. اما رازی نزدیک نیم سده پیش از بازگشایی آن بیمارستان از دنیا رفت و به نظر می‌رسد بیمارستانی که غلام معتضد ساخت، طی زمان با بیمارستان عضدی مشتبه شده باشد.
رازی به زودی به جایگاه نخست در پزشکی دست یافت و فرمان‌روایان گوناگون او را به نزد خود می‌خواندند و رازی کتاب‌هایی نیز به نام آن‌ها نوشته است. برای نمونه، زمانی به درخواست ابوصالح منصور بن اسحاق سامانی، به زادگاه خود بازگشت و ریاست بیمارستان ری را پذیرفت. در همین شهر بود که کتاب طب المنصوری را به نام او نوشت که یکی از شناخته شده‌ترین و پرآوازه ترین نوشته‌های او در غرب است. ترجمه‌ی این کتاب، نخستین کتاب پزشکی است که با شیوه‌ی چاپ گوتنبرگی در اروپا چاپ شد.
رازی سال‌های پایانی زندگی خود را در ری گذراند و دانشجویان زیادی از او درس گرفتند و پزشکان چیره‌دستی شدند. در همان سال‌ها بود که چشمان رازی آب آورد و یکی از شاگردانش از طبرستان برای درمان او آمد و از استاد خود خواست اجازه دهد به درمان او بپردازد. رازی گفت که این کار بر رنج و درد من می‌افزاید، چرا که مرگ من نزدیک به نظر می‌رسد و روا نیست برای بازیافتن بینایی، خود را دچار رنج و سختی سازم. دیری نگذشت که او در پنجم شعبان سال 313 قمری در ری از دنیا رفت. او در آن هنگام، اندکی بیش از 60 سال داشت.
شیوه‌ رازی در پزشکی
رازی در پزشکی بسیار نوآور بود و پیروی کورکورانه از پزشکان پیش از خود را روا نمی‌دانست. او کتابی به نام شکوک نوشته و نظریه‌ها و روش‌های درمانی نادرست جالینوس را بر شمرده است. او بر این باور بود که "تجربه بهتر از علم طب است" و منظور او از علم طب، نوشته‌های پیشینیان است. یادداشتهای او که در آنها به دقت فراوان چگونگی وضعیت بیماران و بهبودی آنها را توصیف کرده است، او را یکی از برجسته‌ترین پزشکان بالینی همه‌ دورانها ساخته است. یکی از آن یاداشتها این گونه است:
"عبدالله بن سواده دچار تب‌های نامنظمی بود که گاه هر روز به وی عارض می‌گشت و زمانی یک روز در میان و گاهی هر چهار روز و شش روز. و پیش از عارض شدن تب، لرز مختصری به او دست می‌داد و به دفعات بسیار بول می‌کرد. من این نظر را ابراز داشتم که این تب‌ها می‌خواهد به تب ربع مبدل شود و یا این است که بیمار زخمی در کلیه دارد. پس از اندکی در بول بیمار چرک ظاهر شد. من به او خبر دادم که دیگر تب باز نخواهد گشت و چنین شد. تنها چیزی که مانع آن بود که در نخستین بار نظر خود را درباره‌ی این که بیمار زخم کلیه دارد، ابراز کنم این بود که پیش از آن به تب غب و تب‌های دیگر مبتلا بود و گمان می‌رفت که این تب‌های نامنظم از التهاباتی باشد که چون نیرو گیرد به تب ربع مبدل خواهد شد. به علاوه، بیمار به من شکایت نکرده بود که در ناحیه‌ی گرده‌اش سنگینی مانندی دارد که چون بر می‌خیزد آن را احساس می‌کند و من نیز فراموش کرده بودم که دراین باره چیزی از او بپرسم. در واقع می‌بایستی بسیاری بول گمان مرا در زخم کلیه‌ی وی قویتر کند، منتها نمی‌دانستم که پدرش نیز سستی مثانه دارد و از چنین دردی شکایت می‌کند ..."
زمانی که در بیمارستان ری پزشک مسوول بود، در حالی که شاگردانش و شاگردان شاگردانش پیرامون او را گرفته بودند، به کار بیمارستان رسیدگی می‌کرد. هر بیماری که به بیمارستان وارد می‌شد، نخست در نزد شاگردان شاگردان معاینه می شد و اگر مساله‌ای برای آن‌ها دشوار می‌آمد، با شاگردان اصلی رازی عرضه می‌شد و اگر آنها نیز در تشخیص بیماری در می‌ماندند، به خود رازی مراجعه می‌کردند. این شیوه‌ی سازمان‌دهی پزشکان از یادگارهای رازی است که هنوز هم در بیمارستان های آموزشی جهان رعایت می‌شود.هنگامی که می‌خواستند بیمارستان معتضدی بغداد را بسازند، با او برای جای مناسب بیمارستان مشورت کردند. رازی فرمان داد قطعه‌های مساوی از گوشت را در محله‌های گوناگون شهر بیاویزند و آن جایی را برگزینند که قطعه‌ گوشت در آنجا دیرتر از جاهای دیگر فاسد شده است. رازی در آن بیمارستان بخش ویژه‌ بیماران روانی بنیان‌ گذاشت و برای هر گروه از بیماران رژیم غذایی مناسب آنها را تعیین کرد.


نوشته‌های رازی
رازی پژوهشگر و نویسنده‌ پرکاری بوده و خود در این باره در کتاب السیره الفلسفیه چنین نوشته است:"کوشش و پشتکار من در فراگیری دانش به اندازه‌ای بود که به خط تعویذ(خط ریز) بیش از 20 هزار ورقه چیز نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز در تالیف جامع کبیر(همان حاوی) صرف کردم و بر اثر همین کار در نیروی بینایی من سستی پدید آمده و عضله‌ دستم گرفتار سستی شده و من را از نوشتن محروم ساخته است. با این همه، از جست و جوی دانش باز نمانده‌ام و پیوسته به یاری این و آن می‌خوانم و بر دست ایشان می‌نویسم."
نخستین فهرست از نوشته‌های رازی را خود او فراهم کرده که ابن‌‌ندیم آن را در الفهرست آورده است. ابن قفطی نیز در کتاب خود با نام اخبار الحکماء، آن فهرست را به نقل از ابن‌ندیم آورده است. سپس، ابوریحان بیرونی کتابی پیرامون نوشته‌های رازی نوشت که پول کراوس، خاورشناس فرانسوی، در سال 1936 آن را با عنوان "رساله ابی‌ریحان فی فهرست کتب محمد بن زکریای رازی" به چاپ رساند. البته، بیرونی فهرست کتاب‌های خود را تا سال 427 قمری، که در آن هنگام 65 سال داشت، نیز در این رساله آورده است.
بر پایه‌ فهرست بیرونی، رازی 184 کتاب در موضوع‌های گوناگون نوشته است: پزشکی، 56 کتاب؛ طبیعیات، 33 کتاب؛ منطق، 7 کتاب؛ ریاضیات و اخترشناسی، 10 کتاب؛ تفسیر و تخلیص کتاب‌های فلسفی و پزشکی دیگران، 7 کتاب؛ علوم فلسفی و تخمینی، 17 کتاب؛ ماوراءالطبیعه، 6 کتاب؛ الهیات، 14 کتاب؛ کیمیا، 22 کتاب؛ کفریات، 2 کتاب و فنون مختلفه، 10 کتاب.
ابن‌ابی اصیبعه، از پزشکان سده‌ هفتم هجری، در کتاب عیون الانباء فی طبقات الاطباء، 238 کتاب برای رازی فهرست کرده است. محمود نجم‌آبادی، پژوهشگر تاریخ علم، با برابر نهادن فهرست بیرونی، ابن‌قفطی، ابن‌ابی اصیبعه و ابن‌ندیم، کتابی به نام مولفات و مصنفات ابوبکر محمد بن زکریای رازی، فراهم آورده است که در سال 1339 از سوی انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد. او دراین کتاب 271 کتاب برای رازی برشمرده است. در این جا برخی از مهم‌ترین آثار رازی معرفی می‌شود.
در پزشکی
1. الحاوی یا الجامع الکبیر: الحاوی بزرگ‌ترین دانش‌نامه‌ پزشکی است که در آن نظریه‌های پزشکان پیش از رازی گردآوری شده است. او در این کتاب نظر پزشکان را بی آن که در آن‌ها تغییری دهد، آورده و هر مطلبی را از هر کجا گرفته، منبع آن را نوشته است. همان گونه که پیش از این گفته شد، رازی برای این کار بزرگ بیش از 15 سال از عمر خود را صرف کرد تا این که بینایی و توان نوشتن را از دست داد و از شاگردانش کمک گرفت. با این همه، سازمان‌دهی نهایی کتاب به دست شاگردان رازی و پس از مرگ استاد انجام شد.
کتاب حاوی در سال 1297 میلادی به درخواست شارل انجو، شاه سیسیل، به کوشش فرج بن سالم به لاتین ترجمه شد. نخستین چاپ متن لاتین آن در سال 1486 در شهر برسکیا انجام شد و سپس در سال‌های 1505، 1506، 1509 و 1542 در شهر ونیز بار دیگر به چاپ رسید. حاوی یکی از 9 کتابی بود که کتابخانه‌ دانشکده‌ پزشکی پاریس در سال 1395 میلادی در خود داشت.
2. الکناش المنصوری: این کتاب پس از الحاوی مهم‌ترین اثر پزشکی رازی به شمار می‌آید. رازی این کتاب را به نام ابوصالح منصور بن اسحاق بن احمد بن اسد، والی ری، نام نهاده است. او در این کتاب، که به طب منصوری پرآوازه شده، مفاهیم پایه پزشکی را در ده مقاله آورده است. مقاله‌ی نهم این کتاب، با عنوان"درباره درمان همه بیماریها از فرق سر تا نوک پا" بیش‌تر مورد توجه بوده و در اروپا به صورت جداگانه نیز به چاپ رسیده و شرح‌های گوناگونی بر آن نوشته شده است.طب منصوری را جرارد کرمونیایی در سال 1481 به لاتین ترجمه کرد. ترجمه‌ لاتین آن نخست در سال 1484 به چاپ رسید و سپس تا سال 1519، شش بار دیگر در ونیز چاپ شد. چاپ‌های دیگری از آن نیز در سال‌های 1533، 1544 و 1551 در سوئیس و 1674 در اولم فراهم آمد. این کتاب تا پایان سده‌ی نوزدهم میلادی بخشی از برنامه درسی دانشگاه توبینگن آلمان بود و ریاست دانشگاه مون‌پولیه، در فرانسه، تا سال 1558 هنوز درس خود را از روی این کتاب می‌گفته است.
3. کتاب الجدری و الحصبه: این کتاب کهن‌ترین و مهم‌ترین کتابی است که پیرامون آبله و سرخک نوشته شده است. رازی نخستین پزشکی است که این دو بیماری را دو بیماری جداگانه دانسته و شیوه نگارش آن به اندازه با اصول علمی امروزی هم‌خوانی دارد که برخی از پژوهشگران تاریخ پزشکی، از جمله نوبرگر در کتاب تاریخ پزشکی خود، آن را برجسته‌ترین خدمت فرهنگ اسلامی به علم پزشکی دانسته‌اند. ترجمه‌ی لاتین کتاب آبله و سرخک رازی در سال 1548 در پاریس منتشر شد و ترجمه‌های لاتین دیگری از‌ آن در سال‌های 1498 و 1555 در ونیز، در سال‌های 1529 و 1544 در سوئیس، در سال 1549 در استراسبورگ، در سال 1749 در لندن و در 1781 در گوتینگن چاپ شد. ترجمه‌ی فرانسوی آن در سال 1762 در پاریس منتشر شد. ترجمه‌ی انگلیسی آن در سال 1747 در لندن انجام شد، اما در سال 1848 منتشر شد. محمود نجم‌آبادی آن را به فارسی ترجمه کرده است.
4. تقاسیم العلل: کتاب تقسیم‌های بیماری‌ها، گونه‌ای فرهنگ پزشکی است که بیماری‌ها و چگونگی درمان آنها چکیده‌وار در آن آمده است. این کتاب را نیز جرالد کرمونیایی به لاتین ترجمه کرده است.
5. من لایحضره الطبیب: چنانکه از نام این کتاب بر می‌آید، برای کسی نوشته شده است که به پزشک دسترسی ندارد. شیخ صدوق که عنوان این کتاب را پسندیده بود، کتابی با نام من لایحضره الفقیه در فقه شیعی نوشته است.
6. دفع مضار الاغذیه: این کتاب درباره‌ جلوگیری از زیان غذاها است و عبدالعلی نائینی آن را به فارسی ترجمه و با عنوان بهداشت غذایی منتشر کرده است.
7. فی محنه الطبیب و کیف ینبغی ان یکون: کتابی در چگونگی آزمایش کردن پزشکان و این که یک پزشک چگونه باید باشد.
8. المرشد: کتاب راهنما که با نام الفصول نیز شناخته می‌شود، چکیده‌ دانش پزشکی است.
9. الادویه المسهله الموجود فی کل مکان : این کتاب پیرامون داروهای آسان‌یافتنی است که در هر جایی وجود دارند.
10. القرابازین: رازی دو کتاب با این نام دارد که یکی کبیر(بزرگ) و دیگری صغیر(کوچک) نامیده می‌شود. این کتاب‌ها پیرامون داروهایی هستندکه پزشکان باید با آنها آشنا باشند.
دیگر کتابهای برجسته‌ی رازی در پزشکی عبارتند از: اطمعه المرضی(غذای بیماران)، برء‌الساعه(فوریت‌های پزشکی)؛ کتابه فی تولد الحصاه(کتاب او در پدید آمدن سنگریزه)، کتابه فی القولنج(کتاب او در درد رودکان)، کتابه فی النقرس و اوجاع المفاصل(کتاب او در درد پا و مفصلها)، الطب الملوکی(پزشکی شاهانه)، فی العله التی صارالخریف ممرضا(در چرایی آن‌که پاییز بیماری‌آور است)، فی العله التی تحدث الورم و الزکام فی رووس الناس وقت الورد(در علت آن که ورم و زکام در سر مردم هنگام گل سرخ عارض می‌گردد)، تقدیم الفاکهه قبل الطعام و تاخیر منه(خوردن میوه پیش از غذا و پس از آن)، فی عله التی لها ینجح جهال الاطباء و العوام و انساء اکثر من العلماء(در علت آن که طبیبان نادان و عامه‌ی مردم و زنان، بیش از طبیبان دانشمند توفیق می‌یابند) و ... .
دستاوردهای علمی رازی
بحث علمی پیرامون ایمنی اکتسابی: در سال 1797 میلادی، ادوارد جنر، پزشک انگلیسی، دریافت دخترانی که شیرگاوهای مبتلا به آبله‌ی گاوی را می‌دوشند، نسبت به آبله انسانی(آبله مرغان) ایمن هستند. جنر بر پایه‌ی این مشاهده و چند آزمایشی که انجام داد، مفهوم ایمنی اکتسابی(به دست آوردنی) را مطرح کرد. اما نزدیک 900 سال پیش از جنر، محمد زکریای رازی،  برای نخستین بار آبله مرغان را به صورت علمی توصیف کرد. او در کتاب الجدری و الحصبه  خود نوشته است که این بیماری از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود، اما اگر کسی از این بیماری جان سالم به در برد، بار دیگر به این بیماری دچار نمی‌شود.

سورنا

 

سورنا

سورنا (سورن پهلوی) یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ در زمان اشکانیان است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شکستگی سخت و تاریخی روبرو ساخت. او جوانی بود آریایی، خردمند، نیکوچهره، تنومند، دلیر، بلندبالا، با موی بلند و ظریف که پیشانیبندی به سبک ایرانیان باستان بر سر میبست.

وی از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به معنی نیرومند میباشد. 


از دیگر نام آوران این خاندان ویندهفرن (گندفر) است که در سده نخست میلادی استاندار سیستان بود؛ قلمرو او از هند و پنجاب تا سیستان و بلوچستان امتداد داشت. برخی پژوهشگران او را با رستم دستان قهرمان حماسی ایران یکی میدانند. ذکر نام رستم در منظومه پهلوی اشکانی درخت آسوریک ارتباط او را با اشکانیان نشان میدهد. 

جنگ حران که نخستین جنگ بین ایران و روم به شمار میرود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزیهای پیدرپی برای اولین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آنروز سایه افکند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد و نام دولت پارت و شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت. 

همانگونه که دولت بزرگ هخامنشی در مرزهای خود در باختر برای نخستین بار با گسترش و کشورگشایی یونان برخورد کرد و پیشرفت یونان را درشرق و آسیا متوقف گردانید، دولت جهانگیر روم نیز در پیشرفت مرزهای خود درخاور، با سد قدرتمند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت.  


پس از پیروزی سورنا بر کراسوس و شکست روم از ایران، دولت مرکزی روم دچار اختلاف شدید شد. پس از این جنگ نزدیک به یک قرن، رود فرات مرز شناخته شده بین دو کشور گردید و مناطق ارمنستان، ترکیه، سوریه، عراق تبدیل به استانهایی از ایران گردیدند. رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام درسپاه خود توجه بیشتری بنمایند. 

بد نیست یادآوری شود که سورنا پس از شاه مقام اول کشور را داشت؛ وی ارد را به تخت سلطلنت نشانید و به سبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری شاهنشاه ایران کمربند شاهی را به کمر پادشاه بست. او به هنگام گرفتن شهر سلوکیه نخستین کسی بود که برفراز دیوار دژ شهر برآمد و با دست خود دشمنانی را که مقاومت میکردند بزیر افکند. سورنا در این هنگام بیش از 30 سال نداشت. 

ژولیوس سزار ، پومیوس و کراسوس سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند که سرزمینهای پهناوری را که به تصرف دولت روم در آمده بود، بهطور مشترک اداره می کردند. آنها در سوم اکتبر سال 56 پیش از میلاد در نشست لوکا تصمیم حمله به ایران را گرفتند.
ژولیوس سزار توانسته بود با فتح فرانسه(گل ها) و پومپیوس هم در نبردهای بالکان و پیروزی هایی که در آنجا بدست آورده بود موفق به تقویت وجهه خود در روم شده بودند. 


کراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان یعنی شام(سوریه) بود و برای اینکه از دو سردار دیگر عقب نماند و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی برایران، دستیابی به گنجینه های ارزشمند ایران و سپس گرفتن هند را در سر می پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. وی فاتح جنگ بردگان و درهمکوبنده اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود.
کراسوس (رییس دوره ای شورا) با سپاهی مرکب از42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد (اشک13) پادشاه اشکانی ،سورنا سردار نامی ایران را مامور جنگ با کراسوس و دفع یورش رومیها کرد.

ارد شاه اشکانی پیکی را روانه اردوگاه کراسوس سردار رومی کرد تا علت حمله بدون خبر به ایران را جویا شود که در جواب کراسوس با تمسخر گفت جواب شما را در سلوکیه (پایتخت اشکانیان) خواهم داد که در جواب پیک به کراسوس گفت: اگر از کف دست تو مو بروید سلوکیه را خواهی دید!!!

نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از میلاد در جلگه های میانرودان (بینالنهرین) و در نزدیکی شهر حران یا کاره روی داد. 


در جنگ حران، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و بهیاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و اسیر کند. کراسوس و پسرش فابیوس دراین جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند. 

روش نوین جنگی سورنا، شیوه جنگ وگریز بود. این سردار ایرانی را پدیدآورنده جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان میدانند. ارتش او دربرگیرنده زرهپوشان اسبسوار، تیراندازان ورزیده، نیزه داران ماهر، شمشیرزنان تکاور و پیاده نظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود.افسران رومی درباره شکستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند: سورنا فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاکتیک و سلاحهای تازه بهره گرفت. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشک کوچکی از آب حمل میکرد و مانند ما دچار تشنگی نمیشد. به پیادگان با مشکهایی که بر شترها بار بود آب و مهمات می رساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویِِژهای از میدان بیرون رفته وبه استراحت میپرداختند. سواران ایران توانایی تیر اندازی از پشت سر را دارند.  

 

ایرانیان کمانهایی تازه اختراع کردهاند که با آنها توانستند پای پیادگان ما را که با سپرهای بزرگ در برابر انها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست کرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبینهای دوکی شکل بودند که با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پیدرپی پرتاب می شد. شمشیرهای آنان شکننده نبود. هر واحد تنها از یک نوع سلاح استفاده می کرد و مانند ما خود را سنگین نمی کرد. سربازان ایرانی تسلیم نمیشدند و تا آخرین نفس باید میجنگیدند. این بود که ما شکست خورده، هفت لژیون را به طور کامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.


اما شوربختانه سورنا هیچ بهره ای از پیروزی بزرگ خود نبرد. ارد شاهنشاه اشکانی ناجوانمردانه بجای قدردانی، سپهسالار دلاور ایرانی را به شهادت رساند؛ پس از این رویداد ناگوار ارتش ایران دچار ضعف گردید و دیگر نتوانست در خاورمیانه و شام پیشروی نماید و در برابر روم تنها به مقاومت و دفاع پرداخت.

تاریخچه کفش و ارتباط آن با جایگاه اجتماعی

تاریخچه کفش و ارتباط آن با جایگاه اجتماعی

http://www.selectism.com/news/wp-content/uploads/2009/01/raf-simons-dr-martens-fall-winter-2009-front.jpg


نزدیک به پنج هزارسال پیش، مصری ها چیزهایی شبیه کفش ساخته بودند. البته بهتر است به آنها بگوییم پوشینه پا، نه کفش. از کفش های مصری های قدیم می شود طرز زندگی و طبقات اجتماعی در آن زمان را فهمید. تمدن ایران، یونان و رم پوشینه های دیگری درست کردند که نشان دهنده طبقه اجتماعی فرد و میزان قدرت او بود. نام بسیاری از این پوشینه ها هنوزهم استفاده می شود. مثل سندلیوم که الان به آن صندل می گویند.

درقرن چهارم و پنجم میلادی امپراتوری روم به بیزانس منتقل شد. کم کم تفکرات مسیحی روی کفش ها تأثیر گذاشت. چون مسیحی ها اعتقاد داشتند کفش باید کاملاً پوشاننده باشد به همین دلیل کفش ها در مغرب زمین ازحالت صندل به شکل روبسته درآمد.

در قرن دهم و دوازدهم میلادی، اروپایی ها در جریان جنگ های صلیبی از علم و دانش مسلمانان حتی برای کفش هایشان استفاده کردند. در قرن چهاردهم، با پیشرفت صنایع، آرام آرام پارچه و چرم دباغی شده نازک وارد کفش سازی شد. بسیاری قرن چهاردهم را قرن آغاز مد می نامند.

اواخر قرن چهاردهم هم کفش های نوک تیز مد شد. مردم به هر زحمتی که بود، پنج تا انگشتشان را در پنجه های نوک تیز می کردند تا ثابت کنند چه قدر با شخصیت هستند. شروع این مد از هلند بود؛ جایی که عذاب شست پا و پا درد را برای مردم قرن چهارده میلادی به ارمغان آورد.

اواخر قرن پانزدهم میلادی، وقتی کفش نوک تیز از مد افتاد، کفش نوک پهن مد شد؛ البته بیشتر در شمال اروپا ذهن ها هر روز محصولات تازه تر و عجیب تری بیرون می داد. از نمونه های آن، کفش های ونیزی بود که برای خانم ها مد شد. این کفش ها، یک کفه تخت داشت که زیرش کاملاً پربود و ارتفاعش گاهی به شصت سانتی متر می رسید. از مشکل راه رفتن که بگذریم، وزن این کفش ها احتمالاً خیلی زیاد بوده است؛ مثل این که راه رفتن در آن سال ها با مشقت و بلای بسیار همراه بوده است.

در قرن هفدهم، این پاشنه های وحشتناک از کفش ها حذف شد و پاشنه های معقول تری به کفش های زنانه و مردانه اضافه شد. قرن هفدهم، دراروپا قرن آدم های پرافاده بود. جامعه خیلی طبقاتی شده بود و همه می خواستند به هم فخر بفروشند و بهترین راهی که به ذهن مردم رسید، پوشیدن لباس های خاص بود. مردمی که اهل پز دادن بودند، کفش های پاشنه بلندی می پوشیدند که روی آن را با حریر بافته بودند. هر چه پاشنه بلندتر بود. موقعیت آن فرد بالاتر می رفت؛ مثل این که در آن زمان کسانی که از بالا به همه چیزهای اطراف نگاه می کردند، احساس قدرت زیادی می کردند.

در قرن هیجدهم هم اوضاع همان طوری ماند و فقط شکل پاشنه ها تغییر کرد. به جای حریر نیز از چرم رنگی استفاده کردند که به نظرشان بسیار زیبا بود. اما درهمین قرن، اتفاق خیلی مهمی افتاد. سال 1792 مردم از دست پاشنه های بلند و کفش های حریر خسته شدند و بر ضد جامعه طبقاتی در فرانسه انقلاب کردند. انقلاب کبیر فرانسه، نتایج خیلی مهمی داشت. بعد از آن، مردم که دیگر به دنبال تساوی و برابری بودند پاشنه های بلند را حذف کردند و همه کفش ها از نظر ارتفاع یک شکل شد. قرن نوزدهم، قرن همه گیر شدن مد بود.

بازار مد داغ بود. راستی علتش چه بود؟ جوابش خیلی ساده است. چون با وجود چرخ خیاطی و پارچه های مصنوعی، کفش خیلی ارزان شد و همه توانستند از کفش های خوب استفاده کنند. از نمونه های مد آن سال ها، مد کفش پنجه مربعی است که نزدیک به پنجاه سال عمر کرد. سال 1850 پوتین خیلی رواج پیدا کرد. گویا همه متوجه شدند که برای کار و فعالیت باید کفش های راحتی به پا داشته باشند.

سال 1914، همزمان با آغاز جنگ جهانی اول، کفش های راحتی اختراع شد. مطمئناً آدم ها نمی توانستند زیر بمب و باروت، بچه هایشان را بغل کنند وبا کفش هایی که پاشنه های بلندی داشت این طرف و آن طرف بروند.

از سال 1910 هم که تجارت جهانی شکل گرفت و کشتی ها و هواپیماها محموله ها را از این سر دنیا به آن طرف می بردند، فرهنگ کفش دنیا نیز درهم و برهم شد و کفش ها شکل بین المللی به خود گرفتند. از آن به بعد کفش هم داخل صنعت های دیگر شد. هنوز هم در خیلی از کشورها مردم به دلیل گرمی هوا، پابرهنه راه می روند، مثل هندی ها، بنگال ها یا مردم اوگاندا.

کفش تأثیر زیادی از محیط اطرافش می گیرد. برای مثال کفش مردم آلاسکا با عرب ها فرق دارد. حتی بعد از ظهور اسلام چون مسلمانان عقیده دارند پیش از ورود به مسجد باید کفش هایشان را دربیاورند. کفش هایی اختراع شد که دیواره پشت را نداشت.

همین گیوه خودمان کفش بسیار محکمی است که خیلی خنک است و پا از لای درزهایش به راحتی نفس می کشد مردم ژاپن هم با ساقه های برنج، برای خودشان کفش درست می کنند تا بتوانند موقع کار در مزرعه برنج راحت باشند.

                 
                           ***********************


اختراع کفش اسکیت در سال 1763 توسط یک بلژیکی به نام Joseph merlin ) ژوزفمرلین) به ثبت رسید.

او که با سوار شدن بر کفشهای جدید خود به یک همانی در لندن رفته بود به ناگاه با آیینه ای بسیار بزرگ و قیمتی برخورد کرد و آنرا خرد نمود . به غیر از مرلین مخترعین دیگری هم کفشهای اسکیت با مدلهای مختلف ساختند که اکثر این کفشهادارای چرخهای خطی بودند که کفشهای تیغدار پاتیناژ را تداعی میکردند.56


سال بعد موسیو پتیبلدی فرانسوی نوع دیگری از کفشهای اسکیت را به ثبت رساند وی ادعا میکرد که کلیه حرکات پاتیناژ را با کفشهای اسکیت نیز میتوان انجام داد اما در عمل ثابت شد که بسیاری از حرکات بر روی کفشهای پتیبلد یا غیر ممکن ویا بسیار مشکل است. همگام با افزایش اجتماع اسکیت در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 ورزشهایی که با اسکیت مرتبط بودند گسترش پیدا کرد.در سال 1985 تولیدکنندگان شروع به ساخت نوعی دیگر از کفشهای اسکیت به نام in line برای علاقه مندان به حفظ سلامتی کردند در هنگامی که این اسکیت در دهه 91 در بازار عمومی توزیع شد بازیهای تفریحی هاکی دچار حرکت و جنبشی دوباره و جدید شد به طوری که در اواسط دهه 90 این ورزش به یکی از پر طرفدارترین ورزشها در امریکا تبدیل شد. ورزش این لاین اسکیت از حدود سال 1985 آغاز شد که تا به امروز از رشد قابل ملاحظه ای برخوردار است.


سازمان بین المللی ناظر بر این ورزش بر اورد نموده این ورزش از سال 1991 تا کنون حدود 512 درصد رشد داشته و اینک یکی از ورزشهای بیستگانه مطرح دنیا به حساب می آید. لوئیس لگرانج در سال 1849 یک جفت کفش اسکیت این لاین ساخت تا در اپرای فرانسوی Leprophel نمایش اسکیت را روی یخ شبیه سازی کند این اولین باری بود که این لاین اسکیت به طور موفقیت آمیز مورد استفاده قرار گرفت اما به علت اینکه این وسیله توانایی دور زدن و ترمز گرفتن را نداشت به عنوان یک اختراع علمی یا وسیله کاربردی به حساب نیامد تا اینکه در اوایل 1860 در (مینیسوتای آمریکا)یک گروه از بازیکنان هاکی روی یخ از این وسیله با کفشی از پوسته سخت و چرخهای جدید از املاح آلی اسید کاربنیک برای تمرین در خارج از پیست استفاده کردند.

رابطه نوشیدن الکل با خطر مرگ!!!

 

رابطه نوشیدن الکل با خطر مرگ!!!


پسران و دختران جوان که الکل می نوشند، در معرض خطر مرگ قرار دارند. پژوهشی جدید که روی مصرف کنندگان نوشابه های الکلی در بریتانیا انجام گرفته، نشان می دهد که هر چه میزان مصرف الکل در جوانان بیشتر شود، احتمال مرگ نیز بالا می رود. بر اساس نتایج این پژوهش که در نشریه "برتیش مدیکال" آمده است، حتی کسانی که الکل را در حد متوسط مصرف می کنند، نسبت به کسانی که اصلا الکل نمی نوشند، بیشتر احتمال دارد که در نتیجه ابتلا به سرطان های مختلف مانند سرطان کبد و یا در اثر تصادفات و خشونت ها، جان خود را از دست بدهند...
ر گذشته نتایج تحقیقاتی منتشر شد که نشان می داد مصرف الکل در حد متعادل، سبب پیشگیری از بیماری های قلبی می شود. ولی پژوهش اخیر نشان می دهد که نتایج مثبت مصرف متعادل الکل تنها در مردان و پس از سن 35 سالگی دیده می شود.

این تحقیقات که توسط انجمن تحقیقات پزشکی بریتانیا صورت گرفته اند، توصیه می کند که مردان، و به ویژه زنان، باید مصرف الکل خود را کاهش دهند.
شناخت الکل

مقدمه
الکل و آثار آن از دیر باز برای بشر شناخته شده ‏است. هر چند حقیقت‏ و چگونگی عمل تخمیر، در سده اخیر مورد شناسایی قرار گرفته،ولی اصل این پدیده، از قدیld ‏ترین اعمال شیمیایی است که تا به‏ حال شناخته ‏اند.

قرن‏ها پیش یکی از دانشمندان اسلامی به نام محمدبن زکریاى ‏رازی (متوفی به سال 311 ه.ق) از تقطیر بخار شراب، ماده ا‏ی به ‏دست آورد که ld ‏توانست علاوه بر کاربرد پزشکی به عنوان بهترین‏ حلال شیمیایی مورد استفاده قرار گیرد، وی این ماده را«الکحل‏»نامید. (1) .

دلیل این نام‏گذاری دقیقا معلوم نیست، ممکن است علت آن،اهمیت فراوان الکل در دانش کیمیا باشد. (2) «کحل‏» به معنی سرمه ‏است و در ادبیات ما چیزی را که ارزش زیاد داشته و کمیاب است، به ‏سرمه چشم تشبیه ld ‏کنند:

ای اصل تو را برهمه احرار تقدم.

خاک قدمت ‏سرمه بینایی مردم.

نیز ممکن است این نام‏گذاری، اشاره به طرز تهیه الکل در آن زمان‏ باشد، چرا که اولین بار الکل از طریق تقطیر مکرر شراب به دست آمد.پس وجه تسمیه، تشابه الکل به سرمه، در چگونگی تهیه آن‏هاست.هر دو با زحمت تهیه ld ‏شود و همان طور که سرمه، جوهر سنگ‏ معینی است که از ساییدن آن به دست ld ‏آید، الکل نیز جوهر شراب ‏است که از تقطیر آن حاصل مى‏ شود. (3) .
1) جالب است که در فرهنگ واژگان لاتین، هم اکنون الکل به این شکل نوشته ld ‏شود:(Alcohol) و این نشان م ى‏دهد که نام اصلی این ماده الکحل بوده و براثر کاربرد زیاداین لفظ، حرف «ح‏» از آن حذف شده است.

2) از مهم‏ترین اعمال شیمیایی، ترکیب مواد است و الکل ld ‏تواند، به سهولت موادى ‏را که به راحتی قابل حل نیستند با یکدیگر ترکیب نماید.

3) مؤید این نظر، نام دیگر الکل در زبان عربی است که به آن «اسبرتو» یا «سبیرتو»مى‏گویند. این کلمه، معرب واژه [Spirit] در لاتین است که به معنی روح ld ‏باشد.در واقع روح مشروبات مست کننده و ماده مؤثره آن‏ها را الکل تشکیل مى ‏دهد.


اهمیت الکل
چنان که خواهیم دید الکل در زمان ما کاربرد فراوانی در صنایع‏ گوناگون پیدا کرده است; فی المثل استفاده از الکل بری ساخت‏ داروها به اندازه ا‏ی است که برخی آن را کلید داروسازی دانسته ‏اند.هم چنین الکل در صنایع تبدیلی، آرایشی و امور پزشکی و درآزمایشگاه‏ها به منظور نگهداری قطعات بدن انسان یا حیوان مورداستفاده قرار مى ‏گیرد.

از این رو، عموم مردم مسلمان به ویژه صنعت کاران ودست‏اندرکاران امور فوق همگی نیازمند شناخت احکام شرعى ‏مربوط به الکل مى ‏باشند. پرسش‏هایی که از سوی مردم، اساتید ودانشجویان رشته ‏های مربوط مطرح مى ‏شود، نشان دهنده اهمیتى ‏است که این موضوع در زندگی روزمره دارد.

1- الکل و انواع آن
از نظر علم شیمی هر ماده‏ی که در فرمول شیمیایی آن عامل‏ هیدروکسیل(-OH) وجود داشته باشد، یک الکل محسوب مى ‏شود.الکل از مشتقات هیدروکربن هاست که در آن‏ها هرمولکول، ترکیبی ازچند اتم هیدروژن و کربن مى ‏باشد. نهایت، یک عامل (OH) جانشین ‏یک اتم هیدروژن مى ‏گردد. و بنابر تعداد عامل(OH) ، الکل‏ها را یک یاچند ظرفیت مى ‏گویند. (1) الکل انواع زیادی دارد که ذیلا به برخی ازآن‏ها اشاره مى ‏کنیم:

الف) الکل متیلیک
ساده ‏ترین الکل‏ها، الکل متیلیک (2) است که مبنی الکل‏ های یک‏ظرفیتی مى ‏باشد. الکل متیلیک از تقطیر چوب به دست مى ‏آید و ازاین رو به آن عرق چوب نیز مى ‏گویند. این ماده مایعی است‏بی رنگ‏ که در 66 درجه سانتی گراد مى ‏جوشد، با شعله کمی آبی رنگ‏ مى ‏سوزد و چون با آب مخلوط گردد، تقلیل حجم یافته و تولیدحرارت مى ‏کند.

الکل متیلیک، در صنایع رنگ‏سازی کاربرد دارد. به علاوه سمى ‏است قوی که با شرب 8 تا 10 گرم آن اختلالات هاضمه و اغلب‏کوری دست داده و تلف مى ‏کند. (3) .

پس از الکل متیلیک یا متانول بقیه الکل ‏های یک ظرفیتی یا یک ‏عاملی را به الکل ‏های نوع اول، دوم و سوم طبقه ‏بندی مى ‏کنند. (4) اتانول که موضوع بحث ماست، در زمره الکل‏ های نوع اول است.هم چنین الکل‏ های دو ظرفیتی و سه ظرفیتی و ... نیز وجود دارد که‏ مى ‏توان از ضدیخ به عنوان الکل دو ظرفیتی (یا الکل دو عاملى ‏اشباع) و گلیسیرین به عنوان الکل سه ظرفیتی (یا الکل سه عاملى ‏اشباع) نام برد. (5) .

ب) الکل اتیلیک
اگر واژه الکل بدون هیچ پسوند یا پیشوندی به کار رود، مقصود الکل ‏اتیلیک یا اتانول (6) است که معروف‏ترین انواع الکل مى ‏باشد. در آینده ‏خواهیم دید که الکل اتیلیک در صنایع گوناگون و در زندگی روز مره ‏مردم، کاربرد زیادی دارد.

چنان که در مقدمه اشاره شد، موضوع بحث ما در این نوشتارمنحصرا الکل اتیلیک یا اتانول است. و هر کجا در این رساله، واژه ‏الکل را بدون افزودن کلمه دیگر به کار بریم مقصودمان همین نوع ‏الکل مى ‏باشد.

اتانول به طور طبیعی و به مقدار بسیار کم در نان (5/0 درصد)،مغزانسان و گیاهان وجود دارد. علاوه بر مخمر (7) و بعضی باکترى‏ها،بدن انسان نیز مقدار چشمگیری الکل تولید مى‏کند. در اکثر موارد،تمام این تولید، مربوط به میکروب‏ های موجود در روده انسان‏ مى ‏باشد. برای آشنایی بیش تر با این ماده، به تبیین اوصاف الکل وآثار ظاهری الکل برجسم و روان آدمی مى ‏پردازیم.

2 - ویژگى ‏های الکل و آثار آن
الکل اتیلیک در 3/78 درجه سانتی گراد به جوش مى ‏آید و در114-درجه ذوب مى ‏شود. الکل مطلق، آب گونه ‏ی است‏بى ‏رنگ وزود آتش‏گیر، با بویی ویژه، در برودت زیاد ابتدا قوام آمده و سپس ‏مانند شیشه منجمد مى ‏گردد. (8) .

الکل برخلاف پندار بعضی، اثر تحریکی بر اعضی بدن ندارد،بلکه اثر آن تخدیر یعنی تضعیف فعالیت‏های بدن و کاستن از دقت درانجام رفتارهای گوناگون است. در کتاب‏های علمی نیز، الکل را درردیف تخدیر کننده ‏ها هم چون اتر و غیره مى ‏آورند. یکی ازدانشمندان در این زمینه مى ‏گوید: «این واقعیت که افراد تحت تاثیرالکل، خجالتشان از بین مى ‏رود و زیاد حرف مى‏ زنند، به علت اثرتحریکی الکل بر مغز نیست، بلکه به دلیل از بین رفتن کنترلی است که‏ مراکز عالی مغز در میانه ‏روی و اعتدال شخص از خود انجام‏ میدهند.» (9) .

به هر حال، تمامی مشروبات الکلی، حاوی مقداری الکل‏ مى ‏باشند و هرگونه آثار تخدیری که از مشروبات الکلی بروز مى ‏کندمربوط به وجود این ماده در آن ه است. میزان این تخدیر که ما از آن به‏«مستى‏» تعبیر م ى‏کنیم بستگی به درصد الکل موجود در این گونه ‏مشروبات دارد. چنان چه شخص مقداری الکل بنوشد، قریب 15 آن‏فورا به وسیله جدار معده داخل در خون و بقیه در امعاء واردمى ‏گردد. مقداری هم ممکن است ‏به وسیله ریتین یا با ادرار خارج ‏شود. ولی قسمت اعظم آن در هر حال در بدن مى ‏ماند و در آن جامتدرجا اکسید شده و احتیاجی به هضم و گوارش ندارد. (10) .

کبد انسان قادر است در هر ساعت، 8 گرم الکل را اکسید کند.مقادیر زیادتر در جریان خون ظاهر شده ولی غلظت کم تر از 05/0%علامتی در شخص به وجود نمى ‏آورد. از غلظت 05/0% به بالاست ‏که علائمی نظیر کاهش توازن اعمال فیزیکی و اختلال در دید پیش ‏خواهد آمد.

غلظت‏ بالاتر از 25/0% علائم مشخصی به وجود مى ‏آورد. و اگرغلظت ‏به 1% در خون برسد، اختلال تنفسی و قلبی و نهایتا مرگ ‏ایجاد مى ‏شود هر چند مقدار کشنده آن برحسب افراد فرق مى ‏کند.

پیترکوپر نیز در این زمینه چنین مى ‏نویسد: «الکل از تمام راه‏هاجذب بدن مى ‏شود ولی جذب آن از راه دهان و معده بسیار کم است.روده کوچک 80% یا بیش تر مقدار خورده شده را جذب مى ‏کند.کم تر از 10% بى ‏تغییر از راه ادرار و تنفس دفع مى ‏شود. الکل دربافت‏ها به سرعت منتشر شده و در حدود 8 گرم در ساعت اکسید وبه گاز کربنیک و آب تبدیل مى ‏شود. (11) بدین ترتیب مهم‏ترین اثر الکل،تضعیف دستگاه اعصاب مرکزی است. الکل در نتیجه تاثیر برروى‏اعصاب، واکنش در رگ‏ها ایجاد نموده و خون را به سطح بدن جریان‏ میدهد و از این طریق، پوست را قرمز مى ‏کند و ابتدا در بدن ایجادحرارت مى ‏نماید. اما این اثر دیری نمى ‏پاید، چرا که پس از مدت‏ کوتاهی، بدن حرارت خود را تا دو برابر از دست میدهد.

شخصی که الکل مى ‏نوشد ابتدا فعالیت او بیش از حد معمول ‏مى ‏شود و به ترتیبی که ذکر شد، درجه حرارت بدن بالا رفته و تنفس ‏شدید مى ‏شود. آن گاه مرکز تکلم در مغز تحت تاثیر الکل قرار گرفته وشخص پرچانگی مى ‏کند. سپس مرکز سمعی مغز متاثر شده و شخص ‏صداهای بى ‏خود مى ‏شنود. بعد مرکز بینایی مغز دچار اختلال گشته وشخص تصاویر موهوم مى ‏بیند. و بالاخره مرکز حفظ تعادل تحت‏ تاثیر الکل قرار گرفته و کسی که مشروب الکلی نوشیده، توازن اعمال‏ فیزیکی خود را از دست میدهد. (12) .

بدین ترتیب با نوشیدن الکل، خویشتن‏داری شخص که به عنوان‏ منشا حجب و حیا در انسان پایه ‏گذاری شده است، تقریبا از بین رفته ‏و باعث ‏بروز اعمال ناهنجار مى ‏شود.

از دیدگاه متخصصین اعصاب و روان، الکل، عالى ‏ترین اعمال ‏توقفی را فلج مى ‏کند و انسان را به سیرت و منش عاری از ملکات‏ اخلاقی و بری از دانش و بینش سوق میدهد. استعمال الکل موجب ‏دگرگونی در شخصیت انسان مى ‏شود و انسان با شرم و حیا راافسارگسیخته و بى ‏بندوبار مى ‏نماید.

عوارض مصرف الکل، غالبا منشا ارتکاب اعمال شنیع و ارتکاب‏ جرایم مى ‏گردد. طبق مطالعاتی که مؤسسات جرم‏شناسی به عمل ‏آورده ‏اند، اغلب جنایات جنسی و در حدود 70% جرایم ضرب وجرح و 80% قتل‏ها، خود آزاری و دیگر آزارى ‏ها در اثر استعمال‏ نوشابه ‏های الکلی واقع مى ‏شوند. ازدیاد تصادفات وسایط نقلیه درکشورهایی که مجاز به نوشیدن الکل هستند براثر مستی رانندگان‏ مزاحم است و روی همین اصل، استعمال مشروبات الکلی را اغلب‏ قوانین ممنوع دانسته یا محدود نموده ‏اند. (13) .

در کشورهای سویس و فرانسه اگر میزان الکل در خون بیش از 5/0سانتى‏گرم در لیتر خون باشد، شخص مجاز به رانندگی نیست و تکرارکننده این جرایم از حق رانندگی بری شش ماه محروم مى‏شود. دردانمارک این مقدار یک سانتى ‏گرم و در انگلستان 8/0 مى ‏باشد. (14) .

اثرات سوء نوشیدن الکل منحصر در آن چه گفتیم نیست. الکل نه ‏تنها اعتدال روانی و تنظیم حرکات و فعالیت‏های انسان را مختل‏مى‏سازد بلکه آثار مخرب دیگری بر دستگاه‏های مختلف بدن‏مى‏گذارد; به عنوان نمونه، مصرف الکل، باعث‏سوءهاضمه واختلال دستگاه گوارش و کبد مى‏شود، زیرا به علت جاذب الرطوبه‏بودن آن، آلبومین‏های سلول‏های کبد و معده را منعقد مى‏کند. درنتیجه معده اسیدکلریدریک پس نمیدهد و سلول‏های کبد حالت‏مومی شکل (تشمع کبدی) به خود مى‏گیرند. (15) .

این است که اسلام با نوشیدن هر نوع مشروبات الکلی، خرید وفروش و هر نوع بهره ‏برداری از آن‏ها به شدت برخورد کرده است.خمر در آیات قرآنی، پلیدی و رفتار شیطانی تلقی گردیده، نوشیدن ‏آن، گناه کبیره قلمداد و هم چون قمار بازی موجب برانگیختن بذرعداوت و دشمنی دانسته شده است. (16) .

براساس روایات اسلامی، کسی که خمر می‏نوشد، تا چهل روز،نماز او پذیرفته نمى‏شود. بلکه در تمامی ادیان الهی، هنگامی که کامل‏گشته‏اند، تحریم خمر جزء برنامه‏های قطعی آن‏ها بوده است. (17) نوشنده خمر در روز قیامت‏با صورت سیاه و زبان بیرون آمده درحالی که آب دهان او بر سینه‏اش مى‏ریزد و فریاد العطش برمى‏آورد، محشور مى‏گردد. کسی که جرعه‏ی شراب بنوشد، روح ایمان از وى‏گرفته مى‏شود و روح ناپاک و پست جایگزین آن مى‏گردد. (18) .

متاسفانه هم اکنون در کشورهای لائیک و عمدتا در کشورهاى‏غربی مقادیر زیادی الکل به صورت مشروبات الکلی مصرف‏ مى‏شود. تنها در سال 1955 در فرانسه مطابق گزارش رسمی وزارت‏دارایی این کشور، تعداد 455054 مشروب فروشی دایر بود; یعنى‏بری هر 86 نفر یک باب مشروب فروشی وجود داشته است.

این در حالی است که مصرف الکل سال به سال به طور مرتب دراین کشورها افزایش یافته است. هم اکنون دانشمندان کتاب‏هاى ‏متعددی درباره الکلی‏سم و مسائل کیفری و ناهنجارى‏هاى ‏اجتماعى ‏نوشته ‏اند. پروفسور سیگار در کتاب خود تحت عنوان‏«الکلى‏سم از گذرگاه اجتماعى‏» الکلى‏سم را یکی از مهم‏ترین علل‏شکست فرانسه در جنگ دانسته و آکادمی علوم فرانسه، قطع نامه‏اى ‏به همین مضمون در محکومیت مصرف نوشابه‏ های الکلی صادرنموده است.

از لحاظ علم ژنیتک نیز، اکثر فرزندان افراد الکلی، مبتلا به ‏روان‏پریشانى ‏های شدید می‏گردند و به همان جهت، عقب‏ ماندگى ‏های مختلف شعوری در آنان ایجاد می ‏شود. (19) .

3- کاربرد الکل
از الکل، به عنوان پرمصرف‏ترین ماده شیمیایی در فرایند ساخت وسنتز، جدا سازی و تولید مى‏توان نام برد.

در صنعت، الکل را جهت تهیه لاک، ورنی و رنگ‏های انیلین ودواجات به کار مى‏گیرند. الکل در آزمایشگاه‏ها به عنوان سوخت‏کاربرد دارد. ولی استفاده از آن به این منظور، به صرفه نیست.

الکلی که در صنعت‏به کار گرفته مى‏شود، از لحاظ ماهیت، هیچ‏تفاوتی با الکل طبی ندارد و هر دو همان الکل اتیلیک یا اتانول‏مى‏باشند. منتها به دلایلی نظیر گرفتن مالیات از نوشابه‏های الکلی و یاجلوگیری از سوءاستفاده از آن‏ها، کارخانجات تولید کننده الکل، موادسمی، بد بوکننده (هم چون متانول یا عرق چوب) و مواد رنگین‏کننده (هم چون پریدین) به آن مى‏افزایند. (20) .

الکل بهترین حلال آلی است و لذا در آزمایشگاه‏ها و صنایع داروسازی کاربرد بسیار زیادی دارد. در مواردی نیز الکل جهت محافظت‏از رشد میکروبی در فرآورده‏های دارویی، ساخت روکش قرص‏ها، وضدعفونی کننده وست‏به کار مى‏رود. (21) .

در پزشکی نیز الکل جهت ضدعفونی کردن ابزارهای طبی و غیره‏به کار گرفته مى‏شود. به علاوه قطعات تشریحی را به خوبی مى‏توان‏در الکل از گندیدن و عفونت محافظت نمود. هم چنین الکل درساختن ادکلن‏ها و لوازم آرایشی نیز کاربرد فراوان دارد.

4 - روش‏های تهیه الکل
الکل اتیلیک یا اتانول اولین ترکیب آلی است که انسان تهیه نموده است، چرا که قدمت صنعت الکل تقریبا به اندازه قدمت‏صنعت‏نان است.

الکل مورد بحث از راه‏های گوناگونی تهیه مى‏شود که مى‏توان‏آن‏ها را به دو روش کلی تقسیم نمود: روش طبیعی(تخمیر) و روش‏صنعتی. ذیلا این روش‏ها را مورد مطالعه قرار میدهیم:

الف - روش تخمیر یا فرمانتاسیون (22)
در حقیقت پدیده تخمیر چیزی جز تجزیه قند نیست. نهایت قند به‏صورت‏های گوناگون در طبیعت‏ یافتwww.zibaweb.com مى‏شود:انگور،کشمش،خرما،جو،برنج، سیب‏زمینی، ذرت و مانند این ها به میزان زیادی قند در بردارند ولذا این‏گونه مواد مى‏تواند منابع اولیه جهت تهیه مایع الکلی باشد.

قارچ یا مخمرها موجوداتی هستند که قادرند به طریق بى‏هوازى‏رشد نمایند; یعنی در محیط واجد اکسیژن فراوان، مخمرها موادقندی را با تنفس هوازی به گاز کربنیک و آب تجزیه مى‏کنند. و درغیاب اکسیژن، مواد قندی را تخمیر و گاز کربنیک و اتانول یا الکل‏اتیل تولید مى‏کنند.

هم اکنون ثابت‏شده که تخمیر در واقع توسط یک آنزیم به نام‏«زیماز» که توسط سلول‏های قارچ تولید شده عملی مى‏گردد. این‏آنزیم‏ها یک نوع کاتالیزر آلی هستند که باعث اجری عمل و سرعت‏آن شده ولی خود دخالت مستقیم نمى‏کنند. (23) .

نتیجه فرایند تخمیر، مایعی است که عمدتا محتوی آب و الکل‏است که آن را خمر مى‏نامیم. ولی مواد دیگری چون گلیسیرین واسیدسوکسینیک نیز به مقدار کم در آن یافت مى‏شود. در کنار این هاماده‏ی هم به نام روغن فوزل در نتیجه تخمیر به دست مى‏آید. (24) .

به هر حال مایع به دست آمده درجه الکلی بسیار پایینی در حدتقریبی 18 درصد دارد. بری این که غلظت الکل در این مایع را که ازآن به درجه الکلی تعبیر مى‏کنند، افزایش دهند، از فرایند تقطیر مجزا (25) استفاده مى‏کنند. اساس این عمل، تفاوت دمی جوش الکل و آب‏است. الکل تقریبا در 78 درجه سانتى‏گراد مى‏جوشد. در حالی که آب‏بری جوشیدن باید به دمی صد درجه برسد. از این تفاوت نقطه‏جوش استفاده کرده مایع الکلی را که همان خمر است در دیگ‏هایى‏ریخته و حرارت میدهند. الکل که نقطه جوش پایین‏تری داردسریع‏تر بخار مى‏شود. بخار به دست آمده را از لوله‏ی که اطراف آن راهوی سرد پوشانده عبور میدهند و به حالت مایع در مى‏آورند.

هر چه این عمل را - که «رکتیفیکاسیون‏» نامیده مى‏شود - بیش ترتکرار کنند، الکل درجه خلوص بیش تری پیدا مى‏کند به طوری که‏بیش تر الکل‏های کاربردی در صنایع مختلف داری درجه خلوص‏96 مى‏باشند. در حالی که مشروبات الکلی درجه الکلی بسیارپایین‏تری دارند;مثلا آب‏جو 4 الی 6 درصد، شراب 16 تا 20 درصد وعرق یا ویسکی تا 40 درصد در بردارنده ماده سکرآورالکل مى‏باشند.

ب - روش صنعتی
مواد اولیه جهت تهیه الکل به روش صنعتی، از منابع طبیعی نظیرنفت، گاز طبیعی، ذغال سنگ و توده‏های زیستی به دست مى‏آید. این‏مواد طی فرایندهای گوناگون و احیانا پیچیده به الکل تبدیل‏مى‏شوند. (26) در این فرایندها ماده‏ی به نام استیلن(CH CH) درمجاورت جیوه با آب ترکیب شده و ماده دیگری به نام استالدئید یااتانال به دست مى‏آید سپس ماده مزبور را با هیدروژن ترکیب و اتانول‏یا الکل اتیل به دست مى‏آورند.

هم چنین ماده دیگری به نام اتیلن(CH2 CH2) را در مجاورت‏اسیدسولفوریک با آب ترکیب و از آن الکل اتیل تهیه مى‏کنند. هر دوماده مزبور (اتیلن و استیلن) از فراورده‏های نفتی مى‏باشد. هم اکنون‏روش تخمیر در تهیه الکل کم تر مقرون به صرفه است و بیش تر الکل‏مورد نیاز صنایع به طریق شیمیایی و به کمک صنایع نفت تولیدمى‏گردد. ولی با اتمام ذخایر نفتی مسلما اهمیت تخمیر در ساخت‏الکل به مراتب بیش تر خواهد بود.

سلاح های موفق و ماندگار

             

 

سلاح های موفق و ماندگار

 








سلاحی که در زمان خود "فاتح غرب وحشی" نام گرفت، در سال 1866 (متجاوز از 140 سال قبل) توسط کمپانی اسلحه سازی Winchester – به مدیریت اولیور وینچستر (که در پست های قبلی عکسش تقدیم شد) اختراع گردید تا جایگزین تفنگ های گلوله زنی و سرپر موجود در دست ارتش ایالات متحده و ماجراجویان غرب وحشی شود. این سلاح در ابتدا Yellow boy (پسرک زردروی) نام گرفت که دلیلش استفاده از صفحه برنجی روی سیستم خوراک رسان اسلحه بود. این سلاح در سالهای پایانی جنگ شمال و جنوب آمریکا وارد ارتش گردید و بدلیل کاهش سفارش بعد از پایان جنگ، فروش آن به مردم عادی و شکارچیان سرعت گرفت.

وینچستر 1866



مدل بعدی آن که در سال 1873 به بازار عرضه شد، سرعت مسلح شدن بالاتر و دقت بیشتری داشت و برای کالیبر 44 عادی و کالیبر 44 مگنوم ساخته شده بود. (مگنوم یعنی قدرتمند و به فشنگ های گفته می شود که از فشنگ معمولی بلند تر بوده و باروت بیشتری در خود دارند و لاجرم ضرب گلوله شان بالاتر از انواع عادی است).




مگنوم 44 به گواه تاریخ، در طول 140 سال کارکرد خود، بیش از هر کالیبر دیگری انسان ها و شکار های گوناگون را از پا درآورده است.

فشنگ مگنوم44




وینچستر 1873 در دست مردم عادی (غالبا مزرعه دارها و گله دارها)

شکارچی معروف – ویلیام کودی معروف به بوفالو بیل – و تفنگ وینچستر او



مدل های بعدی آن که در سال های 1876 تا 1892 وارد بازار شدند قادر به استفاده از کالیبر 45 بودند. مدل 1876 سالها سلاح سازمانی پلیس سواره سلطنتی کانادا – RCMP – Royal Canadian Mounted Police - بود. جان وین هنرپیشه معروف فیلم های وسترن در فیلم های خود از مدل های کالیبر 45 این سلاح استفاده می کرد.


پلیس سواره کانادا و تفنگ1876




جان وین و تفنگ وینچستر



محبوبیت وینچستر مگنوم 44 نزد شکارچیان حتی بعد از گذشت 140 سال کمترین کاستی پیدا نکرده و شکارچیان نخجیر های بزرگ و تروفه و علاقه مندان به تیراندازی به سبک غرب وحشی، از طرفداران جدی این سلاح هستند. در این تصویر یک شکارچی به همراه موس (گوزن درشت جثه آمریکای شمالی) مشاهده می کنید.




مشخصات فنی
وزن: 4.3 کیلوگرم – طول: 1250 میلیمتر – طول لوله: 762 میلیمتر – کالیبر: 22 یا 44 یا 45
خشاب لوله ای در زیر لوله تفنگ با ظرفیتی بین 8 تا 15 فشنگ (بسته به کالیبر)





الیور وینچستر

چای کوهی (نام علمی Hypericum perforatum)

 

چای کوهی (نام علمی Hypericum perforatum)


::: چای کوهی ویروس ایدز را از بین می برد

تحقیقات جدید دانشمندان نشان می دهد که چای کوهی (هوفاریقون) می تواند ویروسها را از بین ببرد و حتی روی ویروس بیماری AIDS نیز اثر دارد.
خاصیت چای کوهی ویروس ایدز را از بین می بردویروس کشی و تقویت کنندگی چای کوهی باعث شده که بیماران مبتلا به ایدز از این گیاه برای تقویت سیستم دفاعی بدن استفاده کنند.

چای کوهی با نام علمی (Hypericum perfratum) گیاهی است که معمولا به صورت خودرو در میان مزارع گندم و ذرت یافت می شود و به مقدار زیاد در آمریکا و اروپا پرورش می یابد و در ایران در دامنه کوههای البرز، چالوس، مازندران و نقاط غرب ایران به حد زیادی می روید.
گلهای این گیاه به رنگ سفید یا زرد است که در بالای ساقه به صورت مجتمع به چشم می خورد که این گلها کمی معطر و دارای بوی مخصوصی است.
چای کوهی از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است و خواص درمانی بسیاری دارد این گیاه ضد کرم معده و روده است و گرفتگی صدا را باز می کند.
این گیاه برای درمان مرض کزاز بکار می رود و اگر برگ آن را به صورت پودر روی زخمهای عمیق بپاشید این نوع زخمها را خوب می کند.
چای کوهی درمان کننده بیماری مننژیت است؛ درد پشت و گردن و خشکی گردن را درمان می کند و ضدافسردگی است.
این گیاه اشتها را باز می کند بنابراین می توان آنرا به بچه ها و افراد مسن که اشتها ندارند داد. کسانی که از داروهای آسم و ضدسرماخوردگی و حساسیت استفاده می کنند نمی توانند چای کوهی مصرف کنند

::: عصاره چای سبز به عنوان آنتی‌اکسیدان طبیعی در فراورده‌های آرایشی قابل استفاده است

یافته‌های محققان ایرانی نشان داد: عصاره چای سبز می‌تواند به عنوان یک آنتی‌اکسیدان طبیعی در محصولات آرایشی جایگزین آنتی‌اکسیدانهای تجاری متداول که عوارضی در پی دارند، استفاده شود.

یافته‌های تحقیق دکتر کتایون مرتضی سمنانی، دکتر مجید سعیدی، دانشیاران دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مازندران و دکتر زهرا نوزادی، داروساز در مقایسه فعالیت آنتی اکسیدانی عصاره چای سبز با آنتی اکسیدان‌های تجاری در کرم هیدروکینون 2 درصد نشان می‌دهد: عصاره چای سبز در مقایسه با سدیم متا بی‌سولفیت و BHT اثر آنتی اکسیدانی بیشتری داشته و با توجه به ویژگیهای این عصاره در محافظت پوست در مقابل اشعه ماورای بنفش و کاربرد این گیاه به صورت موضعی که از گذشته برای برطرف کردن تورم به کار می‌رفته است می‌توان به این گیاه به عنوان یک آنتی اکسیدان طبیعی در فرآورده‌های آرایشی بیش از پیش توجه کرد.

با توجه به عوارض مختلف گزارش شده از آنتی اکسیدان‌های تجاری، در سالهای اخیر، ‌تحقیقات بر روی دستیابی به آنتی اکسیدان‌های سالم‌تر و موثرتر از منابع طبیعی متمرکز شده است.

هیدوکینون، یک ماده روشن کننده است که به سختی پایدار شده و براثر اکسیداسیون در معرض هوا به سرعت قهوه‌یی رنگ می‌شود.

محققان در این پژوهش، فعالیت آنتی اکسیدانی عصاره فنانولی برگهای خشک شده چای سبز را در مقایسه با آنتی اکسیدان‌های تجاری در غلظت‌های 1/0، 5/0، 1 و 2 درصد در کرم هیدروکنیون دو درصد را بررسی کردند.

همچنین فرآورده‌های حاوی آنتی اکسیدانها و این را عصاره به مدت سه ماه در دمای 25 درجه سانتیگراد و 45 درجه سانتیگراد و به دور از نور نگهداری شدند.

پایداری فیزیکی و درصد هیدروکنیون باقیمانده پس از دو هفته، 1،2 و 3 ماه بررسی شد. نتایج این مطالعه حاکی از تسریع تخریب هیدروکینون با افزایش دما بود.

در ماه سوم، در هر دو دمای 25 و 45 درجه سانتیگراد، ‌عصاره در تمامی غلظت‌ها فعالیت بیشتری را در مقایسه با آنتی اکسیدان‌های تجاری نشان داد.

همچنین در ماه سوم، فرآورده‌های حاوی عصاره پایداری فیزیکی مناسبی را با مقدار هیدروکینون باقیمانده 70،75،77 و 81 درصد (به ترتیب افزایش غلظت) در دمای 25 درجه و 50، 54، 58 و 62 درصد در دمای 45 سانتیگراد نشان داد.

::: عصاره چای سبز می‌تواند سرطان زا باشد

پژوهش‌های محققان دانشگاه می‌سی سی پی نشان داد که مکمل‌های غذایی ساخته شده از عصاره چای سبز باعث رشد و نمو توده‌های سرطانی خاصی در بدن می شود.

این مطالعه که در شماره اخیر نشریه ‪ journal of natural productبه چاپ رسیده است تاثیر ماده موثر موجود در عصاره چای سبز بر عامل تنظیم‌کننده کلیدی رشد سلول‌های سرطانی در حضور اکسیژن کم یا فاکتور شماره یک القاء شده با کاهش اکسیژن را بررسی کردند.

دانشمندان دریافتند که عصاره چای سبز در مقادیر زیاد نه تنها از بروز سرطان پیشگیری نمی‌کند و سلول‌های سرطانی را نمی‌کشد بلکه به رشد و بقاء سرطان کمک می‌کند.

نوشیدن چای سبز بسیار مفید است . هزاران سال است که مردم چای سبز می نوشند ولی این عقیده که برای پیشگیری و مهار سرطان روزانه عصاره چای سبز که معادل ‪۱۰۰ها فنجان چای است بنوشیم باید تصحیح شود.

 

::: چاى سبز در درمان سرطان پروستات موثر است

بنا به گزارش چاپ شده در مجله پژوهش هاى سرطان ، مواد شیمیایى موسوم به پلى فنولها که در ساختمان چاى سبز وجود دارد از سرعت پیشروى سرطان پروستات ،جلوگیرى مى کنند.
به نوشته شماره جدید نشریه درد،تحقیقات پژوهشگران نشان مى دهد که دادن پلى فنولهاى چاى سبز به موش ها از گسترش و پیشرفت سرطان پروستات در آنها جلوگیرى مى کند.
در این مطالعه پژوهشگران ،مواد شیمیایى چاى را به منظور استفاده دراین پژوهش تصفیه کرده و مورد استفاده قرار دادند.
آنها دریافتند که پلى فنون ها از یک خط سیر شیمیایى که وظیفه و نقش اساسى در توسعه سرطان پروستات دارد ،جلوگیرى مى کنند.
به گفته پژوهشگران ،سرطان پروستات در مردان بالاى۵۰ سال بروز مى کند
ولى مراحل شیمیایى که باعث ایجاد سرطان پروستات مى شود چندین سال قبل از آن شروع مى شوند.
اگر ما به هر طریق بتوانیم این روند پیشرفت سرطان پروستات را از۲۰ سال تا حتى۲۵ سال تغییر بدهیم ،آن وقت مى توان گفت به یک دستاورد قابل توجه دست یافته ایم .
پژوهشگران همچنین تاکید مىکنند که نوشیدن حتى۱۲ فنجان چاى سبز در هر روز مسمومیتى در بدن انسان ایجاد نمى کند.

  ::: از خواص ضد سرطانی چای چه می‌دانید؟

چای در کنار فایده‌های فراوانش خاصیت ضد سرطانی نیز دارد. مطالعات دانشمندان استرالیایی نشان می‌دهد مصرف طولانی مدت چای سبز تا 77 درصد سرطان تخمدان در زنان را کاهش می‌دهد.

در این تحقیق با مطالعه بر روی 900 زن ثابت شد آنان که چای سبز مصرف می‌کنند میزان ابتلا به سرطان تخمدان در آنها به مراتب پایین‌تر از دیگران است. دانشمندان گفتند خاصیت ضد سرطانی در چای خشک سیاه نیز وجود دارد اما این خاصیت کمتر از چای سبزست.

دانشمندان آمریکایی نیز اعلام کردند: علت پیشگیری از سرطان در چای وجود ماده‌ای به نام کاتیسین است که در پیشگیری از سرطان مثانه نیز مؤثرست.

 

::: نوشیدن منظم چای سبز استقامت بدن را در تمرینات ورزشی افزایش می‌دهد

 

براساس تازه‌ترین بررسی‌ها مصرف میزان مشخصی از عصاره چای سبز به طور منظم میزان استقامت افراد را برای ورزش کردن از 8 تا 24 درصد افزایش می‌دهد.
براساس گزارش مجله آمریکایی فیزیولوژی - کنترل، این یافته‌ها تاییدی بر فرضیه‌ای است مبنی بر این که تحرک برای استفاده از اسیدهای چرب یک راهکار قابل توجه برای افزایش ظرفیت استقامت و توانایی تحمل افرادست.
محققان می‌گویند: براساس محاسبات، یک ورزشکار به وزن 75 کیلوگرم باید برای دستیابی به ظرفیتی که مدنظر ما است و براساس آزمایشات به دست آمده در روز 4 فنجان عصاره چای سبز بنوشد.
این بررسی‌ها نشان می‌دهد که مصرف بالای این نوشیدنی و یا مواد تشکیل دهنده فعال آن برای دستیابی به این هدف کافی نیست بلکه مصرف منظم و در یک دوره‌ طولانی تاثیرگذارست.

چای کوهی (نام علمی Hypericum perforatum) گیاهی است از تیره کلازیاسه (Clusiaceae) که معمولا به صورت خودرو در میان کشتزارهای گندم و ذرت یافت می شود و به مقدار زیاد در آمریکا و اروپا پرورش می یابد و در ایران در دامنه کوههای البرز، چالوس، مازندران و نقاط غرب ایران و در مسیر قله چین کلاغ به حد زیادی می روید.

نام‌های دیگر آن گل راعی، هزارچشم، علف چای، هوفاریقون است.

گلهای این گیاه به رنگ سفید یا زرد است که در بالای ساقه به صورت مجتمع به چشم می خورد که این گلها کمی معطر و دارای بوی مخصوصی است. چای کوهی از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است و خواص درمانی بسیاری دارد این گیاه ضد کرم معده و روده است و گرفتگی صدا را باز می کند. این گیاه برای درمان مرض کزاز بکار می رود و اگر برگ آن را به صورت پودر روی زخمهای عمیق بپاشید این نوع زخمها را خوب می کند.


چای کوهی درمان کننده بیماری مننژیت است؛ درد پشت و گردن و خشکی گردن را درمان می کند و ضدافسردگی است. این گیاه اشتها را باز می کند بنابراین می توان آنرا به بچه ها و افراد مسن که اشتها ندارند داد. کسانی که از داروهای آسم و ضدسرماخوردگی و حساسیت استفاده می کنند نمی توانند چای کوهی مصرف کنند خاصیت این گیاه در درمان افسردگی به اثبات رسیده و مکانیزم اثر ضد افسردگی آن از طریق مهار آنزیمی است.ماده موثره این گیاه هایپریسین میباشد که فراورده های آن هم بر اساس همین ماده استاندارد سازی میشوند و اثر ضد افسردگی گیاه نیز مربوط به این ماده میباشد.


در واقع این ماده مهار کننده ی آنزیم mono amino oxidase Mao میباشد که کاملا مانند داروی ترانیل سیپرومین میباشد. از این گیاه دو فراورده دارویی در بازار ایران موجود میباشد.قطره هایپیران و قرص پرفوران که هر دو در درمان افسردگی کاربرد دارند. نکته قابل ذکر در مورد این گیاه و فراورده های آن تداخلات زیاد آن میباشد که مصرف آن را محدود نموده است و دلیلش هم مهار آنزیمی است.

مانی پیامبر ایران باستان

 

مانی پیامبر ایران باستان


مانی پیامبرایرانی است که نفوذ افکارش بیش از یک هزارسال در خِطّه وسیعی از چین تا اروپای مرکزی و شمال آفریقا حادثه آفریده. وی در آخرین سال های حکومت اشکانیان به دنیا آمد. پدرو مادرش احتمالاً از دودمان نجبای اشکانی و پیرو مذهب ماندایی ها یا صابئین بودند که پس از مهاجرت از فلسطین در دشت میشان از نواحی خوزستان می زیستند.


صابئین یا ماندائی ها غسل تعمید می یافتند و طریقه گُنوسی، مخلوط با عقاید بابِلی و ایرانی، در معتقدات ایشان راه یافته بود.مانی روز جلوس شاپور اوّل، دوّمین پادشاه ساسانی، از راه آشنایی با برخی شاه زادگان و درباریان، به حضور شاه رسید و کتاب خود شاپورگان را بدو تقدیم داشت ومورد علاقه و احترام او قرار گرفت و سالیان دراز در مسافرت ها و جنگ ها همراه شاپور به نقاط مختلف سفر کرد. وی ظاهراً در مداوای بیماران نیز شهرت داشت.در زمان جانشینان شاپور، مانی سال ها در زندان بود و عاقبت به بدخواهی موبَدان بزرگ درباری، از جمله کَرتیر، محاکمه و وحشیانه شکنجه و کشته شد. محکومیت مانی نتیجه قدرت فوق العاده ای بود که موبَدان زَرتُشتی، با پیوند دین و سیاست در دوران ساسانیان، به دست آورده بودند. پیکر بی جان مانی سال ها بر دروازه جندی شاپور آویخته بود. این دروازه را تا قرن ها بعد آن را دروازه مانی می خواندند


به باور مانَویان، زناشویی و داشتن فرزند اسیر کردن دوباره نور در ظلمتِ مادّه و تن است. بنابراین، برگزیدگان مانَوی از ازدواج پرهیز داشتند. با این همه زنان درجوامع مانَوی مورد احترام بسیار بودند. در تاریخ روم از زنی به نام جولیا یاد می شود که یکی از مبلّغان معروف مانی بود. وی در دربار امپراتور با شجاعت و زبان آوری تمام از عقاید خویش دفاع کرد و عاقبت چون دیگر مانَویان جان بر سر اعتقادات خود گذاشت.
دین مانی درزمان خود او به وسیله مبلّغان به سراسر جهان متمدّن آن روزگار پراکنده شد. پس از کشته شدن مانی سرکوب مانَویان با شدّت و خشونت بسیار در داخل ایران دنبال گردید، حدودیک قرن پس از قتل مانی، در سوریه، مصر، آفریقای شمالی تا اسپانیا و مملکت گال از حضور فعّال مانویان نشان بسیار برجای بوده است.

در قرن چهارم میلادی، سنت آگوستین، که بعدها آثار او از جمله مهم ترین نوشته ها در دفاع از مسیحیت به حساب آمد، به مدّت نه سال مانَوی شد. در کتاب های معروف او شهر خدا و شهر دنیا، که در ردّ عقاید مانی نوشته شده، تأثیر عقاید مانی آشکار است. اهمیّت و نفوذ مانَویان دراین قرن در رم، مرکز پاپ، به درجهای بود که کنستانتین، امپراتور روم در سال 326م برضدّ اهل بدعت (مانَویان) فرمانی صادر کرد و درسال 372م والنتاین حقوق اجتماعی را ازمانَویان سلب کرد و برای برگزیدگان مانَوی حکم اعدام و تبعید داد.

دین مانی در اواخر قرن هفتم میلادی به چین راه یافت. درسده دهم میلادی ریاست مذهبی مانَویان از بابِل به سمرقند منتقل شد، از راه جامعه های سرّی و پنهانی منتشر و هم ردیف با عقاید تائو و بودا پیروان بسیار یافت. بعد از اسلام، در زمان خلفای اُموی و عبّاسی، کشتار مانویان بارها صورت گرفت. دراین زمان ایشان را زَندیق یا زَندیک می گفتند. نوشته های بسیار در ردّ عقاید آنان برجای مانده است. با این همه شماری قابل ملاحظه از ایرانیان نامی دربار خلفا مانَوی بودند یا ایشان را به داشتن این عقاید متّهَم می کردند. ابن مُقَفَّع، مترجم و نویسنده بزرگ دربار اُموی و اوایل دوره عبّاسی از مشهورترین آن هاست.

تشخیص هویت از روی گوش

تشخیص هویت از روی گوش


با پیشرفت فن اوری و علم گوش ها نیز هویت مارو نشون میدن و فقط اثار انگشت ردپای مجرمان نیستند. با مطالعه این مقاله به این امر پی خواهید برد!!!

 عملکرد خاص سلول‌های مژک‌دار حلزون داخلی، صداهای گوش را به روشی جدید برای تشخیص هویت افراد تبدیل کرده است.

فرض کنید شما قربانی یک سرقت یا کلاهبرداری شده‌اید. فرد کلاه‌بردار با بانک شما تماس می‌گیرد تا موجودی حسابتان را به حساب خودش انتقال دهد. اما کارمند بانک به جای این‌که اطلاعات جزئی شخصی شما را از وی بپرسد،‌ با فشار یک دکمه، ‌صدای ضربه‌های خفیفی را در گوش وی ایجاد می‌کند. خیلی سریع به بانک هشدار می‌رسد که فرد تماس‌گیرنده، صاحب اصلی حساب نیست و به همین سادگی، تماس تلفنی کلاه‌بردار با بانک شما به پایان می‌رسد.

اگر این روش تشخیص هویت زیستی (بیومتری) جدید که برای تشخیص هویت افراد از آن‌‌سوی خط تلفن طراحی شده، با موفقیت جواب دهد؛ ممکن است روزی این سیستم‌های حفاظتی ‌تبدیل به سیستم‌هایی عادی و پیش‌پا افتاده‌ای شوند. این روش بر پایه این واقعیت ایجاد شده است که گوش‌ نه تنها صداها را می‌شنود،‌ که خودش هم صداهایی را تولید می‌کند. البته صداهایی که گوش تولید می‌کند تنها با میکروفون‌های فوق‌حساس قابل تشخیصند.

اگر ثابت شود صداهایی که در گوش تولید می‌شوند برای هر شخصی منحصر به فرد است،‌ با چنین روشی می‌توان امنیت معاملات تلفنی و نیز داد و ستدهای بانکی با استفاده از تلفن را بالا برد. به علاوه، دیگر نیازی به حفظ کردن کدهای شناسایی متعدد نخواهد بود. هم‌چنین می‌توان گوشی‌های همراه را به این سیستم مجهز کرد تا با نصب برنامه‌ای،‌ بتواند صاحب خود را تشخیص دهد. این گوشی‌ها در صورت به سرقت رفتن خود را از کار می‌اندازند.

صداهایی که در گوش تولید می‌شوند و انتشارات اتوآکوستیک (OAEs) نامیده می‌شوند، ‌در واقع از بخش حلزونی درون گوش داخلی ساطع می‌شوند. دانشمندان چنین حدس می‌زنند که این صداها بر اثر حرکت سلول‌های مژک‌دار موجود در بخش بیرونی حلزون گوش‌ ایجاد می‌شود. به طور معمول،‌ صداهایی که وارد گوش می‌شوند، این مژک‌ها را می‌لرزانند؛ این لرزش به علایم الکتریکی تبدیل می‌شود و پس از طی مسیر عصبی شنیداری،‌ باعث شنیده شدن صدا و در واقع حس کردن آن می‌شود. اما خود این سلول‌های مژک‌دار هم با انقباض و انبساط خود،‌ باعث تولید صدا می‌شوند.

استفان بیبی،‌ از مهندسان دانشگاه سوت‌هامپتون و مدیر این پژوهش، درباره دلیل تولید این صداها می‌گوید:‌ «شنیدن یک فرایند فعال است. در واقع گوش برای این که انرژی از دست رفته طی جذب صدا را به درون گوش‌ها جایگزین کند،‌ انرژی مصرف می‌کند. این فرایند کمک می‌کند تا ما بتوانیم صداهایی را بشنویم که در غیر این صورت قادر به شنیدن آن‌ها نبودیم. اما هم‌چنین، باعث می‌شود بخشی از انرژی داده‌شده به سلول‌های مژک‌دار از طریق ‌انتشارات اتوآکوستیک آزاد شود».

وجود چنین صداهایی از دهه 1940/ 1320 پیش‌بینی شده بود، اما تا زمان اختراع میکروفون‌های مخصوص صداهای مافوق پایین در دهه 1350 / 1970، شناسایی نشده بود. صداهای تولید شده در گوش‌ با به صدا در آوردن چند صدای ضربه متوالی ایجاد می‌شوند. بازتاب این صداها‌ بین 1 تا 5 کیلوهرتز و دامنه‌شان متفاوت است. اخیرا از تست صداهای ضربه برای تشخیص مشکلات شنوایی در نوزادان استفاده می‌شود، زیرا در صورت وجود مشکلات شنوایی، ‌انتشارات اتوآکوستیک گوش ضعیف‌تر خواهند بود.

اما آن‌چه این ایده را در بیبی و همکارانش ایجاد کرده، این است که قدرت و فرکانس انتشارات اتوآکوستیکی که توسط صداهای ضربه متوالی خاص در گوش افراد مختلف ایجاد می‌شوند،‌ بر اساس شکل گوش داخلی افراد متفاوت است. بیبی می‌افزاید:‌ «شنوایی‌شناسان می‌گویند که می‌توانند بر اساس پروفایل انتشارات متنوعی که با صدای ضربه‌ها ایجاد شده‌اند،‌ جنسیت افراد و حتی ریشه‌های نژادی آن‌ها را تشخیص دهند».

بیبی و گروهش با استفاده از بودجه انجمن علوم فیزیک و مهندسی انگلستان در تلاشند ببینند آیا می‌توان از الگوهای انتشارات اتوآکوستیک گوش هم مثل اثر انگشت یا اسکن عنبیه چشم،‌ به عنوان ابزاری برای تعیین هویت زیستی استفاده کرد. بییی می‌گوید: «در شرایط کنترل شده آزمایشگاهی، انتشارات اتوآکوستیک در همه افراد متفاوت است. اما حتی اگر این روش بتواند در عمل هم به عنوان ابزار تشخیص هویت زیستی برای تمایز افراد به کار رود‌، هنوز تا رسیدن به آن نقطه خیلی کار دارد.»

به گفته وی در این راه مشکلات زیادی وجود دارد که باید حل شود. برای مثال، این انتشارات در افراد الکلی از بین می‌روند. داروهای متفاوت و نیز عفونت‌های گوش یا گرفتگی گوش هم می‌توانند دامنه این انتشارات را تغییر دهند.
اگر این گروه بتواند تا قبل از ضرب‌الاجل خود در اواسط سال 2010/ 1389 موفق شود،‌ امیدوار است که تولیدکنندگان لوازم الکترونیکی را تشویق به ساخت هد‌ست یا گوشی‌های همراهی کند که در قسمت گوشی خود به میکروفون‌های فوق‌حساس مجهز باشند. بقیه کار را نرم‌افزار مخصوص انجام خواهد داد.

با این حال، ساخت یک ابزار تشخیص هویت زیستی جدید،‌ کار مشکل و بزرگی است. تونی منزفیلد، ‌رییس بخش ارزیابی‌های تشخیص هویت زیستی در آزمایشگاه ملی فیزیک انگلستان می‌گوید: «‌این گروه نه تنها باید ثابت کند که روش آن‌ها از خطای کمی برخوردار است،‌ بلکه باید نشان دهد انتشارات اتوآکوستیک ضبط شده از گوش افراد برای مدت طولانی ثابت می‌مانند، طوری که بتوان بعد از گذشت سال‌ها روی داده‌های ضبط شده حساب کرد. اثرانگشتی که از یک فرد 20 ساله می‌گیرید،‌ در 60 سالگی او هنوز هم معتبر است.»

با این که این ایده بسیار جالب به نظر می‌رسد، ‌اما سوالات بسیاری را برمی‌انگیزد که باعث شده استفاده از این روش به اندازه اثر انگشت،‌ اسکن عنبیه چشم و دی.ان.ای قابل اعتماد به‌نظر نرسد. برای مثال،‌ در مورد گوشی‌های همراه،‌ اگر شما بخواهید در شرایط اضطراری از گوش همراه یک دوست یا اعضای خانواده استفاده کنید، ‌استفاده از این روش این کار را برای شما غیرممکن خواهد ساخت؟ یا اگر به بیماری‌های گوش مبتلا شوید یا در فضایی با صداهای زمینه بسیار بلند قرار بگیرید،‌ باز هم این روش جواب خواهد داد؟ به علاوه اگر از راه یک تماس تلفنی بتوان به هویت شخصی پی برد،‌ آیا چنین امکانی راهی برای سواستفاده باز نمی‌کند؟ به نظر می‌رسد باید منتظر ماند تا نتیجه بررسی‌های دقیق‌تر در مورد این روش جدید مشخص شود.

"بعضی وقتها برای بیشتر بودن باید رفت"

انواع خط

۱ پیرامون خط و زبان ۲ تاریخ خط ۲.۱ خط تصویری ۲.۲ خط اندیشه نگار ۲.۳ خط واژه‌نگار[۵] ۲.۴ خط صوت نگار[۶] ۲.۵ خط الفبایی[۷] ۳ خط چینی ۴ خط هیروگلیف مصری ۵ خط میخی ۶ خط فنیقی ۷ خط آرامی ۸ خط پهلوی ۹ خط اوستایی ۱۰ خط سریانی ۱۱ خط سغدی ۱۲ خط عبری ۱۳ خط نبطی ۱۴ خط کوفی ۱۵ خط عربی ۱۶ خط فارسی ۱۷ انواع خط امروزی ۱۸ جهت نگارش انواع خط ۱۹ جستارهای وابسته ۲۰ پانویس ۲۱ منابع پیرامون خط و زبان [ویرایش] تاریخ خط [ویرایش]
در قدیم یک سلسله اعمال و علایمی وجود داشت که تا حدی به حفظ خاطره‌ها و اموری که باید حفظ شوند، کمک می‌کرد، نظیر: چوب‌خط‌های کوچک آلمانیهای قدیم و یا ریسمانهای گره‌خوردهٔ مردمان پرو از زمان اینکاها و یا گردن بندهای صدفی قوم ایروکوا به نام وامپون و بالاخره چوب‌خط‌های استرالیایی‌ها. خط تصویری [ویرایش] خط تصویری (به انگلیسی: Pictogram) مرحله دوم از مراحل اساسی خط است در این مرحله برای اظهار یک فکر، صورت آنرا می‌کشیدند، مثلاً برای نوشتن یک حیوان، شکل آنرا می‌کشیدند.[۴] شاید احتیاج به حفظ خاطره‌ها و ثبت اندیشه‌ها، نخستین محرک پیدایش خط در بین اقوام ابتدایی بوده‌است. چراکه انسان اولیه برای حفظ اموری که می‌خواست سالهای دراز باقی بماند، ابتدا به رسم شکل و صور آنها پرداخت و تصویرهای واقعی را برای ارتباط کتبی ترسیم کردو از این تصویرنگاری، خط تصویری آغاز شد. تعداد فراوان تصویرها وعدم امکان نقش کردن مسائل عاطفی، کمبودهای این روش نگارش بود. خط اندیشه نگار [ویرایش] روش تصویرنگاری در ابتدا به رسم صورت اشیاء می‌پرداخت، اما بعدها کمکم تصویرها شکل ساده تر و نمادین تری به خود گرفتند و برای مفاهیم عاطفی نیز، علائمی قراردادی وضع شد. بدین ترتیب، بشر توانست با تصویر اشیایی شبیه به اندیشه‌ها، به نمایش اندیشه نیز اقدام کند، مثلا نقش دو پا نشانه راه رفتن وچشم اشک آلود نشانه اندوهگینی بود. این طریق نمایش اندیشه، در تاریخ خطوط، خط اندیشه نگار (به انگلیسی: Ideogram) نام دارد. روش اندیشه‌نگاری، گرچه تا حدی کاستی‌های تصویرنگاری را بهبود بخشید ولی باز کافی نبود، چه در این روش، اندیشه‌ها با علایمی نمایش داده می‌شدند که بکلی فارغ و مستقل از زبان بودند. خط واژه‌نگار[۵] [ویرایش] نارسایی روش اندیشه‌نگاری موجب شد که در کار نگارش طریق دیگری پیش آید که بستگی بیشتر با زبان داشته باشد، یعنی بستگی با اصواتی که چون گوش آنها را شنید، معانی آنها را درک کند. در این روش، واژه‌ها با علایمی نمایش داده می‌شوند که ربطی با اصوات مزبور نداشتند، ولی در عوض این ویژگی را داشتند که وقتی چشم آنها را می‌دید، زبان الفاظی را قرین این علامات کند.
خط صوت نگار[۶] [ویرایش] با بکار بستن علایمی که شکل واژه‌های آن جناس لفظی با واژه‌های بیانگر معانی آنها دارد، خط به مرحلهٔ هجایی کشانیده شد. در این مرحله، هر هجا با علامتی ویژه همراه است. خط الفبایی[۷] [ویرایش] با پیشرفت نمایش هجایی خط کم‌کم روش الفبایی خط بوجود آمد. در روش سیلابی، با تجزیهٔ هجاها و نمایش مجزای هر یک از آنها، مطلب شکل تحریری به خود می‌گیرد. در دنیای قدیم ما به چهار نوع خط اندیشه نگار بر می‌خوریم به شرح زیر: خط چینی [ویرایش] چینی‌ها ابتدا با رسم اشکالی آغاز نگارش کردند، به علت نارسایی علامات موجب شد که بعدها ترکیباتی بسازند و با آن ترکیبات به بیان اندیشه‌های خود بپردازند. این ترکیبات گرچه تصویرکنندهٔ اندیشه‌های آنان بود، ولی در انتقال مقاصد آنها کاملا موفق نبود. تا آنکه چینی‌ها با پدیدآوردن علاماتی که بیشتر تکیه بر اصوات می‌کرد، بنوعی خط صوت نگار دست یافتند. این خط صوت نگار گرچه از حیث آنکه با زبان بستگی داشت و در مرحله‌ای جلوتراز خط قدیم بود، ولی از آنجا که هر حرف می‌توانست نمایشگر اصوات مختلف چندی باشد دارای نقص بسیار بود. چینی‌ها برای رهایی از این نقص، یعنی نمایش معنی حقیقی هر علامت از علائمی اندیشه نگار بنام کلید استفاده کردند و هر کلید مبین یک نوع اندیشه بود. دانشوران چینی بعدها بیک نوع خط تندنویسی دست یافتند که نمونه خط ژاپنی شد. چند نمونه از سیر تحول خط تصویرنگار چینی:[۸] Archaic Seal script Traditional Modern Simplified Pinyin Gloss Archaic Seal script Traditional Modern Simplified Pinyin Gloss 人 — rén مرد 女 — nǚ زن 子 — zǐ کودک 日 — rì خورشید 川 — chuān رودخانه 雨 — yǔ باران 馬 马 mǎ اسب 鳥 鸟 niǎo پرنده 龜 龟 guī لاک پشت 龍 龙 lóng اژدها خط هیروگلیف مصری [ویرایش] نمونه‌ای از هیروگلیف مصری بر روی قطعه‌ای از پاپیروس نوشتار اصلی: خط هیروگلیف مصری خط هیروگلیف مصری، در ادامه خط اندیشه نگار، وارد عرصه نگارش شد. گستره انتشار آن بیشتر در مصر و در دست کاهنان بود. یونانیان این نام را بدان بخشیدند که در زبان یونانی به معنی «نوشته نشانه‌های مقدس» است، آنها، این خط را اعجاب آور و پر از رمز و راز پنهانی کاهنان مصر می‌دانستند. سابقه خط هیروگلیف را تا هزاره چهارم پیش از میلاد نیز می‌توان پیش برد. خط هیروگلیف را بر پاپیروس می‌نوشتند. پاپیروس از ساقه‌های فشرده نوعی نی بهمین نام به دست می‌آمد و از اجداد کاغذ است، به‌نظر می‌رسد کلمات paper و papier در زبانهای غربی از این واژه گرفته شده‌اند. مصریان نخستین مصرف کنندگان پاپیروس بودند و نوشت افزار آنها نیز نوعی قلم از نی بود که آن را در مرکب سیاه یا قرمز فرو می‌بردند. این خط معمولاً افقی و از راست به چپ نوشته می‌شد و به ندرت از چپ به راست و گاهی نیز از بالا به پایین نوشته می‌شد. هیروگلیف، خط اندیشه نگار کامل نیست و درآن عناصر صوتی و الفبائی بیشتر وجود دارد. همچنین تصویرانسان‌ها و حیوانات در این خط احتمالا مربوط به آغاز خط است.[۹] قدمیترین نمونه خط هیراتیک که یک متن پزشکی است. مربوط به ۱۶۰۰ قبل از میلاد مسیح با پیدایش پاپیروس، خط هیروگلیف در مصر تحول می‌یابد و به سادگی می‌گراید و خط هیراتیک (دینی، باصلابت) از آن پدید آمد که با بهم ریختگی آن نوعی خط تندنویسی بنام خط دموتیک یا خط عامیانه از آن بوجود می‌آید. مرحله بعدی خط، خط میخی است. خط میخی [ویرایش] نوشتار اصلی: خط میخی خط میخی[۱۰]، اصلی اندیشه نگار داشت و در همه کشورهای آسیای غربی بکار می‌رفت. اکثر صاحبنظران خط و زبانهای باستانی بر این باورند که منشاء پیدایش خط از غرب ایران یعنی جنوب بین‌النهرین و سرزمین سومر بوده‌است و کهن‌ترین اقوامی که در بین‌النهرین خط میخی را بکار برده‌اند، سومریان هستند. سومریان چون مصری‌ها و چینی‌ها، از نخستین اقوامی هستند که تمایل به ضبط گفتار و اندیشه‌هایشان داشتند. کاتبان سومری با ابداع خط میخی تصویری جامعه بشری را از دوران مجهول و تاریک ماقبل تاریخ وارد مرحله تاریخی کردند. آنها با ابداع خط میخی دوره‌ای را آغاز کردند که به عنوان آغاز خط نویسی شهرت دارد. گرچه پیدایش خط و کتابت نخستین بار در نیمه دوم هزاره چهارم پیش از میلاد، در جنوب بین‌النهرین و توسط کاتبان و دبیران سومری محقق شد، اما گسترش و تکامل آن به آغاز هزاره سوم پیش از میلاد برمی‌گردد. برخی حتی بر این نظرند که خط هیروگلیف مصری، همزمان و برگرفته از خط تصویری سومری به وجود آمده‌است. [۱۱] سومریان، کهن‌ترین ساکنان شناخته شده جنوب بین‌النهرین - قومی متمدن و پیشرفته بودند. آنان از نژاد سامی نبودند و با عنوان ساکنان غیرسامی بین‌النهرین از ایشان یاد می‌کنند. برخی این احتمال را می‌دهند که از کنار دریا به این منطقه مهاجرت کرده باشند. رد پای آن‌ها از اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد در میان‌رودان دیده می‌شود. علم نجوم، تقسیم ساعت به ۶۰ دقیقه و دقیقه به ۶۰ ثانیه، مسائل هندسی و اوزان، میراث‌های گرانبهایی هستند که این قوم برای آشوری‌ها و بابلی‌ها بر جای گذاشتند. سومری‌ها چون پیوندی با همسایگانشان نداشتند از میان رفتند یا جذب اقوام سامی شدند. [۹] خط میخی و خط هیروگلیف علاوه بر تفاوت‌های ظاهری، در ابزار و نحوه نوشتن نیز با هم تفاوت داشتند. خط هیروگلیف با قلم نی و مرکب بر روی پاپیروس نگاشته می‌شد، درحالی که برای نوشتن خطوط میخی نیاز به لوحه‌های گلی نرمی بود که با قلم چوبی برآن می‌نگاشتند و سپس لوحه را می‌پختند. اولین یافته‌های نگارشی بشر که به صورت الواح گلین برجای مانده متعلق به تمدن‌های بین‌النهرین است. همزمان با پیشرفت خط سعی دیگری نیز بعمل آمد و آن توسعه محل و مواد نوشتن بود. قبل از پیدایی کاغذ از سنگ و فلزات استفاده می‌کردند و غیر از سنگ و فلزات از پوست درختان و جانوران نیز استفاده می‌شد، ولی گرانی قیمت این دو پوست موجب شد که در مصرف آن اقتصاد بورزند و نتیجه این صرفه‌جویی اقتصادی، یکی فشردگی در نوشتن بود و دیگر استفاده از علائم اختصاری و همچنین تراش پوست و استفاده مجدد از آن بود. خط میخی ایلامی[۱۲] از خط میخی سومری نخستین خط میخی ایلامی منشعب می‌شود که برای نگارش زبان ایلامی به کار می‌رود که جزو زبان‌های منفرد است. در واقع کمی بعد از پیدایش خط میخی تصویری سومری و بابلی، ساکنان منطقه شمالی دشت خوزستان و کوهپایه‌های زاگرس نوع دیگری از خط میخی تصویری را بکار بردند که به خط ماقبل عیلامی (پروتوعیلامی)[۱۳] مشهور شد. پروفسور «والتر هینتس» می‌نویسد: در ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد وقتی که سومری‌ها خط تصویری را به عنوان بهترین وسیله برای مکاتبات خود اختراع کردند این ابداع به سرعت به همسایگان عیلامی آنها رسید. صرفنظر از اختلاف در جزئیات، تردید نباید کرد که خط تصویری عیلامی بر مبنای سرمشق سومری تدوین شده‌است. این خط به سرعت گسترش یافت و تقریباً همزمان در شمال شرق کاشان (میان تهران و اصفهان) و در شرق دور و جنوب در کرمان ظاهر شد.[۱۱] خط میخی اکدی[۱۴] خط میخی اکدی (بابلی) نیز از شاخه‌های خط سومری است. خط میخی نه تنها در میان‌رودان که درگستره وسیعی رواج یافت. در آسیای صغیر و میان‌رودان شمالی و در میان هیتی‌ها، هوری‌ها، اورارتورها، لولوبی‌ها و کاسی‌ها وغیره.[۹] خط میخی هخامنشی[۱۵] خط میخی کتیبه‌های فارسی باستان دوره هخامنشی[۱۶] از روی خط میخی بابلی و ایلامی درست شده‌است که نسبت به آنها علائم ساده تر و کمتری دارد. خط میخی زبان فارسی را می‌توانیم صورت تکامل یافته خطوط میخی دیگر بدانیم که حروف هجایی در آن هستند (یعنی مصوت به همراه صامت). بهمین دلیل بسیاری آن را بسیار نزدیک به خطوط هجایی می‌دانند. این خط از چپ به راست نوشته می‌شد. خط فنیقی [ویرایش] نوشتار اصلی: خط فنیقی هم زمان با تکامل تدریجی خطوط میخی و در هزاره دوم پیش از میلاد خط دیگری در سرزمین فنیقیه پا به عرصه وجود می‌گذارد و آن خط هیروکلیف هیتیتی است که به خط فنیقی شهرت دارد. قدیمی‌ترین نمونه این خط در کاوش‌های شهر گوبله، از شهرهای فنیقیه باستان (حوالی سوریه کنونی) که یونانیان آن را بیبلوس می‌نامیدند، به دست آمده‌است. شهر بیبلوس در میان یونانیان، به عنوان داشتن بهترین پاپیروس‌ها، شهرت داشت و مرکز مهم بازرگانی مصر و یونان بود. چون یونانیان وسایل نوشتن خود را از این شهر بدست می‌آورند نام بیبلوس در نزد آنها به معنی کتاب گرفته شده که بعدها «Bible» مفهوم کتاب دینی تورات و انجیل را یافت.[۱۷] الفبای فنیقی با ۲۲ علامت خطی که تنها صامت‌ها را نشان می‌داد، از راست به چپ نوشته می‌شد. به‌نظر خط شناسان، نشانه‌هایی از خط مصری باستان و خطوط تصویری را در الفبای فنیقی می‌توان یافت. این خط برخلاف خط هیروگلیف که در انحصار کاهنان بود و یا خط میخی که تنها طبقه دبیران با آن سرو کار داشتند، براحتی در دسترس عامه قرار گرفت. فراگرفتن این خط آسان بود و کتابت و نوشتن با آن نیز بسیار آسان بود، بنابراین استفاده از آن گسترش زیادی یافت. میتوان گفت که فنیقی‌ها نخستین کسانی بودند که افتخار کشف الفبای حقیقی را دارند. با پیدایش این خط سایر خطوط جز خط چینی، از قلمرو نویسندگی خارج شدند. این خط در آسیای غربی نفوذ یافت و جایگزین خط میخی شد. از طریق قوم آرامی، الفبای فنیقی در مصر و عرب و میان‌رودان تا هند بسط یافت و همچنین به غرب (اروپای امروز) که هنوز دارای خط و کتابت نبود راه یافت. این کار از طریق یونان انجام گرفت که با فنیقی‌ها ارتباط بازرگانی داشتند. الفبای یونانی و رومی از الفبای فنیقی پدید آمده‌است و از آنجا که الفبای سایر کشورهای اروپایی مشتق از این دو الفباء می‌باشد، می‌توان گفت که مبداء خطوط ملل اروپایی، فنیقی است. اصول این خط بعدها با اختراع علائمی برای نشان دادن حروف مصوت بوسیله یونانی‌ها کامل شد. یونانیان این علائم را با اسم سامی آن که نماینده دو حرف اول آن بود، «آلفا بتا» نامیدند و برای استفاده خود تغییراتی در آن دادند. مصوت‌ها را وارد خط ساختند و خط صامت نگار را به آوانگار تبدیل کردند. جهت نگارش را نیز تغییر دادند و از چپ به راست نوشتند. گونه‌ای از خط یونانی را، یونانیان مهاجر با خود به روم بردند و در آنجا بر این مبنا، الفبای لاتینی به وجود آمد که زبانهای گوناگون اروپا بدان خط نوشته شد. بخشی از اروپای شرقی که به کلیسای دوم وابسته بودند، الفبای لاتینی را برای نگارش برگزیدند، مانند لهستانیها، چک‌ها و کروات‌ها. در سده نهم میلادی کشیشی از کلیسای بیزانس به نام سیریل با ترکیبی از الفبای یونانی و رومی خطی را برای نگارش زبان اسلاوی به وجود آورد. گونه‌ای تعدیل شده از این الفبا که سیریلیک نامیده می‌شود برای نگارش زبان روسی و دیگر زبانهای هم جوار به کارمی رود. الفبای فنیقی به نوعی شبه قاره هند را نیز در نوردید. دانشمندان، خط برهمایی هند را از فرزندان همین خط می‌دانند که زبان سنسکریت و دیگر زبانهای هندی با آن نوشته می‌شود. متون دینی بودایی به زبان خُتَنی (سکایی) که یکی از زبان‌های ایرانی شرقی دوره میانه است به خط برهمایی نوشته شده‌است. خط آرامی [ویرایش] یکی دیگر از فرزندان خط فنیقی خط آرامی است که به سرعت در خاورمیانه پخش شد.[۱۸] آرامی‌ها اقوامی بودند که از صحرای شمالی عربستان به سوی خاورمیانه مهاجرت کردند و دربین‏ النهرین مستقر شدند. دراوایل هزاره اول پیش از میلاد، حکومت‌هایی برای خود برپا کردند ولی به زودی مقهور و خراج گزار آشوری‌ها گشتند. اما از آنجا که بازرگانان موفقی بودند نفوذ ریشه داری در منطقه کردند و محل استقرار خود را در بابل و نینوا قرار دادند و بر جمعیتشان نیز افزوده شد و زبان این قوم زمانی دراز در این منطقه ماندگار شد و مهم‌تر این که بر مبنای الفبای فنیقی، خط آرامی به وجود آمد که به سرعت رواج یافت و تبدیل به خط بین ‏المللی منطقه شد و زبان آرامی نیز که چندان دور از زبان‌های سامی آن نواحی نبود، تبدیل به زبان ارتباطی خاورمیانه گشت. ملک الشعرای بهار در سبک‌شناسی می‌نویسد: اصل خط آرامی که از کجا شاخه گرفته‌است درست محقق نیست، برخی تصور کرده‌اند که خط مذکور از روی خط هیریوغلف مصر تقلید شده‌است زیرا هر چند خط نامبرده خط الفبایی است معذلک حروفی در آن خط هست که حاکی از صورتی است که خود آن حرف هم به معنی همان صورت است مانند الف «عَلفّیا» به معنی «گاو» که در اصل به شکل سر گاو بوده و بعد که از حال نگاری به حال صوتی افتاده صدای «آو» یافته و بعد حرف الف و صدای«اَ اِ اُ» پیدا کرده‌است. دیگر «ب» که نام او «بیت» است و در اصل به صورت خانهٔ مسقف بوده‌است. همچنین «جیم» که نامش «گمیل» است و در اصل صورت جَمل (شتر) بوده و «طِطْ» که نام و صورت افعی است و «عین» که به شکل چشم است و «لامد» که به شکل عصا است و «هی» که به صورت شبکه‌است و غیره... و گروهی گویند که خط آرامی از مخترعات یکی از ملل سامی است و جمعی آن را ماْخوذ از خط فنیقی دانند. چنان که گذشت و جماعتی گویند خط فنیقی از خط آرامی اخذ شده‌است زیرا خط آرامی از دو هزار سال قبل از میلاد وجود داشته‌است.[۱۹] پدید آمدن دولت هخامنشی که سرزمینی گسترده از ماوراء‏النهر تا بین‌‏النهرین را در برمی‌گرفت و نیاز به یک زبان واحد داشت، بر گسترش خط و زبان آرامی در این امپراطوری افزود. خط میخی برای نقر و نقش کتیبه به کار می‌رفته‌است و از برای نامه‌ها و دیگر نیازمندی‌های عمومی مناسب نبوده‌است از این رو خط ساده و الفبائی «آرامی» که از عهد کلدانیان در آسیای صغیر معروف بود به تدریج اهمیت پیدا کرد. ابتدا به مناسبت سهولت هر جا به خط میخی چیزی نوشته می‌شد نام صاحب خط یا اگر آن چیز ظرف سفالی یا جنس دیگری بود نام خریدار یا فروشنده را در کنار آن به خط آرامی می‌نوشتند، ولی بعدها وسعتِ استعمال این خط به جایی رسید که در تمام قلمرو ایران، عراق، آسیای صغیر و مصر عمومیت یافت و مکاتیب حکام، پادشاهان، روابط ملل، روزنامه‌های دولتی، فرمان‌ها و نوشته‌های عادی همه با خط آرامی انجام می‌گرفت. ترقی روز افزون این خط با حمایت و تقویت شهنشاهان هخامنشی حاصل آمد که در شاهنشاهی خود متعرض آئین، رسم‌ها، خط و زبان ملل تابعه نمی‌شدند.[۱۹] خط و زبان آرامی در دولت هخامنشی تبدیل به زبان دیوانی شد و دبیران آرامی‌‏نژاد و آرامی‌زبان دردستگاه‌های دیوانی ایالت‌های مختلف سرزمین هخامنشی به خدمت مشغول شدند و زبان و خط آرامی با عنوان «آرامی رسمی» یا «آرامی امپراطوری» پا به پای زبان فارسی باستان و خط میخی که تنها در کتیبه‏های هخامنشی به کار می‌‏رفت، در ارسال مراسلات به کار گرفته شد. بدین صورت که هرگاه نامه‌ای به ایالتی نوشته می‌شد، دبیر آرامی‌زبان آن را به زبان و الفبای آرامی می‌‏نوشت و نامه به ایالت‌های دیگر فرستاده می‌شد و در آنجا دبیرهایی از همین نوع، آن را به زبان آن ایالت برمی‌‏گرداندند و برمی‌‏خواندند. خط پهلوی [ویرایش] نوشتار اصلی: خط پهلوی پس از دوران هخامنشی، در دوره کوتاه مدت اسکندر و سلوکی‏ها، زبان و خط یونانی در مراسلات رسمی و اداری به کار رفت تا این که در زمان اشکانیان، خط پهلوی اشکانی برای نوشتن زبان پهلوی اشکانی، بر مبنای خط آرامی پایه ‏ریزی شد و سپس خط پهلوی ساسانی در همین راستا به وجود آمد که هرکدام گونه‌‏های کتیبه‌ای و تحریری دارند. این خطوط صامت نگار هستند وحتی تعداد علامت‌ها نسبت به الفبای آرامی نیز کمتر است و همین موضوع مشکلاتی را برای خواندن زبان پهلوی ایجاد می‌‏کند. این خطوط از راست به چپ نوشته می‌‏شوند. خط اوستایی [ویرایش] نوشتار اصلی: خط اوستایی یسنا خط اوستایی، برای نگارش کتاب دینی زرتشتیان به کار رفته‌است و یکی از کامل‌ترین خطوط دنیاست، و برمبنای خط پهلوی ساسانی اختراع شده‌است. این خط آوانگار هست و با ۵۳ یا ۵۸ علامت صامت و مصوت از قابلیت نگارش بسیار بالایی برخوردار است. از راست به چپ نوشته می‌‏شود و به نام‌های دین دبیره و دین دبیریه، دین دفیره و... هم نامیده می‌‏شود. از نخستین سده‏های اسلامی چون زبان و خط پهلوی حالت رسمی خود را از دست داد مشکلات آن بیشتر عیان شد و برای سهولت در خواندن متون پهلوی آن را به الفبای اوستایی برگرداندند و این نحوه نگارش پازند نامیده می‌‏شود. در دوره زبان‌های ایرانی میانه خطی که مانی در آثار خود به کار برده‌است نیز از اهمیت ویژه‏ ای برخوردار است. مانی خط را بر مبنای خط سریانی ابداع کرد که نسبت به خط پهلوی از امتیازات بهتری برخوردار است و در آن موازین زیبا شناختی خطی مراعات شده‌است. خط سریانی [ویرایش] زبان‌های سریانی یکی از زبان‌های گروه شرقی زبان آرامی است که در دوران گذشته زبان علم بود. بسیاری از آثار علمی یونانی و پهلوی و عبری به این زبان برگردانده شده‌است. خط سریانی از فرزندان خط آرامی به شمار می‌‏آید. سریانیهای مقیم عراق خط خود را با چند قلم می‌نوشتند که از آن جمله، خط مشهور به سطرنجیلی مخصوص کتابت تورات و انجیل بوده‌است.عربها در قرن اول پس از اسلام این خط (سطرنجیلی) را از سریانی اقتباس کردند و یکی از وسائل پیشرفت آنان همین خط بوده‌است. بعدها خط کوفی از همان خط پدید آمد و هر دو خط از هر جهت بهم شبیه نیستند. خط سغدی [ویرایش] نوشتار اصلی: خط سغدی نوشته ‏هایی که به زبان سغدی، یکی از زبان‌های شرقی ایران به دست ما رسیده‌است با خط‌های سغدی مانوی، سغدی مسیحی و سغدی بودایی نوشته شده‌است که خط اخیر در حقیقت خط سغدی را نشان می‌‏دهد. این خط نیز از فرزندان شاخه دیگر آرامی است. خط عبری [ویرایش] نوشتار اصلی: خط عبری خط عبری نیز که سابقه زبانی آن به سده چهارم پیش از میلاد می‌رسد از اصل آرامی نشات گرفته‌است. عموم یهودیان جهان خط عبری را برای نگارش آثار خود به کار می‌گیرند. خط نبطی [ویرایش] نبطیان قومی از نژاد عرب بودند که در نبطیه زندگی می‌‏کردند، از حدود ۱۵۰ سال پیش از میلاد گونه ‏ای از خط و زبان آرامی درمیان ایشان رایج بود، از این خط، خطی موسوم به خط سینایی نو به وجود آمد که از سده اول پیش از میلاد تا سده چهارم میلادی در شبه جزیره سینا رواج داشت. خط کوفی [ویرایش] نوشتار اصلی: خط کوفی نمونه‌ای از الفبای خط کوفی برگرفته از صفحه ۴ از کتاب Fry's Pantographia نمونه‌ای از خط کوفی قرن ۷م، آیات ۸۶و۸۷ سوره اعراف خط کوفی از سریانی پدید آمده‌است و به خط کتابت اولیه قرآن مشهور است. این شبهه که در زمان کتابت وحی، خطی بنام کوفی وجود نداشته، چندان بی دلیل نیست، چراکه خط کوفی در ابتداء به خط حیری مشهور بود و بعدها که مسلمانان کوفه را در زمان عمر خلیفه دوم، نزدیک شهر حیره و انبار بنا نمودند، این خط نام کوفی گرفت. در روایتی از ابن عباس نقل شده‌است که: «مردم انبار از مردم حیره خط آموخته‌اند، و یکی از آنها خط را به عبدالله بن جدعان و او به حرب بن امیه آموخته و خط حجازی قریشیان از این راه پدید آمده.»[۲۰] عربها در سفرهای بازرگانی که بشام می‌رفتند خط نبطی را از مردم حوران و خط حیری (کوفی) را از عراق آورده‌اند و همانطور که تورات به خط «سطرنجیلی» تحریر می‌یافت، آنها نیز قرآن را با خط کوفی نوشتند. در خط کوفی و خط سطرنجیلی چنین رسم است که اگر الف ممدود در وسط کلمه واقع می‌شد، در کتابت از قلم می‌افتاد. چنانکه در اوایل اسلام، مخصوصاً در تحریر قرآن این قاعده کاملاً مراعات می‌شد و بجای «کِتاب» می‌نوشتند «کِتب»، یا بجای «ظالمین»، «ظلمین» می‌نوشتند. خط عربی [ویرایش] نوشتار اصلی: خط عربی برگی مربوط به یک قرآن، قرن ۱۷-۱۶ میلادیبالای صفحه:«لااله‌الاالله محمدرسول‌الله» به خط کوفی‌کتیبهپایین‌صفحه: ۴ سطر ادعیه بخط محقق‌کتیبه‌ایعمودی: بخط ثلث‌کتیبه‌ای میتوان گفت خط عربی نیز با واسطه خط نبطی از خط آرامی به وجود آمده‌است. خط عربی به اجمال بنابر گفته جرجی زیدان چنین است.[۲۱] اعراب حجاز مدرکی دال بر خط و سواد داشتن خود ندارند، ولی از اعراب شمال و جنوب حجاز آثار کتابت بسیاری بدست آمده‌است که معروفترین ایشان، مردمان یمن هستند که با حروف مسند می‌نوشتند و دیگر نبطی‌های شمال، که خطشان نبطی است. مردم حجاز که بر اثرصحرانشینی از کتابت و خط بی بهره ماندند، کمی پیش از اسلام به عراق و شام می‌رفتند و بطور عاریت از خط عراقیان و شامیان استفاده می‌کردند و وقتی به حجاز می‌آمدند، عربی خود را با حروف نبطی یا سریانی و عبرانی می‌نوشتند. خط سریانی و نبطی بعد از فتوحات اسلام نیز میان اعراب باقی ماند. خط کوفی در کوفه و حیره سریانی و خط نسخ، در مکه ومدینه از خط نبطی اقتباس شده‌اند. گونه‌ای از خط نسخ برای نوشتن آثار زبان خوارزمی که یکی از زبانهای ایرانی شرقی است به کار رفته‌است. ایرانیان نیز در سده‌های نخستین پس از اسلام با افزودن حروف فارسی به الفبای عربی، خط فارسی را بر مبنای نسخ پایه گذاری کردند و سپس خط نستعلیق و خط شکسته و دیگر خطوط ایرانی ابداع شد. مورخین درباره شهری که خط از آنجا به حجاز آمده، اختلاف نظر دارند وبقول مشهور خط سریانی از شهر قدیمی انبار به حجاز آمده‌است. برخی نیز می‌گویند مردی بنام بشربن عبدالملک کندی برادر اکیدربن عبدالملک فرمانروای دومةالجندل، آن خط رادر شهر انبار آموخت و از آنجا به مکه آمده صهباء دختر حرب بن امیه، یعنی خواهر ابوسفیان (پدر معاویه) را به زنی گرفت و عده‌ای از مردم قریش نوشتن خط سریانی رااز بشربن عبدالملک آموختند. هنگامی که اسلام پدید آمد، بسیاری از قریش که در مکه بودند، خواندن و نوشتن می‌دانستند تا آنجا که پاره‌ای گمان کردند حرب بن امیه اول کسی بود که خط سریانی را به حجاز آورد. بدین ترتیب، پس از آمدن اسلام، عربهای حجاز با نوشتن آشنا بودند، ولی عده کمی از آنها نوشتن می‌دانستند که برخی از آنان، از بزرگان صحابه شدند. علی بن ابیطالب، عمربن خطاب و طلحةبن عبیداللّه از این گروه بودند. پس از اسلام، تاریخ خط عربی را می‌توان کاملا وابسته به کتابت قرآن دانست. در زمان خلفا و پس از آن در زمان بنی امیه، قرآن را بخط کوفی می‌نوشتند و مشهورترین قرآن نویس بنی امیه، مردی بود بنام قطبه که بسیار خوش‌خط بود. او خط کوفی را با چهار قلم می‌نگاشت. در اوائل حکومت عباسیان، خطاط دیگری بنام ضحاک بن عجلان بود که چند قلم بر چهار خط قطبه افزود و پس از او اسحاق بن حماد و دیگران نیز چیزهایی اضافه کردند تا آنکه در اوایل دولت عباسی دوازده قلم خط بشرح زیر معمول بود: ۱- قلم جلیل ۲- قلم سجلات ۳- قلم دیباج ۴- قلم اسطور مار کبیر ۵- ثلاثین ۶- قلم زنبد ۷- قلم مفتح ۸- قلم حرم ۹- قلم مد مرات ۱۰- قلم عمود ۱۱- قلم قصص ۱۲- قلم حرفاج. در زمان مامون نویسندگی اهمیت پیدا کرد و نویسندگان در نیکو ساختن خط به مسابقه پرداختند و چندین قلم دیگر بنام قلم مرصع، قلم نساخ، قلم رقاع، قلم غبارالحلیه، قلم ریاسی [۲۲] پدید آمدند. درنتیجه، خط کوفی به بیست شکل درآمد. برگی از قرآن به خط محقق؛ آیات ۷۶و۷۵ از سوره یوسف اما خط نبطی یا نسخ، بهمان شکل سابق در میان مردم و برای تحریرات غیررسمی معمول بود تا آنکه ابن مقله (م ۳۲۸ ه.ق.) خطاط مشهور با نبوغ خود خط نسخ را بصورت نیکویی درآورد و آنرا جزو خطوط رسمی دولتی قرار داد و خطی که امروز معمول است، همان خط اصلی ابن مقله می‌باشد. او اقلام ستّه (شش قلم) شامل ثلث، نسخ، محقق، توقیع، رقاع و ریحان را وضع نمود. این اقلام به خطوط اصول نیز مشهورند. برخی می‌گویند، ابن مقله خط نسخ را از خط کوفی استخراج کرده‌است، ولی واقع آنست که خط کوفی و نبطی هر دو از اوایل اسلام معمول بوده و چنانکه گفته شد، کوفی را برای کتابت قرآن و امثال آن بکار می‌بردند و نبطی در مکاتبات رسمی استعمال می‌شد. با اصلاحاتی که ابن مقله در خط نسخ نمود، آن را برای نوشتن قرآن شایسته و مناسب ساخت. در نمایشگاه خط قدیمی عربی در کتابخانه سلطنتی سابق، قباله نکاحی موجود بود که به تاریخ ۲۶۴ ه. ق. روی پوست درازاندامی تحریر شده بود و صورت عقدنامه را به خط کوفی مرتبی نوشته بودند و گواهان با خط نسخ بسیار مغشوش زیر عقدنامه را امضا کرده بودند و همین دلیل است که ابن مقله در خط نسخ اصلاحاتی نمود، بقسمی که برای تحریر مصحف قرآن شایسته شد. به مرور زمان، خط نسخ نیز فروعی پیدا کرد. در قرن هفتم یاقوت مستعصمی در مورد اقلام خط، ابتکاراتی بخرج داد و مخصوصا ثلث را به زیباترین شکل درآورد در واقع این خطوط توسط وی ظهور کرد. و بطور کلی دو خط نسخ و کوفی در کتابت عربی معمول گشت . این دو خط ریشه تمام خطهای اسلامی هستند. خط محقق از کوفی استخراج شد و نزدیکترین خط به کوفی است. محقق را پدر خطوط و ثلث را مادر خطوط می‌نامند.همینطور خطاطان بسیاری بوجود آمدند و کتابها و رساله‌هایی درباره خط و خطاطی پرداختند. خط فارسی [ویرایش] یک تابلوی خوشنویسی موسوم به گلزار اثر حسن زرین قلم، حاوی خطوط ثلث، نسخ، نستعلیق، شکسته و کوفی؛قسمتی از شکسته نستعلیق بصورت برعکس و به کمک آینه خوشنویسی شده‌است. نوشتار اصلی: خط فارسی اگرچه برخی معتقدند که خط حیری (کوفی) که بنیان خط عربی را می‌سازد، برگرفته و آموخته دبیران عربی است که در مراکز دیوانی شاهان ساسانی در شهرهای انبار و حیره مشغول بکار بوده‌اند و این اثرگذاری حتی در دوران پس از اسلام نیز بچشم می‌خورد. توسط ایرانیانی چون هرمزان سردار مشهور ایرانی، که پس از شکست و اسارت، به مدینه اعزام گردید، جزو مسلمانان سرشناس شد و حتی در زمره مشاوران عمر خلیفه دوم درآمده بود.[۲۳] و یا مردی بنام جفینة که از مسیحیان حیره بود و بمدینه برده شد تا درآنجا خط و کتابت به مردم بیاموزد.[۲۴] با اینحال اما به‌نظر بسیاری، پس از اسلام، تاریخ خط فارسی امروزی همان تاریخ خط عربی است. اما درباره تاریخ خط فارسی در تذکره مرآت الخیال آمده‌است: انواع خطوط فارسی، ثلث، نسخ، ریحان، توقیع، محقق و رقاع است و خط هفتم تعلیق، که از رقاع و توقیع پدید آمده‌است. نویسنده پس از آن می‌آورد: «گویند که از متقدمین، خواجه تاج سلمان این خطها را خوب می‌نوشت و خط هشتم که نستعلیق باشد میر علی تبریزی در زمان امیر تیمور صاحبقران از نسخ و تعلیق استنباط نمود».[۲۵] خط فارسی در حال حاضر اقلامی دارد از جمله: اجازت، تعلیق، توقیع، ثلث، جلی، جلی دیوانی، دیوانی، رقاع (رقعه)، ریحانی، سنبلی، سیاقت، شجری، نستعلیق، شکسته، شکسته نستعلیق و کوفی یا نسخ و اخیرا نیز خط مُعَلّی انواع خط امروزی [ویرایش] امروز انواع اصلی خطوط عبارتند از: چینی، عربی (خط جمیع ملل مسلمان جز ترکیه)، هندی، یونانی، روسی، آلمانی، لاتین (خط لاتین بوسیله آمریکائیها و استرالیائیها نیز اخذ شده‌است). جهت نگارش انواع خط [ویرایش] از چپ به راست: خط مصری، سانسکریت، یونانی، لاتینی وخطوط مشتق از آن، ارمنی، اتیوپی، گرجی و اسلاوی همه از چپ براست نوشته می‌شود. از راست به چپ: عبری، عربی، کلدانی، آسوری، فارسی، ترک، تاتار، از راست بچپ نوشته می‌شوند. چینی، ژاپونی سطور از بالا بپائین و حروف از راست بچپ تحریر می‌گردد. مکزیکی‌ها از پائین ببالا می‌نویسند. لازم به یادآوری هست که کهن‌ترین نوشته‌ها معمولاً از «راست به چپ» و سپس از «چپ به راست» نوشته شده‌است. حتی درآغاز نوعی روش شیار گونه نیز متداول بوده‌است.[۳] در یونان قدیم، نوعی نگارش بوده که ابتداء از راست بچپ می‌نوشتند و چون به انتهای سطر می‌رسیدند از چپ براست می‌نوشتند و باهمین ترتیب تا آخر پیش می‌رفتند.[۲] جستارهای وابسته [ویرایش] انواع خط خط فارسی نشانه‌های نوشتاری خط در ایران پانویس [ویرایش] ↑ قال الجاحظ: «الخط، لسان الید و سفیرالضمیر و مستودع الاسرار و مستنبط الاخبار و حافظ الاثار.» (لغتنامه دهخدا بنقل از نفایس الفنون) ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ لغتنامه دهخدا؛ مدخل خط، تاریخ خط ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ دکتر ژاله آموزگار. «تاریخچه‌ای از نگارش و خط». وب‌گاه زبان فارسی. بازبینی‌شده در خرداد ۱۳۸۷.  ↑ لغتنامه دهخدا، مدخل خط تصویری، نقل از تاریخ ایران باستان؛ ج ۱، ص ۱۵ ↑ Logogram ↑ Syllabic ↑ Alphabetic ↑ Evolution of Chinese Pictograms ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ فریدریش، یوهان. زبان‌های خاموش. ترجمهٔ دکتر یدالله ثمره، دکتر بدرالزمان قریب. موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ ۱۳۶۵. ص ۵.  (نقل از مقاله دکتر آموزگار) ↑ cuneiform ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ محمود موسوی. «پیدایش خط». وب‌گاه رسمی شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی. بازبینی‌شده در خرداد ۱۳۸۷.  ↑ Elamite Cuneiform ↑ proto-Elamite ↑ Akkadian ↑ Old Persian Cuneiform ↑ Achaemenid ↑ پورداود. فرهنگ ایران باستان. ۱۳۲۶. ۱۳۶-۱۳۲. (نقل از مقاله دکتر آموزگار) ↑ احمد تفضلی. «زبان آرامی». وب‌گاه رسمی دایرة المعارف بزرگ اسلامی (دبا). بازبینی‌شده در خرداد۱۳۸۷.  ↑ ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ سبک شناسی؛ محمدتقی بهار. «تاریخ خط فارسی». وب‌گاه رسمی شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی. بازبینی‌شده در خرداد ۱۳۸۷.  ↑ جایگاه حیره و انبار در خط دوران جاهلی ↑ تاریخ تمدن اسلام تالیف جرجی زیدان، ترجمه و نگارش: علی جواهر کلام؛ چ ۲ ج ۳ ص ۷۶ - ۸۲ ↑ قلم ریاسی را بدان جهت ریاسی می‌گفتند که مخترع آن فضل بن سهل ذوالریاستین بود (دهخدا) ↑ پس از قتل عمر بدست فیروز یا ابو لوءلوء، هرمزان از جمله ایرانیانی بود که توسط عبیدالله بن عمر به قتل رسید. ↑ حیره و انبار ↑ از تذکره مرآت الخیال ص ۱۵، ۱۶؛ نقل از لغتنامه دهخدا منابع [ویرایش] در نگارش این مقاله از دو منبع (۱) و (۲) بیشترین استفاده شده‌است. همچنین سعی شده‌است بعضی منابع اولیه این دو منبع بصورت پانویس در مقاله منعکس گردند. ۱- لغتنامه دهخدا؛ مدخل خط، تاریخ خط کتاب «تاریخ ایران باستان»؛ مشیرالدوله رساله «تاریخ خط و نقاشی» نسخه خطی کتابخانه ملی ایران بشماره ۶۱۹۷رف کتاب «خط و تحول آن در شرق باستان» نوشته علی سامی کتاب «خط معمول در دنیا و میزان تکامل خط فارسی» تالیف حسین رضاعی مقاله خط در دائرةالمعارف اسلامی متن فرانسوی چ ۱۹۲۷ ج ۲ ص ۹۸۵ «تذکرةالخطاطین» نسخه خطی کتابخانه ملی بشماره ۶۰۳ رف «رساله خط» حاج میرزا لطفعلی بن احمد مانی تبریزی «رساله خط» تالیف محمد آقاشاه تخستکی مدیر روزنامه شرح روس «تذکرةالخطاطین» محمودبن حاج نجف بروجردی «تذکرةالخطاطین» میرزای سنگلاخ ۲- دکتر ژاله آموزگار. «تاریخچه‌ای از نگارش و خط». وب‌گاه زبان فارسی. بازبینی‌شده در خرداد ۱۳۸۷.  احمد تفضلی. «آرامی». وب‌گاه رسمی دایرة المعارف بزرگ اسلامی (دبا). بازبینی‌شده در خرداد۱۳۸۷.  آذرتاش آذرنوش. «ابجد». وب‌گاه رسمی دایرة المعارف بزرگ اسلامی (دبا). بازبینی‌شده در خرداد۱۳۸۷.  ناتل خانلری، پرویز، تاریخ زبان فارسی، جلد اول، چاپ دوم، ۱۳۶۶، ص ۱۳۴. گاور، البرئتن، تاریخ خط، ترجمه عباس ئخبر و دکتر کوروش صفوی، تهران، ۱۳۶۷، ص ۱۳۳ به بعد. آموزگار، ژاله، تفضلی، احمد، زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، انتشارات معین، چاپ سوم ۱۳۸۰، ص ۴۴ تا ۵۴. آموزگار، ژاله، «گزارشی از پازند»، مجله دانشکده ادبیات تهران، سال بیست وسوم، شماره چهارم۱۳۵۵، ص ۱۴ تا ۱۹. ابوالقاسمی، محسن، تاریخ زبان فارسی، انتشارات سمت، ۱۳۷۳، ص ۱۵۴ قریب، بدرالزمان، فرهنگ سعدی تهران ۱۳۷۴ص ۲۴ تا ۲۹. ابوالقاسمی، تاریخ زبان فارسی، ص ۱۵۵.

فرهنگ واصطلاحات آبادانی!

آب جوجه: نام دیگر نخودگرمک! از غذاهای مورد علاقه آبادانیها در ایام سرما.

اروندکنار: از شهرهای تابعه آبادان. دقیقا در دهانه اروند رود و در محل ورود اروند به خلیج فارس واقع شده.

اسکرو: (screwdriver) پیچ گوشتی!

الفی: نام قدیم میدان فرهنگ، البته هنوز به همین اسم مطرح است. فلکه ابتدای بریم.

انکس: نام قدیم فرهنگسرای نفت واقع در فلکه الفی، اولین ساختمان خاور میانه که مجهز به دستگاههای تهویه مطبوع بود. هنوز در بین مردم به اسم انکس مشهور است.

اوپاتان (o-pat-an): اولین نام آبادان در عهد باستان.به معنای جایی که در ان از آب پایداری میکنند.

بریم: از محله های متعلق به شرکت نفت، در معنی اسم آن دوقول وجود دارد:1- از اسم خرمای بریم گرفته شده که در قدیم در این محل نخلستانهای وسیعش وجود داشته و 2- نام فردی ملقب به ابو ابراهیم بوده که در این محل با قبیله اش زندگی میکرده و بعدها بصورت بریم درآمده.

بمبو: (bambo) شیرآب، کلمه ايست که از Pump House انگليسی گرفته شده.

بوارده: از محله های متعلق به شرکت نفت. شامل بوارده شمالی و جنوبی. مشهور است که از کلمه ابوورده (پدر گل سرخ) که نام شیخی بوده که با قبیله اش در آن محل زندگی میکرده گرفته شده است.

بهمنشیر: نام رودخانه ای و نام محله ای درآبادان که شامل تانکی یک و تانکی دو میشود.

بوی روم: (اتاق پسر) بخشی از منازل شرکتی که معمولا شامل یک اتاق با سرویسهای بهداشتی مختصر و آشپزخانه است. در زمان انگلیسسها این اتاقها متعلق به مستخدمین هندی آنها بوده که توسط انگلیسیها بوی نامیده می شده اند.

پاس: مجوز ورود به پالایشگاه یا باشگاههای ان. در قدیم برای ورود به سرویسهای نقلیه هم بکار برده میشده.

پاکوره: نوعی غذای آبادانی هندی الاصلو در نتیجه تند!

تانک فارم: (مزرعه مخازن) منطقه ای نزدیک کوی ذوالفقاری که مجموعه بسیار بزرگی از مخازن نفتی است و بعد از جنگ از آن استفاده خاصی نمیشود.

تانکی ابوالحسن: نام محلی ومیدانی در آبادان. اسم ابولحسن را نمیدانم به چه علت بر رویش گذاشته اند و اینکه این ابوالحسن کی بوده.

تيسه: (teise) يك كلمه با معانی بسيار! در قديم به گشتن كودكان در جويها برای يافتن اشيای بی ارزش می‌گفته‌اند و امروزه به ناخنك زدن و بلند كردن اشيا بصورت نيمه شوخی نيمه جدي!

جالی:(jail) توری فلزی برای محافظت دیوارها و همچنین پوشاندن پنجره ها.

جزیره الخضر: نام آبادان در نوشته های دوره اسلامی.

دریاقلی: پیرمرد آهن فروشی که در انتهای کوی ذوالفقاری زندگی میکرد و با فداکاریش باعث شد که آبادان به دست عراقیها سقوط نکند.

دیری: خرمای خشک.

رامسید(ramseid): حرکت کردن وسیله نقلیه درجهت خلاف مسیر قانونیwrong-side))  

رنگینک: نوعی شیرینی که با خرما و آرد و روغن و ... درست میشود.

سده:(sadde) نام محله ای در آبادان.

سلج:(selej) از روستاهای چسبیده به آبادان که الان جزئی از شهر به حساب میاد و پشت رودخانه بهمنشیر واقع شده. شامل سلج شرقی و غربی. اسم سلج میتونه از Sludge به معنی گل و لای گرفته شده باشه.

سلويج: (salvij) ،به معنای انبار وسايل اسقاطی و غيرقابل مصرف. از کلمه Salvage به همين معنی مشتق شده.

سمبوسه: (samboose) نام غذایی آبادانی معمولا مثلثی شکل! شمل مخلفاتی مانند سیب زمینی و سبزیهای معطر و ... پیچانده شده در درون نان نازک و سرخ شده درون روغن.

سنج و دمام: موسیقی محلی آبادان و بوشهر که بیشتر در عزاداریها نواخته میشود.

سوگ العریان: (بازار لخت) نام قدیم بازار ایستگاه 7 بهار. ظاهرا بدلیل ساده بودن به این اسم معروف بوده.

سيجاره: سيگار با تلفظ عربی!

سیکلین: [sik(h)-Lane] (محله سیکها) نام محلی در آبادان که سابقا در آن هندیها زندگی میکرده اند. سابقا در این محل معابد سیکها وجود داشته.

شطیط: (shoteit) از روستاهای عرب نشین آبادان.

عبادان: رسم الخط رسمی نگارش کلمه آبادان تا انتهای دوره قاجار.

فیدوس: نام آژیری که سابقا برای بیدار کردن و آماده به کار شده مردم توسط پالایشگاه نواخته میشده و صدای آن در کل شهر شنیده میشده. از همه مهمتر اسم مجله اینترنتی ما! http://feydoos.com

فیه: (fai'ie) محله ای در آبادان بعد از ایستگاه ۱۲ بهار. امروزه بعلت وجود دانشگاه آزاد و دبیرستان تیزهوشان از مراکز علمی به حساب میاد!

قلیه ماهی: نوعی خورش که با ماهی و تمر هندی و فلفل فراوان تهیه میشود.

قولو: از کلمه و اسم غلام گرفته شده. امروزه به آدمی که ادعای داش مشتی بودن و لات جوانمرد! بودن داره گفته ميشه.

کا: مخفف کاکا يا همان برادر خودمون.

کفیشه: (kofeishe)از کافی شاپ گرفته شده. نام محلی در آبادان که پاتوق کارگران شرکت نفت و محل تفریح آنان بوده.

کواتر شلی: (kuater sholi) خانه های خشتی و گلی. نام محله ای در قدیم متعلق به کارگران شرکت نفت.

گرید: امتیاز. ترفیع اداری در شرکت نفت.

گیت: دروازه بویژه، دروازه های پالایشگاه.

گیس:  (gase)گاز

طیب : نام میدانی در آبادان. از اسم حاج طیب گرفته شده که ظاهرا در ایام ملی شدن نفت از بزن بهادرهای آبادان بوده!

لامسی: (lamsi) نام محله ای در آبادان نزدیک درمانگاه اقبال.

لب لبو: برخلاف ظاهرش این هم یکی دیگر از اسامی نخود گرمک است.

لین: (lein) از همان Lane انگلیسی به معنای کوی و کوچه گرفته شده. خیابانهای احمدآباد را با کلمه لین میشناسند شمامل لین یک تا پانزده.

مصطفی ریش: از بزن بهادرها و لوطیهای قدیم آبادان. وی هنوز زنده و در آبادان ساکن است.

منیوحی(manioohi): نام یکی از روستاههای عرب نشین آبادان.

ولک: (volek) به معنای پسر بچه. از اصطلاحات رايج بين آبادانيها


اگر فکر ميگنين چيزی جا مونده حتما خبرم کنيد.

  

تاریخچه اسلحه برنو

تفنگ KAR 98K (Karabiner G98K که در ایران بنام برنو مشهور است. این سلاح در سه نوع کوتاه و متوسط (که به اصطلاح کارابینر گفته می شود) و بلند تولید می‌شد. مدل بلند آن G98 نام دارد که مخفف نام Gewehr 98 است که در سال ۱۸۹۸ وارد خدمت ارتش امپراتوری آلمان شد.
گلنگدن مشهور برنو که امروزه نیز با نام سیستم ماوزر شناخته می شود
فشنگ‌های ۷٫۹۲ در ۵۷ میلی‌متری برنو

بـِرنو (KAR98K) نوعی تفنگی تک تیر و بسیار قوی با برد زیاد (۴۵۰۰ متر) و کالیبر ۷٫۹۲ میلیمتر است که بر اساس طرح اولیه تفنگ G98 ماوزر و ماوزر 98k از جمله در شهر برنو در کشور چک‌اسلواکی (این مدل با تغییر نام، Vz 24نام می گرفت اما در اصل همان مدل کارابینر ژ ۹۸ بود که در ایران بیشتر با نام برنو کوتاه شناخته می شود) ساخته می‌شد.

این تفنگ را دو برادر آلمانی به نام‌های «پتر پل» و «ویلهلم» ماوزر برای ارتش آلمان ساخته بودند. بعدها امتیاز ساخت آن به ایران و چند کشور دیگر نیز داده شد.

محتویات

 [نهفتن

تفنگ برنو در ایران [ویرایش]

در روز هفتم بهمن ماه ۱۳۰۹ (۲۷ ژانویه ۱۹۳۰) درپی یک بررسی طولانی، رضا شاه که فرمانده کل نیروهای مسلح بود موافقت کرد که «ماوزر» ساخت آلمان پس از یک دوره آزمایش چندساله، تفنگ رسمی ارتش ایران شود. این آزمایش روی ماوزرهای «وی‌زی ۲۴» (VZ24) یعنی ماوزر ساخت سال ۱۹۲۴ چکسلواکی صورت گرفت و ستاد ارتش در سال ۱۹۳۴ (۱۳۱۳) به آن نمره قبولی داد. از آن پس ماوزر که تولید انبوه آن از سال ۱۸۹۸ در «اوبرنادورف» آلمان آغاز شده بود و در طول جنگ جهانی اول به عنوان دقیقترین و خوشدست‌ترین تفنگ سبک بکار رفته بود جای تفنگ‌های روسی (ناگانت = نوغان) و انگلیسی را در ارتش ایران گرفت. کارخانه ماوزر بعداً شعبه خود را در شهر «برنو» واقع در ایالت موراویای چک‌اسلواکی دایر کرد و دولت ایران که مشتری کمپانی «اشکودا» بود ترجیح داد که تفنگهای ماوزر ساخت شهر برنو Brno را خریداری کند. از آن پس در ایران نام «برنو» بر تفنگهای ماوزر گذارده شد که پنج تیر و تک تیر بودند. از دهه ۱۹۴۰، ایران خود دست به ساختن برنو زد و آن را در کارخانه‌های تسلیحات (معروف به مسلسل سازی واقع در نزدیکی دوشان تپه) تولید کرد.

سیستم کارکرد برنو

برنو هنگامی که وارد خدمت ارتش آلمان شد، در کوتاه مدت مورد توجه سربازان ارتش قرار گرفت، این سلاح آنچنان خوشدست بود که تا پایان جنگ جهانی دوم مورد مصرف قرار میگرفت. هنگامی که آمریکا وارد جنگ جهانی دوم شد ام یک سلاحی بود که آمریکایی‌ها با آن می‌جنگیدند. برنو با آنکه بسیار خوشدست بود ولی در جنگهای تن به تن از فاصله نزدیک به کارامدی ام یک نبود. زیرا گلنگدن آن باعث کند شدن عملکرد آن میشد. به همین سبب با آنکه دقت تیر ام یک از برنو کمتر بود ولی تا آنکه گلنگدن آن کشیده شود، سربازان آمریکایی توان شلیک هشت تیر پیاپی را داشتند. آلمان نازی مدل ژ-43 و اس-تی-ژ-44 را پیاپی وارد خدمت کرد ولی حتی آنها نیز نتوانستند جایگاه برنو را تسخیر کنند.

برنو آنچنان مدل موفقی بود که با گذشت سالها ختی مدلهای باقیمانده در اسلحه خانه های ارتش ایران در اواخر جنگ ایران و عراق هنگامی که سایه ی فقر بر ارتش ایران گسترده شده بود، به عنوان سلاح تک تیرانداز همانند جنگ اول و دوم جهانی مورد استفاده قرار گرفتند.

برنو متعلق به امپراتوری آلمان نشان امپراتوری روی تفنگ دیده می شود

مدلی که در ایران با نام برنو شناخته می شود مدلیست که به ایران فروخته شده بود و همان مدل مشهور کارابینر می باشد. این سلاح با توجه به دقت بسیار بالا حتی امروزه نیز مورد توجه تیراندازان و شکارچیان قرار دارد. امروزه مدل بهینه سازی شده همین سلاح گلوله زنی برای استفاده شخصی همانند شکار توسط ماوزر و دیگر کارخانه‌های اسلحه سازی ساخته می‌شود. همچنین بسیاری از تفنگ‌های گلوله زنی سیستم گلنگدن بر پایه این سلاح را دارند. زمانی که سلاح ام یک وارد خدمت ارتش ایران شد، ارتش بسیاری از سلاحهای برنوی باقیمانده را فروخت، برخی از آنها با مزایده وارد بازار داخلی شدند که همکنون نیر با وجود کارکرد دراز مدت همچنان در دست شکارچیان داخلی بسبب نبود سلاحهای جدید می‌گردند و برخی نیز به خارج فروخته شدند و برخی بعنوان آهنپاره روانه صنایع فولاد شدند. امروزه بسیاری از کلکسیونرهای سلاح علاقمند خرید مدلهای آنتیک این سلاح هستند. نشانهایی که درست جلوی گلنگدن روی جان لوله قرار دارد حکایت از ارتشی دارد که آن سلاح در آن خدمت کرده، امروزه میتوان در کلکسیونها سلاحهای برنوی متعلق یه ارتش ایران، عثمانی و امپراتوری آلمان را یافت.

برنو متعلق به آلمان نازی نشان امپراتوری رایش روی تفنگ دیده می شود


تفگ شکاری کالیبر 06-30 اسپرینگفیلد مدل برنو. اخیرا صنایع دفاع سلاح گلوله زنی 270. با نام نخجیر ۳ ساخته است که کپی از برنو می باشد، با تفاوت کالیبر آن. همچنان که ذکر شد برنو مشتریان بسیاری در سراسر جهان دارد، بهمین سبب کارخانه اسلحه سازی ماوزر که همکنون تبدیل به کارخانه ی اسلحه سازی با تولید مصارف شخصی شده، این سلاح را در انواع و کالیبرهای گوناگون می سازد. گراورها و قنداقهای آنها بسیار گوناگون بوده و برخی از آنها با گراورکاری‌های بی‌نظیری ساخته شده و با قیمتهای کلان هزاران دلاری مشتریان خاص خود را می یابند و برخی در ساده ترین شکل ممکن با قنداق پلاستیکی بدون گراور به قیمت چند صد دلار قروخته می شوند. در سلاحهای شکاری، علاوه بر مارک و جنس قلمکاریهای موسوم به گراور عمده تعیین کننده ی قیمت سلاح میباشد.
تک تیرانداز آلمانی مجهز به برنو با دوربین ZF42 4x زایس

تفنگ برنو پس از ورود به ایران در ردیف سلاح‌های سازمانی ارتش قرار گرفت امابا ورود تفنگ ام ۱ جای خود را به این تفنگ نیمه خودکار داد.اما همچنان جایگاه خود را در بین مردم و بخصوص عشایر لر حفظ نمود چرا که به عقیده آنها برنو بهترین بوده و هست. دسترسی عشایر به این سلاح بعد از شهریور ۱۳۲۰ و انحلال ارتش ایران در پی حمله متفقین صورت گرفت.

برنوهای ساخت ۱۳۰۹ و ۱۳۱۷ از اهمیت و قابلیت‌های بالاتری برخوردار هستند اما مدلی قدیمی تر از این اسلحه وجود دارد که نقش شاهینی در حال پرواز را برخود دارد که ورود آن را به سال ۱۲۹۸ و توسط میرزا کوچک خان نسبت می‌دهند.

ارتشهای مسلح به برنو [ویرایش]

ماشین آلات وتجهیزات کارگاهی عمران

)تراکتورها و بولدوزرها

تراکتورازمهمترین ماشین الات راهسازی وساختمان سازی است که دارای کاربردهای متعددی است هدف اولیه تراکتوربه جلوراندن ویا کشیدن اقسام بارها میباشد برروی تراکتورانواع لوازم مکانیکی را میتوان نصب کرد لوازمی ازقبیل : بیل های مکانیکی ریپرها تیغه های بولدوزر دکل های لوله گذار جانبی کج بیل ها نهرکن ها وغیره به علاوه ازتراکتور استفاده های دیگری هم میکنند نظیرکشیدن اسکریپر واگن وغیره .

 

تراکتورها ازموتورهای دیزل که معمولا توربوشارژهستند نیرومیگیرند ودرانواع استاندارد ودنده اتوماتیک موجودهستند

همچنین کنترل آنها به صورت کنترل هیدورلیک ودنده اتوماتیک است تراکتورها بردونوع کلی چرخ زنجیری وچرخ لاستیکی میباشند .

کاربرد

بولدوزرها موارد استفاده فراوانی دارند که ازمیان میتوان به موارد زیراشاره کرد

۱) تصطیح زمین وپاک سازی آن ازبوته ها وکنده های درخت

۲) ایجاد راههای اولیه درکوهستانهای وزمینهای سنگ لاخی

۳)جابجا کردن توده خاک به صورت فشاردادن درحجم های زیاد

۴)کمک به هل دادن اسکریپرها

۵)خش کردن خاک درخاکریزها

۶)پشته کردن خاک درکنارنهرهای ایجادشده

۷)تصطیح وپاک سازی بقایای مانده ازعملیات ساختمانی

۸) نگهداری راههای موقت خاکی

۹) پاک سازی گودالهای کف معادن

انواع تراکتورها

الف – تراکتورهای چرخ زنجیری

تراکتورهای چرخ زنجیری انواع مختلفی دارد این تراکتورها معمولا برحسب اندازه وزن وقدرت طبقه بندی میشوند دربسیاری ازپروژه ها مقدار وزن تراکتور چرخ زنجیری مهم است زیرا مقدار حداکثر نیروی کششی که یک دستگاه تراکتور میتواند به وجود آورد بدون توجه به قدرت تولیدی موتورآن به حاصل ضرب مقدار وزن درضریت کشش سطح جاده ای که روی آن کارمیکنند محدود میباشد وجود زنجیره ها باعث میشود که تراکتوربتواند درزمینهای با مقاومت فشاری کم وقدرت کششی مناسب فعالیت داشته باشد

ب- تراکتور چرخ لاستیکی

تراکتورچرخ لاستیکی ازاین جهت ساخته شده که سرعت بیشتری درکشیدن وهل دادن اسکریپرها وکارهای نظیرآن داشته باشد این نوع ماشین ها درانواع دوچرخ وچهارچرخ وجوددارد نوع دوچرخ آن حتما باید بایک ماشین دیگر نظیراسکریپر کارکند تابتواند تعادل خودرا حفظ کند نوع چهارچرخ آن دردونوع یک دیفرانسیل ودودیفرانسیل موجود است باین همه آسیب پذیری لاستیکهای این ماشینها درموقع کار درزمینهای دارای سنگهای تیزکه باعث بریده شدن لاستیک میشود استفاده ازآن را دراین نوع زمینها محدود میکند البته زنجیرها ی سیمی مخصوص جهت حفاظت لاستیکها وجوددارد که میتوان برازدیاد اصطحکاک لاستیکها باسطح زمین آنها رابکاربرد
۲)بیل های مکانیکی

بیل های مکانیکی ازاولین ماشین آلات مدرن ساختمانی است که درعملیات خاکی بکاررفته است بیل های مکانیکی عمدتا” برای گود برداری درخاک وبارکردن آن با کامیون یا تریلی ویا تسمه نقاله ها بکارمیرود انواع پرقدرت آن قادربه گودبرداری درتمام انواع خاکها بجزصخرخ سنگها بدون تخریب اولیه میباشد
بیل های مکانیکی ازسه قسمت اساسی تشکیل شده است : ارابه – قسمت اتاقک گردان روی ارابه وقسمت الحاقی جلوی ماشین .

ارابه یا شاسی – شاسی به دونوع تقسیم میشود شاسی چرخ زنجیری شاسی چرخ لاستیکی ( کامیون )
شاسی چرخ زنجیری با ثبات وقابل اطمینان برای اتاقک چرخنده فوقانی ایجاد میکند و قابلیت تحرک بسیارخوبی درمحل خاک برداری ایجاد میکند درضمن به دلیل سطح وسیع چرخها فشارکمی برروی خاک ایجاد میکند که امکان کاربرروی خاکهای سست را فراهم میکند درموارد ی که برحسب نوع خاک اصطحکاک بیشتری مورد نیازبوده ومسئله لغزندگی وجود داشته باشد نقش زنجیر درماشین اهمیت پیدا میکند درعوض اینگونه بیلها سرعت کمی دارند

شاسی های چرخ لاستیکی دارای سرعت حرکتی بیشتری بوده ولذا برای کارهای کوچکی که تعداد سفرزیاد بوده وسطح راه مورد استفاده محکم باشد مفیدترند این نوع شاسی خودبردونوع است : نوع خود متحرک که ازاتاقک فرمان میگرد ونوع دیگرکه درقسمت عقب کامیون نصب میشود وآن را کامیونی میگویند؛ سرعت نوع اول ۵۰ وسرعت نوع دوم ۸۰کیلومتر درساعت میرسد .

انواع بیلهای مکانیکی:

الف- بیل مکانیکی با جام معکوس

به این بیل اسامی متعددی داده می شود از قبیل:کج بیل – بیل پشت خم وبیل کششی.
این بیلها در دو نوع مکانیکی و هیدرولیکی هستند وبرای حفاری مناسبند.

ب- بیل مکانیکی با سیستم کابلی

این بیل مکانیکی عبارت است از اطاقک گردانی که سوار بر چرخها بوده ودر انتهای جلویی آن بیل متصل شده است. این بیل در دو نوع مکانیکی و هیدرولیکی می باشند.

ج- بیل کششی (دراگلاین)

بیل کششی دراگلاین ازیک اطاقک فرمان – جرثقیل – جام بیل کششی و کابلهای لازم جهت کنترل قسمتهای مختلف تشکیل شده است.بیل کششی قادر است در سطوح خیلی بالاتر وخیلی پایینتر از سطح اتکاء خود است ودر انواع زمینهای مورد استفاده قرار می گیرد. بازوی طویل آن برای حفاری و تخلیه مواد کنده شده مفید بوده وزمان سیکل کار کوتاه از محاسن این ماشین میباشد.

د- جرثقیل

جرثقیل تشکیل شده از اطاق فرمان ویک تیر بلند مشبک وقلب جرثقیل و معمولا برای باند کردن اجسام سنگین وحرکت دادن آنها بکار میرود. با اتصال دستگاههای مختلف به انتهای تیر مشبک بلند جرثقیل می توان از استفاده های دیگری نمود.جرثقیل ها هم بر دو نوع مکانیکی و هیدرولیکی می باشند که امروزه بیشتر هیدرولیکی می باشند.

۳)اسکریپر

اسکریپرماشینی است که عمل بارگیری وحمل وتخلیه مواد خاکی در مسافتهای متوسط وزیادرا به تنهایی انجام

می دهد.

اسکریپرازسه قسمت اصلی تشکیل شده است : قسمت بارگیر (جام ) دیوار جلویی قسمت بارگیرودیواره عقب جام یا دیواره تخلیه قسمت جام که معمولا سربازاست دارای یک تیغه برنده قابل تعویض درقسمت پایین میباشد این تیغه درحین بارگیری به داخل خاک نفوذمیکند وبا برش خاک آنرا به داخل جام هدایت میکند . این قسمت قابل حرکت بوده ومیتواند پایین وبالابرود دراسکریپرها ی دارای بالابر قسمت بالابرجانشین دیواره جلویی جام میشود دیواره عقب جام یا دیواره تخلیه قابلیت حرکت به عقب وجلورا دارد که با هل دادن خاک به تخلیه بارکمک میکند
انواع اسکریپرها

اسکریپرها به دودسته موتوردار وبدون موتور تقسیم میشوند امروزه نوع بدون موتورکمترمورد استفاده قرارد میگیرد اغلب اسکریپرها تک محور بوده وتعادل آن ووزن بارآن توسط تراکتورمتصل به آن حمل میشود تراکتورهایی که این اسکریپرها را میکشند ممکن است چرخ لاستیکی وچرخ زنجیری باشند بعضی دیگر قسمتی ازیک تراکتوراسکریپرها هستند بدین معنی که یک تراکتورتک محوره یک اسکریپر تک مجوره رامیکشد اسکریپرها یی که دومحوردارند به وسیله تراکتورهای زنجیردار کشیده میشوند زیرا اینگونه تراتورها نمی توانند بارقائم را تحمل کنند بنابراین نمی توانند اسکریپرها یک محوره را بشکند امروزه بندرت ازاسکریپرها چرخ زنجیری استفاده میشود اسکریپرها یی که توسط تراکتورچرخ لاستیکی کشیده میشوند به انواع زیرتقسیم بندی میشوند

۱)تک موتوره دومحوره

۲)سه محوری

۳)دودیفرانسیل

۴)اسکریپرهای دوموتوره ( TANDEM-POWERED)

5)اسکریپرهای دارای بالابر(ELEVATING)

6)فشاری – کششی (PUSH – PULL)

اسکریپرهای تک موتوری دومحوری ازیک تراکتورتک محوره استفاده میکنند وبه دلیل مسئله تعادل این تراکتوربدون اسکریپرمربوطه قادربه حرکت نیست اسکریپرهای سه محوری توسط یک تراکتورکشیده میشوند ماشنیهای چند دیفرانسیلی دارای چرخهای گردنده دراسکریپرودرتراکتورهستند اسکریپرهای دوموتوره دارای موتورهایی چداگانه برای حرکت اسکریپروچرخهای گردان آن میباشد اسکریپرهای دارای بالابردارای یک بالابرنردبانی درجلوی جام بوده ودرعمل کندن وانتقال مواد کنده شده به داخل جام کمک میکند دراین نوع اسکریپرها به دلیل قدرتی که بالابربه

اسکریپرمیدهد به تراکتورکمکی جهت بارگیری احتیاجی نیست

۴)لودرها

بدون اغراق لودرکاربردی ترین ماشین درانجام کارهای ساختمانی وعمرانی است این ماشین که درانداره های مختلف ساخته میشود به دلیل عملکرد وانعطاف پذیری زیادی که دارد ونیزبا تغییر جام می تواند بسیاری ازکارها رانجام دهد .

لودرموارد استفاده بسیاری دارد که برخی ازآنها عبارتند ازایجاد خاکریزها حفاری زیرزمین بناها پرکردن خندقها وخاکریزی اطراف لوله های کارگذاشته شده درکانالها بارکردن کامیونها حمل بتن به محل قالبها وبلند کردن وحمل مصالح ساختمانی به ماشین لودرمیتوان انواع ملحقات را نصب کرد وکاربردهای دیگری ازآن گرفت نظیربرف روب کانال کن لوله برلوله گذار جرثقیل لیفت تراک

انواع لودر

الف – لودرچرخ لاستیکی

این لودرها دراقسام کوچک خیلی بزرگ ساخته میشود چرخهای بزرگ لاستیکی به این نوع لودرها قدرت تحرک وسرعت فراوانی میبخشد فشاروارده برزمین توسط این لاستیکها کم بوده ومیتوان این فشار را با تغییرمیزان باد لاستیکها تغییرداد باین همه درزمنیهای دارای سنگهای تیزامکان آسیب این لاستیکهاوجوددارد درضمن درزمینهای خیس وگل آلود نیزکارکردن بالودرچرخ لاستیکی مشکل است البته زنجیرهای سیمی مخصوص جهت حفاظت لاستیکها وجود دارد که میتوان برای ازدیاد اصطکاک لاستیکها باسطح زمین آنها رابه کاربرد نوعی ازلاستیکهای جدید ساخته شده اند که دارای عاجهای خیلی ضخیمی هستند ومیتوانند درمناطق سنگی کارکنند این لودرها بردونوع معمولی وکمرشکن هستند ؛ نوع کمرشکن که بیشتر درلودرهای بزرگ بکاربرده میشوند ودارای نوعی شاسی هستند که قسمت عقب لودررابه قسمت جلو توسط یک مفصل متصل میکنند این حالت مفصلی قدرت مانوروشعاع گردش ماشین را نسبت به شاسی های ثابت ( غیرمفصلی ) زیاد میکند درانواع مدرن این ماشین آلات ازسیستمهای فرمان وکنترل هیدرولیکی والکتریکی جهت راحتی وعملکرد بهترراننده استفاده شده است سیستم فرمان این ماشین ها به دونوع است درلودرهای معمولی سیستم فرمان بوسیله فرمان وحرکت چرخها عمل میکند امادرنوع کمرشکن سیستم فرمان به وسیله دوجک هیدرولیکی عمل می نماید

ب – لودرهای چرخ زنجیری

لودرهای چرخ زنچیری مانند لودرهای چرخ لاستیکی عمل کی کنند بااین تفاوت که فشارکمی که برزمین وارد می کنند باعث میشود که لودرهای با چرخ زنجیردار بتوانند درزمینهایی کارکنند که قابل استفاده برای لودرهای لاستیک درنیستند اصطکاک زیاد آنها بازمین باعث میشودکه بتوانند نهایت استفاده راازقدرت موتوردرکند زمین بنمایند وچون زنیرداراند هنگام کاردرمناطق دارای سنگهای تیزخطرپاره شدن لاستیک وجود ندارد لودرهای زنجیردار قادربه حرکت برروی سطحهای باشیب جانبی ۳۵%میباشند درصورتی که این رقم برای لودرچرخ لاستیکی ۱۵% است همچنین لودرزنجیردار میتواند ازشیب ۶۰% بالابرود درحالیکه این رقم برای لودرلاستیک دار به حدود ۳۰% محدود میشود سرعت لودرزنجیردار خیلی کمترازلودرلاستیک داربوده به همین علت درمواردی که فاصله حمل مواد وبازگشت به محل بارگیری زیاد باشد راندمان این ماشین نسبت به نوع لاستیک دار پایین است

ج- بکهولودر

این ماشین آلات درواقع لودرهای کوچکی هستند که درپشت خود یک بیل مکانیکی دارند وبرای کارهای سبک استفاده میشوند کلیه مشخصات عمومی آنها مانند لودرها وبیل های مکانیکی است به دلیل دوکاره بودن این ماشین دربسیاری ازپروژه ها ی کوچک ازاین وسیله استفاده میشود بخصوص اگرپروژه مربوط به کندن خندق باشدهمانطورکه گفته شد درقسمت این ماشین یک بیل مکانیکی وجود دارد قدرت این بیل نیزبراساس زاویه آن بازمین وشعاع عملکردبازوها فرق میکند شرکتهای سازنده براساس نوع ماشین آلات نمودارهایی مبنی برقدرت بیل درحالات مختلف ارائه میدهند .

۵)کامیونها

اگرچه برای حمل ونقل مواد خاکی ازوسایلی مانند اسکریپرها تسمه نقاله وقطاراستفاده میشود ولی معمول ترین وسیله برای حمل ونقل مواد خاکی کامیون ها هستند این ماشینهای حمل کننده بخاطرسرعت زیاد برروی راههای هموارهمچنین ظرفیت زیاد هزینه حمل ونقل مواد را نسبتا پایین می اورند کامیونها دارای قابلیت انعطاف زیادی میباشند زیرا تعدادی ازآنها را که دریک پروژه مورد استفاده قرارمیگیرند می توان زیاد یا کم نمود تادرظرفیت مورد نیازتعدیل بوجودآید کامیونها به دونع معمولی (MING TRUCK) وکمرشکن (ARTICULATED TRUCK)
الف – کامیونهای معمولی

این کامیونها دردونوع یکی مخصوص حرکت درجاده ها ودیگری مخصوص حرکت خارج ازمحدوده جاده (HIGHWAY&OFF HIGHWAY TRUCKS) ساخته میشوند کامیونهای خارج جاده ای میتوانند درابعاد بزرگتروباظرفیت چند صدتن ساخته شوند هرکدام ازآنها انواع مختلف دارند اما نوع کمپرسی آن بیش ازسایرانواع آن به کاربرده میشود کامیونهای کمپرسی درمورد حمل مواد دارای انعطاف پذیری زیاد بوده وبخصوص نوع جاده روآن با سهولت بسیاردرپروژه های مختلف قادربه حرکت میباشند نوع مختلف کامیون های کمپرسی وجود دارد مثلا این کامیون ها درانواع دیزلی یا بنزینی یک یا دودیفرانسیلی ودویا سه محوری به بازار عرضه میشوند
ب- کامیون های کمرشکن

همانطور که ازنام این نوع کامیونها مشخص است ازدوقسمت تشکیل شده اند قسمت موتوروقسمت مخزن که توسط یک مفصل به هم متصل هستند درواقع کامیونهای کمرشکن تریلرهای مخصوص حمل مواد خاکی هستند.


طبقه بندی: مطالب عمومی  
تعداد مشاهده: 861
کلمات کلیدی:

مطالب مرتبط

کاربرد ریاضی در زندگی

 

 

 

کاربردریاضیات در زندگی

 

 

بسیار پیش می آید که دانش آموزان پس از تدریس یک درس ، از ما می پرسند که این درس که امروز خواندیم ،به چه درد ما می خورد؟و کجامی توانیم ازآن استفاده کنیم ؟

ریاضیات به عنوان یک درس اصلی است که داشتن درک درست از آن در آینده ی تحصیلی دانش آموزان و طبعاً پیشرفت علمی کشور نقش مهمی دارد . همچنین شامل کلیه ارتباطات ریاضی با زندگی روزمرّه ، سایر علوم و کاربردهایی در زندگی علمی آینده ی دانش آموزاست .به این ترتیب دربرنامه درسی و آموزشی ، برقرار کردن پیوند ریاضیات با کاربردهایش در زندگی و سایر علوم از قبیل :هنر،علوم طبیعی ،علوم اجتماعی و . . . . باید مدّ نظر قرار گیرد . در صورتی که این موارد در آموزش دیده نشود ، این سؤ ال همیشه در ذهن دانش آموز باقی می ماند که:

« به چه دلیل باید ریاضی خواند ؟ » و« ریاضی به چه درد می خورد ؟ »

دراین مقاله سعی شده است که ارتباط دروس کتب ریاضی راهنمایی با سایر علوم و همچنین کاربرد آنها در دنیای امروز ی تا حدودی بررسی شود و ارائه گردد .

بین رشته های علمی ، که بشر در طول هزاران سال به وجود آورده ، ریاضیّات جای مخصوص و ضمناٌ مهمّی را اشغال کرده است . ریاضیّات با علوم فیزیک ، زیست شناسی ، اقتصاد و فنون مختلف فرق دارد . با وجود این به عنوان یکی از روشهای اصلی در بررسیهای مربوط به کامپیوتر ، فیزیک ، زیست شناسی ، صنعت واقتصاد بکار می رود ودرآینده بازهم نقش ریاضّیات گسترش بیشتری می یابد.

با وجود این مطلب ، برای آموزش جوانان هنوز از همان روشی استفاده می شود که سقراط و افلاطون ، حقایق عالی اخلاقی را برای شیفتگان منطق و فلسفه و برای علاقمندان سخنوری و علم کلام بیان می کردند . در حقیقت در درسهای حساب ، هندسه و جبر ،هرگز لزوم یادگیری آنها برای زندگی عملی خاطر نشان نمی شود. هرگز از تاریخ علم صحبتی به میان نمی آید. نظریه های سنگین علمی ، ولی هیچ نتیجه ای جز این ندارد که دانش آموزان را از علم بری کند و عدّه ی آنها را تقلیل دهد .

یکی ازراههای جدی برای حلّ مسئله توجه به تاریخ علم، گفتگو در باره ی مردان علم و ارتباط ریاضی با عمل است ، ارتباطی که در تمام دوران زندگی بشر هرگز قطع نشده است .

● کاربرد ارقام

در زمانهای قدیم هر قدمی که در راه پیشرفت تمدّن برداشته می-شد، بر لزوم استفاده از اعداد می افزود . اگر شخصی گله ای از گوسفندان داشت ، می خواست آن را بشمرد ،یا اگر می خواست معبد یا هرمی بسازد ، باید می دانست که چقدر سنگ برای آن لازم دارد . اگر دارای زمین بود ، می خواست آن رااندازه گیری کند . اگر قایقش را به دریا می راند ، می خواست فاصله ی خود را از ساحل بداند . و بالاخره در تجارت و مبادله ی اجناس در بازارها ، باید ارزش اجناس حساب می شد.هنگامی که آدمی محاسبه با ارقام را آموخت ، توانست زمان ، فاصله مساحت ، حجم را اندازه گیری کند . با بکار بردن ارقام ، انسان بردانش و تسلّط خود بر دنیای پیرامونش افزود .

● کاربرد توابع و روابط بین اعداد

کاربرد روابط بین اعداد و توابع و نتیجه گیریهای منطقی در نوشتن الگوریتمها و برنامه نویسی کامپیوتری است .

مفهوم تابع یکی از مهمترین مفاهیم ریاضی است و در اصل تابع نوعی خاص از رابطه های بین دو مجموعه است . و با توجه به این که دنباله ها هم حالت خاصی از تابع است - تابعی که دامنه آن مجموعه ی اعداد { . . . و ۲ و ۱ و ۰ } است - دنباله های عددی در ریاضی و کامپیوتر کاربرد فراوان دارند . برای ساخت یک برنامه اساساٌ چهار مرحله را طی می کنیم :

۱) تعریف مسئله

۲) طراحی حل

۳) نوشتن برنامه

۴) اجرای برنامه

لازم به ذکر است که گردآیه هایی که در مرحله دوم حاصل می شود را اصطلاحاٌ الگوریتم می نامیم .که این الگوریتمهابه زبان شبه کد نوشته می شود ،که شبیه زبان برنامه نویسی است وتبدیل آنها به زبان برنامه نویسی را برای ما بسیار ساده می کند .

 « هیچ دانسته ی بشر را نمی توان علم نامید، مگر اینکه از طریق ریاضیّات توضیح داده شده و ثابت شود . » ( لئو ناردو داوینچی )

کاربرد معادله و دستگاه معادلات خطی

دستگاه های معادلات خطی اغلب برای حساب کردن بهره ی ساده ،پیشگویی ، اقتصاد و پیدا کردن نقطه ی سر به سر به کارمیرود.

معمولاً هدف از حل کردن یک دستگاه معادلات خطی ، پیدا کردن محل تقاطع دو خط می باشد.در مسائل دخل و خرج که درمشاغل مختلف وجود دارد ، پیداکردن نقطه تقاطع معادلات خط یعنی همان پیدا کردن نقطه ی سر به سر.* در اقتصاد هم نقطه تقاطع معادلات خطی ، عبارتست از : قیمت بازار یا نقطه ای که در آن عرضه و تقاضا با هم برابر باشند.

● کاربرد تقارنها (محوری و مرکزی ) و دَوَرانها

مباحث تقارنها ودورانها که به تبدیلات هندسی معروف هستند،درصنعت و ساختن وسائل و لوازم زندگی استفاده می شوند . مثلاً در بافتن قالی و برای دادن نقش و نگار به آن از تقارن استفاده می شود . در کوزه گری و سفالگری از دوران محوری استفاده می - شود . همچنین در معماریهای اسلامی اغلب از تقارنها کمک گرفته می شود . چرخ گوشت ، آب میوه گیری ، پنکه ، ماشین تراش ُ بادورانی که انجام می دهند ، تبدیل انرژی می کنند . علاوه بر آن تبدیلات هندسی برای آموزش مطالبی از ریاضی استفاده می شوند ،مانند : مفهوم جمع و تفریق اعداد صحیح با استفاده از بردار انتقال موازی محور.

▪ نقطه ی سر به سر : در بسیاری از مشاغل ، هزینه ی تولید Cو تعداد X کالای تولید شده را می توان به صورت خطی بیان کرد.به همین ترتیب ، در آمد R حاصل از فروش X قلم کالای تولیدشده را نیز می توان با یک معادله ی خطی نشان داد . وقتی هزینه ی C از در آمد R حاصل از فروش بیشتر باشد،این تولیدضررمی دهد. و وقتی در آمد R از هزینه ی C بیشتر باشد ،تولید سودمیدهد . و هر گاه در آمد R و هزینه ی C مساوی باشند ،سود و زیانی در بین نیست و نقطه ای که در آن R=C باشد، نقطه ی سربه سر نامیده می شود .

● کاربرد مساحت

مفهوم مساحت و تکنیک محاسبه مساحت اشکال مختلف ، از اهمّ مطالب هندسه است .به سبب کاربرد فراوانی که در زندگی روزمرّه مثلاً برای محاسبه ی مساحت زمینها با اَشکال مختلف . و همچنین درفیزیک و جغرافیاوسایر دروس دانستن مساحتهالازم به نظرمی رسد .

● کاربرد چهار ضلعیها

شناخت چهارضلعیها و و دانستن خواص آنها ، برای یادگیری مفاهیم دیگر هندسه لازم است و ضمناً در صنعت و ساخت ابزار و وسائل زندگی و همچنین برای ادامه تحصیل وهمینطور در بازار کار نیاز به دانستن خواص چهارضلعیها احساس می شود .

کاربرد خطوط موازی و تشابهات

از خطوط موازی و مخصوصاً متساوی الفاصله ، در نقشه کشی و ترسیمات استفاده می شود .و در اثبات احکامی نظیر قضیه تالس۱ و عکس آن ، همچنین تقسیم پاره خط به قطعات متساوی یامتناسب .

تشابهات نیز از مفاهیم مهم هندسه و اساس نقشه برداری ،کوچک و بزرگ کردن نقشه ها و تصاویر و عکسها می باشد .

مبحث تشابهات درهندسه دریچه ای است به توانائیهای جدیدبرای درک و فهم و کشف مطالب تازه ی هندسه ،به همین سبب آموزش خطوطمتوازی و متساوی الفاصله و مثلثهای متشابه به حد نیاز دانش-

آموز مقطع راهنمایی لازم است .

۱) تالس دانشمند یونانی نشان داد که به وسیله ی سایه ی یک شیء و مقایسه ی آن با سایه ی یک خط کش می توان ارتفاع آن  شیء را اندازه گرفت . با استفاده از اصولی که تالس ثابت کرد ،می توان بلندی هر چیزی را حساب کرد . تنها چیزی که نیاز دارید ، یک وسیله ی ساده اندازه گیری است که می توانید[آن را ] از یک قطعه مقواو تکه ای چوب درست کنید.( مراجعه شودبه کتاب درجهان ریاضیات نوشته ی اریک او بلاکر - صفحه ی ۳۰ )

تالس در زمان خود به کمک قضیه ی خودارتفاع اهرام مصررامحاسبه کرد همچنین وقتی از مصر به یونان بازگشت ، فاصله ی یک کشتی را از ساحل به کمک قضیه خود اندازه گرفت .روش دیگری هم برای

محاسبه بلندی وجود دارد وآن استفاده از نسبتهای مثلثاتی است.

 ● کاربرد آمار و میانگین

وقتی کسی از مقادیر عددی کمک می گیرد ، تا یک موقعیّت را توضیح دهد ، او وارد قلمرو آمار شده است . آمار معمولاً اثر تعیین کننده ای دارد . اگر چه ممکن است مفید یا گمراه کننده باشد . ما عادت کرده ایم، که پدیده های زیادی نظیرموارد زیر را با توجه به آمار ، پیش بینی کنیم :

احتمال پیروزی یک کاندیدای ریاست جمهوری،وضعیت اقتصادی(تورم،در آمد ناخالص ملی ، تعداد بیکاران ،کم وزیادشدن نرخ بهره هاونرخ سهام ، بازار بورس ، میزان بیمه ، آمار طوفان،جذر و مد) و غیره .

قلمرو آمار به طور مرتب درحال بزرگ شدن است.آمار می توانددر موارد زیادی ، برای قانع کردن مردم و یا انصراف آنهااز یک تصمیم موءثّر باشد . به عنوان مثال : اگر افراداحساس کنند که رأی آنها نتیجه ی انتخابات را تغییر نخواهد داد ، ممکن است ازشرکت در انتخابات صرفنظر کنند .

در عصر ما آمار ابزار قوی و قانع کننده است،مردم به اعدادمنتشر شده ی حاصل از آمار گیری ،اعتماد زیادی نشان می دهند.

به نظر می رسد وقتی یک وضعیت وموقعیت باتوسل به مقادیر عددی توصیف می شود ، اعتبار گزارش در نظر مستمعین بالا می رود .

● مقاطع مخروطی

در هوای گرم بستنی بسیار خوشمزه ودلچسب است .بخصوص اگر بستنی قیفی داشته باشید ودر حالی که روی یک صندلی و در سایه درختی نشسته باشید و فارغ از جار و جنجال روزگار ، به خوردن بستنی  مشغول باشید. شاید همه چیز از ذهن شما بگذردمگرهمان بستنی قیفی که مشغول خوردن آن هستید .

این مطلب توجه یک ریاضیدان بلژیکی خوش ذوق رابه خودجلب کرد و آن رابرای توضیح یکی ازمطالب مهم ریاضی[یعنی مقاطع مخروطی]بکار برد . واقعاً جالب است مگه نه ؟

مقاطع مخروطی یکی از مباحث مهم و کاربردی در ریاضیات بوده وهست .

● ترسیمات هندسی

در ترسیمات و آموزش قسمتهای دیگر هندسه، نیاز فراوان به شناخت دایره و اجزاو خواص آن پیدا می شود ، لذا در دوره ی راهنمایی ، مفهوم دایره ،وضع نقطه و خط نسبت به دایره،زاویه مرکزی ، زاویه محاطی و تقسیم دایره به کمانهای متساوی آموزش داده می شود و به این ترتیب دانش آموز برای یادگیری مطالب بعدی و استفاده ی عملی از آنها آماده می شود . (همچنین من فکرمیکنم از زاویه ی محاطی و اندازه ی آن برای نورپردازی در سالنهااستفاده می شود . )

● کاربرد ریاضیات در هنر و کامپیوتر

تاریخ نشان می دهد که در طی قرون ، هنرمندان وآثارشان تحت تأثیرریاضیات قرار گرفته اند ،و زیبائی اثرشان به آگاهی آنها از این دانش بستگی داشته است .ماهم اکنون استفاده ی آگاهانه از مستطیل طلایی ، و نسبت طلایی را در هنر یونان باستان ، به ویژه درآثارپیکرتراش یونانی« فیدیاس »دقیقآ مشاهده می کنیم.

مفاهیم ریاضی از قبیل نسبتها ، تشابه، پرسپکتیو، خطای باصره تقارن ، اشکال هندسی ، حدود و بینهایت در آثار هنری موجوداز قدیم تا به امروز مکمل زیبایی آنها بوده است . و اکنون نیز « کامپیوتر » به کمک ریاضیات هنر را ازابتدایی تامدرن توسعه می دهد.

اگر آگاهی هنرمندان باریاضیات واستفاده ی عملی از ان نبود،برخی از آثار هنری خلق نمی شدند . بهترین نمونه ی آن تصاویر موزائیکی هنرمندن مسلمان وگسترش این شکلهای هندسی به وسیله ی

« M.S.Esher » جهت نشان دادن اجسام متحرک است .اگر هنرمندان به مطالعات توجهی نداشتندوخصوصیات اشکال را از نظر تطابق،تقارن انعکاس ،دوران ، انتقال و . . . کشف نکرده بودند ، خلق این همه آثار هنری امکان پذیر نبود .

« هنر ریاضیات ،هنرپرسیدنِِِ پرسشهای درست است وقطعه ی اصلی کار در ریاضیات تخیل است و آن چه که این قطعه ی اصلی رابه حرکت درمی آوردمنطق می باشدوامکان استدلال

منطقی آن زمان پدید می آیدکه ما پرسشهای خود رادرست مطرح کرده باشیم.» (نوربرت ونیز )

● کاربرد حجم

به سبب نیازی که دانش آموز در زندگی روز مرّه و همین طور در بکار گیری آن در سایر علوم نظیر ، شیمی ، فیزیک ،زیست شناسی و مخصوصاً هنر برایش پیش می آید،همچنین در شغلهایی که در جامعه وجود دارد و یا در ادامه تحصیل دانستن دستورهای محاسبه ی حجماجسام ، یادگیری مبحث حجم ضروری به نظر می رسد .

● کاربرد رابطه ی فیثاغورس

فیثاغورث در باره ی رابطه های عددی که درساختمانهای هندسی وجود دارد تحقیق می کرد . او مثلث معروف به مثلث مصری را ، که ضلعهای آن با عددهای ۳و۴و ۵ بیان می شود ، را می شناخت .

مصریها می دانستند که چنین مثلثی قائم الزاویه است .و ازآن برای تعیین زاویه های قائمه در تجدید تقسیم بندی زمینهای اطراف نیل ،که هر سال بر اثر طغیان آب شسته می شد ، استفاده می کردند.

یکی از مشکلترین مسائل در ساختن اهرام و معبدها ،طرح شالوده بنا به شکل مربع کامل بود که هم تراز باسطح افق باشد . جزئی اشتباه به قیمت از شکل افتادن همه ی بنا تمام می شد .

مصریان این مشکل رابا ساختن شاقول از میان برداشتند. نخستین شاقول احتمالاً تکه ریسمان یا نخی بود که وزنه ای به آن آویخته بودند و ان را در برابر بنا می گرفتند تا وزنه ی آن به زمین صاف برسد . در این حالت نخ می بایست کاملاً عمودیا شاقول باشد و زاویه ی بین آن و زمین صاف یک زاویه ی قائمه بسازد.

همچنین معماران کشف کردندکه چگونه می توان با ریسمان های اندازه گیری که درفاصله های مساوی گره خورده بودند، مثلثهای قائم الزاویه ای بسازند و این مثلثها را راهنمای خویش در ساختن گوشه ها ( نبش ها )ی بنا قرار دهند .

● جمع بندی و نتیجه گیری

بدون شک مهمترین هدف ما از بیان مطالب بالا این است که بتوانیم دانش آموزان را با اهداف کتب ریاضی آشنا کنیم و آنها را نسبت به ریاضیات علاقمند کنیم . تجربه نشان داده است که حتی در رشته های فنی ، مانند خیاطی هم اهداف پرورشی ریاضی اهمیت دارند به همین خاطر دربرنامه ی درسی تمام رشته های تحصیلی درس ریاضی گنجانده شده است .

در کتب جدید ریاضی سعی شده است که مطالب طوری بیان شوند که دانش آموز نفهمیده مطلبی را نپذیرد.هر چند بعضی مطالب شهودی است.ولی دانش آموز از طریق درک مفاهیم درس یاد می گیرد و به

تدریج با فرایندتفکر ریاضی آشنا می شود .معلمین هم باید به این نکته توجه داشته باشند و تصور نکنند که هدف آموزش ریاضی فقط در یاد دادن چند قاعده و حل ماشینی مسائل خلاصه می شود
 

 

 

 

عجایب بارگاه خسروپرویز

 

عجایب بارگاه خسروپرویز



از «هفت گنج» یا عجایب بارگاه خسروپرویز بارها در منابع مختلف نامى به میان آمده است. «ساسانیان» اثر «کریستین سن» یکى از منابعى است که به این عجایب اشاره کرده است و از گنج گاو، دستمال نسوز، تاج یاقوت‌نشان، تخت طاقدیس، طلاى مشت افشار، گنج بادآورد و شطرنجى از یاقوت و زمرد به عنوان عجایب هفت‌گانه بارگاه پادشاه ساسانى نام برده است. فردوسى نیز در قصیده ای، از «هفت گنج» خسروپرویز نام مى برد. هندیان بودایى هم به تقلید از «هفت گنج» خسروپرویز، پادشاه ساسانى ، «هفت گوهر» را ترتیب داده بودند.

گنج گاو

کشاورز مثل هر روز، «غباز» (خیش گاو آهن) را برداشت و به سوى مزرعه حرکت کرد. به مزرعه که رسید توشه ظهر را زیر درختى گذاشت و با «غباز» به سمت راست مزرعه رفت. تا «غباز» را در زمین فرو کرد متوجه شیئى سخت شد. با دست شروع به کندن زمین کرد و ناگاه با ظرف قدیمى برخورد کرد. آن را بیرون آورد، ولى باورش نمى شد. ظرف پر از سکه بود. سکه را که نگاه کرد نام اسکندر روى آن حک شده بود. کشاورز براى نشان دادن حسن نیت خود نسبت به پادشاه خسروپرویز ظرف را نزد او برد. شاه فورا دستور داد تا مزرعه را بکنند و ظروف دیگر را از خاک بیرون بکشند. صد کوزه نقره و طلا که مهر اسکندر بر آن حک شده بود، از خاک بیرون آمد. خسرو پرویز، این گنجینه را که یکى از عجایب هفت گانه کاخش بود، گرفت و یکى از کوزه ها را به کشاورز داد. گنج را در جایى از کاخ مخفى کرد و آن را «گنج گاو»نامید.

دستمال نسوز خسرو‌پرویز
یکى دیگر از عجایب بارگاه خسروپرویز دستمال او بود. شاه بعد از هر غذا خوردن با دستمال، دست هاى خود را پاک مى کرد و چون کثیف و چرب مى شد آن را درون آتش مى انداخت تا آتش آن را تمیز کند، دستمال پاک مى شد ولى نمى سوخت. به احتمال قوى جنس این دستمال از پنبه کوهى بوده است.

تاج یاقوت‌نشان خسرو پرویز
از دیگر عجایب کاخ او تاج خسرویى بود. تاج خسرو پرویز از مقدار زیادى طلا و مروارید ساخته شده بود. یاقوت هاى به کار رفته در تاج طورى مى درخشید که به جاى چراغ در شب از آن استفاده مى کردند و یاقوت هایش همه جا را روشن مى کرد. زمردهایش چشم افعى را کور مى کرد. این تاج آنقدر سنگین بود که زنجیرهایى از طلا را از سقف آویزان کرده بودند و تاج را بر این زنجیرهاى طلا بسته بودند، طورى که تاج به هنگام نشستن شاه روى سرش قرار بگیرد و سنگینى تاج را احساس نکند.

تخت طاقدیس بارگاه خسروپرویز
یکى دیگر از عجایب بارگاه خسرو تخت طاقدیس اوست. شکل این تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده هایش از نقره و طلا بود. سقف این تخت از زر و لاجورد بود. صور فلکی، کواکب، بروج سماوی، هفت اقلیم، صورت هاى پادشاهان، مجالس بزم و شکار، بر این سقف، حک شده بود. روى آن وسیله اى براى تعیین ساعت روز نصب شده بود. چهار یاقوت، هر یک به تناسب یکى از فصول سال دیده مى شد. بر بالاى آن وسیله اى بود که قطراتى مانند قطرات باران را فرو مى ریخت و صدایى رعدآسا به گوش مى رسید.
طلاى مشت افشار
خسروپرویز قطعه طلایى اعجاب انگیز داشت که به طلاى مشت فشار یا مشت افشار معروف بود . این قطعه طلا به اندازه مشت پادشاه و چون موم نرم بود. این قطعه زر به هر شکلى حالت مى گرفت.این قطعه طلا را از معدنى در تبت براى خسرو استخراج کرده بودندو200 مثقال وزن داشت.

گنج بادآورد
«گنج بادآورد» از عجائب دیگر دستگاه پرویز است. هنگامى که ایرانیان اسکندریه را محاصره کردند، رومیان ثروت شهر را در کشتى هائى نهادند تا به مکانى امن بفرستند، اما باد به جهت مخالف وزید و کشتى به سمت ایرانیان آمد .ثروت را به تیسفون بردند و« گنج باد آورد» نامیدند.

شطرنجى از یاقوت و زمرد
از عجایب دیگر دستگاه پادشاه ساسانی، شطرنج مخصوصى از جنس یاقوت و زمرد بود.

خسروپرویز شاید از معدود پادشاهانى باشد که از همسرش نیز در برخى از منابع تاریخى به عنوان یکى از عجایب دربار او نامبرده شده است. در تاریخ ثعالبى به جز آنچه که در بالا اشاره شد ، از زن او شیرین، قصرش تیسفون، درفش کاویانی، رامشگران دربار ساسانی، اسب خسرو به نام شبدیز و فیل سفید دربار نیز به عنوان گنج‌هاى خسرو و عجایب دربار او یاد شده و درباره برخى از آنها توضیحاتى آمده است. در تاریخ ثعالبى آمده است: «شیرین وخسرو در جوانى دلباخته یکدیگر شدند، اما وقتى خسرو به پادشاهى رسید شیرین را فراموش کرد. شیرین که بار دیگر در پى جلب عشق خسرو برآمده بود، روزى در سر راه شکار او قرار گرفت و آتش عشق فراموش شده در دل خسرو روشن شد.اودر همان لحظه او را به زنى گرفت.شیرین بعد از راهیابى به کاخ پس از چندى مریم بانوى اول زرتشتیان را مسموم کرد و خود زن اول دربار شد.»

اسب خسرو «شبدیز» هم از دیگر عجائب کاخ اوست که در تاریخ ثعالبى از آن نامى به‌میان آمده است .خسرو گفته بود اگر کسى خبر مرگ «شبدیز» را بدهد او را خواهد کشت .هنگامى که« شبدیز» مرد تنها «باربد» جرات کرد نغمه اى را بخواند و در آن خبر مرگ شبدیز را بدهد. او خواند: «دیگر شبدیز نمى‌خواند و نمى‌چرد.» شاه گفت:«مگر او مرده است.» وباربد گفت:« شاه چنین فرماید.»

«باربد» خود نیز از عجائب دستگاه پرویز بود .«سرکس» از خنیاگران دربار که به او حسادت مى کرد در فرصتى مناسب او را کشت. خسرو وقتى دانست باربد به دست سرکس کشته شده است دستور قتل«سرکس»را هم داد.
 
تخت طاقدیس . تخت خسرو پرویز را که از فریدون به وی رسیده بود طاقدیس میگفتند. گویند جمیع حالات فلکی و نجومی در آن ظاهر میشده و آن سه طبقه بوده و در هر طبقه جمعی از ارکان دولت او جابجا قرار میگرفته اند و خسرو پرویز بر آن تخت ملحقات و تصرفات کرده بود. (برهان ). طول آن تخت یکصد و هفتاد ذراع و عرض آن یکصد و بیست ذراع و مکلل بجواهر بود. (غیاث اللغات ). و در حاشیه چاپ جدید برهان که به اهتمام دکترمعین منتشر شده آمده است : هرتسفلد رساله ممتعی در باب تخت طاقدیس نوشته اشاره بقول مورخ بیزانسی کدرنوس کرده که او از یکی از کتب تئوفان (نیمه دوم قرن هشتم م .) روایت کرده است . کدرنوس گوید هرقل قیصر پس از انهزام خسرو پرویز در سال 624 وارد کاخ گنزک شد.
 
«بت خسرو را دید که هیاتی مهیب داشت و تصویر پرویز را هم مشاهده کرد که بر بالای کاخ بر تختی قرار گرفته بود. این تخت بکره بزرگی مانند آسمان شباهت داشت و در گرداگرد آن خورشید و ماه و ستارگان نمودار بودند که کافران آنها را می پرستیدند و تصویر رسولان شاه نیز در گرد آن بود که هر یک عصایی در دست داشت . در این گنبد بفرمان دشمن خدا (یعنی خسرو) آلاتی تعبیه کرده بودند که قطراتی چون باران فرومیریخت و آوایی رعدآسا بگوش میرسانید...» (کریستنسن ایران در زمان ساسانیان ص 466 ببعد):
ز تختی که خوانی ورا طاقدیس
که بنهاد پرویز در اسپریس ...
بیاورد پس تخت شاه اردشیر
وز ایران هر آن کس که بد تیز ویر
بهم درزدند آن سزاوار تخت
بهنگام آن شاه پیروز بخت
ورا درگر آمد ز روم و ز چین
ز مکران و بغداد و ایران زمین
هزار و صد و بیست استاد بود
که کردار این تختشان یاد بود...
بفرمود تا یکزمان دم زدند
بدو سال تا کار بر هم زدند...
به رش بود بالاش صد شاه رش
چو هفتاد رش بر نهی از برش ...
برویش ز زرین صد و چل هزار
ز پیروزه بر زرّ کرده نگار
همه نقره خام بد میخ و بش
یکی ز آن بمثقال بد شصت و شش ...

تاریخ

ابن سینا


پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم .نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آنچنان‌که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند.

در آن هنگام مردی به نام ابو عبدالله به بخارا آمد او از دانش‌های روزگار خود چیزهایی می‌دانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم وقتی که ناتل به خانه ما آمد من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.

ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی‌گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم.

چون ناتلی از بخارا رفت من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمی‌رفت در کوتاه‌ترین زمان در این رشته موفقیت‌های بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می‌کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.

تصویر:Avicenna1.jpg
قبر ابن سینا

بعد از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو اشتغال ورزیدم ولی چیزی از آن نمی‌فهمیدم و غرض مؤلف را از آن سخنان درنمی‌یافتم از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنان‌که مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقیقت آن پی نبرده‌بودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خویشتن ناامید می‌شدم و می‌گفتم مرا در این دانش راهی نیست... یک روز عصر از بازار کتابفروشان می‌گذشتم کتابفروش دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می‌گشت به من الحاح کرد که آن را بخرم من آن را خریدم، اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابو نصر فارابی، هنگامی که به در خانه رسیدم بی‌درنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از بر داشتم پی بردم و دشواری‌های آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاس خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود. صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این موقع سال ۳۸۷ بود و تازه ۱۷ سالگی را پشت سر نهاده بودم.

وقتی من وارد سال ۱۸ زندگی خود می‌شدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد، اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمی‌دانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم.

تصویر:Hamadan1.jpg
آرامگاه بوعلی سینا در همدان

چندی پس از این ایام پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم پیش از آن در بخارا نیز کتاب‌هایی نوشته بودم. در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بیرون آمدم مدتی همچون آواره‌ای در شهرها می‌گشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم. ابو عبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد.

تصویر:Avicenna3.jpg
آرامگاه بوعلی سینا از نمای زیرین

ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و در آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس‌الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می‌رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و هم در آن شهر به خاک سپرده شد. ر.ک.زندگی‌نامه ابن سینا

آثار ابن سینا

تصویر:Canons of medicine.JPG
نسخه‌ای از کتاب قانون ابن سینا به زبان لاتین, چاپ ۱۴۸۴ میلادی در مخزن کتب نفیس کتابخانه مرکز علوم درمانی دانشگاه تکزاس در سن‌آنتونیو

به دلیل آنکه در آن عصر، عربی زبان رایج آثار علمی بود، ابن سینا و سایر دانشمندان ایرانی که در آن روزگار می‌زیستند کتابهای خود را به زبان عربی نوشتند. بعدها بعضی از این آثار به زبانهای دیگر از جمله فارسی ترجمه شد.

 فلسفه

  • شفا
  • نجات
  • الاشارات والتنبیهات

 ریاضیات

  • زاویه
  • اقلیدس
  • الارتماطیقی
  • علم هیئت
  • المجسطی
  • جامع البدایع

 طبیعی

  • ابطال احکام النجوم
  • الاجرام العلویة واسباب البرق والرعد
  • فضا
  • النبات والحیوان

پزشکی

  • قانون
  • الادویة القلبیه
  • دفع المضار الکلیه عن الابدان الانسانیه
  • قولنج
  • سیاسة البدن وفضائل الشراب
  • تشریح الاعضا
  • الفصد
  • الاغذیه والادویه

موسیقی

  • جوامع علم الموسیقی
  • موسیقی


الشفاء یا به پارسی شفا: این کتاب مهم‌ترین و جامع‌ترین اثر مولف در فلسفه مشاء و مبین آرای شخصی اوست. کتاب دانشنامه گونه‌ای است در زمینه منطق،ریاضیات، طبیعیات و الهیات که در سال ۴۱۰ قمری نوشته شده‌است. درابتدای کتاب، سخن ابو عبید عبد الرحمن محمد جوزجانی که بیانگر هدف و میزان تبعیت مولف از آرای ارسطوست،ذکر شده‌است. بخش منطق در نه فن و هر فن شامل چند مقاله‌است. عناوین آن عبارت‌اند از مدخل،مقولات،باری آرمنیاس،قیاس،برهان،مغالطه و شعر است.این بخش ۴ جلد از مجموعه را تشکیل می‌دهد.

غدای مخصوص افطار

تزیین شله زرد

وقتی شله زرد آماده است که زیاد شل نباشد .وقتی آنرا در ظرف می ریزید نباید ولو شود و حالت آش داشته باشد البته دقت کنید که …

مواد لازم برای چهار ظرف نمونه ی تصویر :

•  گلاب                                 ۱ لیوان

•  شکر                                   ۴ لیوان

•  گلاب                                 ۱ لیوان

• کره                                     ۵ تا ۶ قاشق سوپ خوری

•  خلال بادام                            سه چهارم لیوان

•  خلال پسته برای تزیین            به دلخواه

•  زعفران و هل                       به اندازه ی لازم

•  دارچین برای تزیین               به اندازه ی لازم

•   آب سرد                            ۱۴تا ۱۶ لیوان

طرز تهیه:

برنج را قبل از استفاده حتما خوب با آب گرم شستشو بدهید و چند بار آب آنرا خالی کنید، پس از آن روی آن آب گرم بریزید و برای چهار پنج ساعت بگذارید خیس بخورد.
آب برنج را خالی کنید بعد آنرا همراه ۱۴ لیوان آب داخل قابلمه بریزید و بگذارید جوش بیاید، پس از جوش آمدن بلافاصله حرارت را کم کنید و بگذارید به آرامی بپزد. در صورتی که حرارت زیاد باشد برنج به ته قابلمه خواهد چسبید. کافی است برنج و آب به آرامی بجوشد. وسط های کار کمی زعفران به برنج و آب بیفزاید تا همراه با مرحله آخر بجوشد. مقدار زعفران را خودتان تصمیم بگیرید کم کم بیفزاید و هم بزنید و بگذارید چند دقیقه ای بجوشد، اگر کم بود مقدار دیگری بیفزاید به صورتی که رنگ شله زرد (زرد) شود.
اگر احیانا در مدت طبخ آب برنج تمام شد مقداری آب گرم به آن اضافه کنید در این مدت تمام وقت آنرا زیر نظر داشته باشید و مدام بهم بزنید در غیر این صورت برنج به کف قابلمه خواهد چسبید، هرچه به آخر طبخ نزدیک تر بشوید امکان چسبیدن ته قابلمه بیشتر می شود در نتیجه در اواخر کار مدام شله زرد را هم بزنید کمی مانده به آخرهای کار وقتی تقریبا برنج ها خوب نرم و له شد شکر ، گلاب، هل و کره را به آن بیفزاید و هم بزنید معمولا نیازی به افزودن آب نیست چون مقدار آب داده شده کفایت می کند ولی برنج های گوناگون مقدار آب بیشتر یا کمتری نیاز دارند.
برای خلال بادام ها روش های مختلفی وجود دارد، خلال بادام را بعضی در آخر طبخ شله زرد توی شله زرد می ریزند و بعضی زودتر دلیل این کار این است که بعضی دوست دارند خلال بادام سفت باشد و بعضی برعکس دوست دارند خلال بادام نرم باشد این بستگی به سلیقه خود شما دارد. اگر مطمئن نیستید می توانید خلال بادام را در ظرفی جداگانه بجوشانید و هنگامی که نرمی (سفتی) آن باب میل شما بود آنرا کنار بگذارید و در آخر طبخ شله زرد خلال بادام را به شله زرد بیفزاید و کمی هم بزنید و بگذارید چند دقیقه ای بجوشد.
دقت کنید وقتی شله زرد آماده است که زیاد شل نباشد وقتی آنرا در ظرف می ریزید نباید ولو شود و حالت آش داشته باشد البته دقت کنید شله زرد وقتی سرد شد هم مقداری سفت تر خواهد شد. ولی خوب وقتی تمام شد زیاد نباید شل باشد.
بعد از خاتمه کار شله زرد را در ظرف بریزید و با دارچین و خلال پسته آنرا تزئین کنید


پیدایش زمین

پیدایش زمین
ادامه نوشته

پادشاه و وزیرباهوش

پادشاه و وزیرباهوش

ادامه نوشته

کردستان

توجه توجه!!!
ادامه نوشته

اطلاعات عمومی

800x600

     چند شگفتی در انسان

     پس چرا معده سوراخ نمی شود؟ اسیدی که در معده انسان برای هضم غذا به کار می  رود آنقدر قوی است که حتی می تواند فلز روی را در خودش حل کند.

  • این هم از شگفتی های چشم: جالب است بدانید که در زیر پلکها غده های وجود دارد که اشک تولید  می کند. این غده علاوه بر خارج کردن گرد و خاک از چشم و مرطوب نگه داشتن آن با داشتن مواد ضد میکروبی باعث کشته شدن میکروبها نیز می شود. همین قدر بدان که: بنا بر دلایلی انسان هنگام خواب مقاومت بیشتری در برابر جریان برق از خود نشان می دهد

 

  •  

بد نیست بدانید...

o        یک بچه نهنگ در حین تولد حدود هفت متر طول و 5000 کیلوگرم وزن دارد و مادرش شش ماه به او شیر می دهد.

o        بنابر عقیده ی دانشمندان گیاه شناس بوی گل سرخ از چهل نوع بوی مختلف تشکیل شده است. 

o        بعضی باکتری ها از آسفالت تغذیه می کنند و کارشان خوردن خیابان ها و جاده ها است

 چرا طلا تا این حد با ارزش است؟

  • از زمان های بسیار قدیم بشر همواره علاقه ی بسیار زیادی به این فلز زرد براق داشته است که نمادی از رفاه است،شاهان وامپراطورها همیشه اهمیت ویژه ای به طلا می دادند.چه چیزی طلا را تا این حد با ارزش کرده است؟افزایش ارزش یک ماده بستگی به عوامل فراوانی دارد.اول این که بسیار کم یاب باشد،دوم استفاده ی آن،سوم زیبایی آن وچهارم این که حداقل واکنش دربرابرهوا وآب راداشته باشد.طلا ماده ای هست که هر چهار خصوصیت را داراست.معادن طلای هند درکارناتاکا یافت می شود.

آفریقای جنوبی ،روسیه،استرالیا،کانادا وآمریکا بزرگترین تولید کننده هایطلا در جهان هستند.

  • **************************************************
  • مثلث برمودا

موقعیت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است
. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.
وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »
این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.
آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند


همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است

  • مشاهدات و گزارشات
    در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
    این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.
    در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.
    در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد. 


    علل فرضی طبیعی

    توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:
    جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
  •  
  •  علل فرضی غیر طبیعی

    دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

    یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.
    ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
  •  داستانی عجیب

    حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.
    • آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل می‌کنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟
    • آیا آنها می‌توانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟

گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.
اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.

    • آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟
    • آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟

و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد

  • ********************************************************
  •  خواص درمانی سنگ ها


خواص طبی الماس

حکمای یونانی چنین می گویند که مزاج الماس گرم و خشک بوده و درجه کم آن مزاج سرد و خشک دارد. استفاده تعلیق از آن یعنی به صورت گردنبند تقویت کننده قلب است، در کتاب مخزن الادویه نوشته شده اگر الماس را بر شکم ببندید، ناراحتی و مشکلات دستگاه گوارش را دور کرده و هضم را آسان می کند، هم چنین معده را تقویت می نماید، اگر بیماران فلج لقوه، رعشه، جذر، صرع و کسانی که بیماریهای پوستی دارند، اگر در چشمه معدن الماس غسل کرده حمام کنند بیماری آنها درمان می گردد.
اگر به شکل مثلث ازالماس استفاده گردد بیماری صرع را درمان می نماید.
از پودر آن اگر دندانها را مسواک کنند، دندانها سفید و براق شده و بسیار محکم و سخت خواهد شد، اما هرکز اینکار را نکنید چون الماس زهر خطرناکی است و اگر داخل معده گردد آدمی را هلاک می نماید.
احیاناً اگر با چنین مسئله ای روبرو شدید علاج آن استفاده از شیر تازه گاو می باشد تا اینکه بهبودی کامل شود، سپس از ماهی استفاده گردد.
کشته الماس یبوستهای بسیار سخت را درمان می نماید برای قوت باه و زیادی عمر و تندرستی بسیار مفید است

  • ************************************************
  • خواص طبی مروارید
  •  برای بیماریهای کلیه، مفید بوده و آن را درمان می کند.برای ب بواسیر خونی و حیض نافع بوده و آنها را درمان می نماید. برای حامله مفید می باشد. کشته مروارید برای استفراغ، بوی بد دهان، سردرد، ورم و بیماریهای چشم دارویی نمونه می باشد.
    برای جوش، کورک و حساسیتهای پوستی بسیار مفید بوده و اگر از کشته آن به بچه
    ۴۰ روز داده شود، تمامی عمر در برابر جوش و بیماریهای پوستی بیمه خواهد شد.
    کشته مروارید معجون بوده و تقویت کننده بدن می باشد. اگر زن باردار
    ۲ دانه مروارید و یک دانه مرجان را به شکل تعویز به همراه داشته باشد هیچ آسیبی به او و بچه وارد نشده و بچه او به سلامت پای به دنیا خواهد گذاشت.
    اما برای کسی که بیماری مثانه داشته باشد استفاده از کشته مروارید مضر می باشدتقویت کننده اعصاب، رفع نگرانی و اضطراب، استحکام استخوانها و دندانها و چشم، برطرف کننده کمبود کلسیم، از بین برنده دوشخصیتی های افراد ی که تغییر خلق وخوی میدهند، ایجادکننده الهامات و ابتکار و آگاهی است.
  • ********************************************************

 

آریوبرزن

آریوبرزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر  اسکندر مقدونی به ایران زمین ، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه ی «در بند پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشت . برخی او را از اجداد لرها یا کردها می دانند.

«اسکندر مقدونی » در سال 331 پیش از میلاد پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان ( جنگ آربل Arbel یا گوگامل Gaugamele ) و شکست پایانی ایران ، بر بابل و شوش و استخر چیرگی یافت و برای دست یافتن به پارسه ، پایتخت ایران روانه این شهر گردید . اسکندر برای فتح پارسه سپاهیان خود را به دو پاره بخش کرد :بخشی به فرماندهی (پارمن یونوس) از راه جلگه (رامهرمز وبهبهان)به سوی پارسه روان شد وخود اسکندر با سپاهان سبک اسلحه راه کوهستان (کوه کهکیلویه)رادر پیش گرفت ودر تنگه های در بند پارس(برخی آنرا تنگ تک آب وگروهی آنرا تنگ آری کنونی می دانند) با مقاومت ایرانیان روبرو گردید.


در جنگ در بندپارس آخرین پاسداران ایران با شماری اندک به فرماندهی آریوبرزن دربرابر سپاهیان پرشمار اسکندر دلاورانه دفاع کردند وسپاهیان مقدونی را ناچار به پس نشینی نمودند. با وجود آریوبرزن وپاسداران تنگه های پارس گذشتن سپاهیان اسکندر ازاین تنگه های کوهستانی امکان پذیر نبود. ازاین رو «اسکندر» به نقشه جنگی ایرانیان درجنگ ترموپیلThermopyle متوسل شد وبا کمک یک اسیر یونانی از بیراهه وگذراز راههای سخت کوهستانی خود را به پشت نگهبانان ایرانی رساند وآنان رادر محاصره گرفت.


آریوبرزن با 40سوار و5هزار پیاده ووارد کردن تلفات سنگین به دشمن ، خط محاصره را شکست وبرای یاری به پاتخت به سوی پارسهPersepolice شتافت ولی سپاهیانی که به دستور «اسکندر» ازراه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پیش ازرسیدن او به پایتخت،به پارسه دست یافته بودند.آریوبرزن با وجود واژگونی پایتخت ودر حالی که سخت در تعقیب سپاهیان دشمن بود،حاضر به تسلیم نشدوآنقدر درپیکار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او ، همه یارانش از پای در افتادندوجنگ هنگامی به پایان رسید که آخرین سرباز پارسی زیر فرمان آریوبرزن به خاک افتاده بود.


لازم به یادآوری است که بدانید یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست .
یوتاب همراه برادر چنان جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.

و نکته آخر اینکه اسکندر پس از پیروزی بر آریوبرزن آن اسیر یونانی را هم به جرم خیانت کشت.


بر پایه یادداشتهای روزانه کالیستنس مورخ رسمی اسکندر، ۱۲ اوت سال ۳۳۰ پیش از میلاد، نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پرسپولیس پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه کوهستانی صعب العبور (دربند پارس، تکاب در کهگیلویه) با یک هنگ ارتش ایران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد و از پیشروی باز ایستاد. این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش ده ها هزار نفری اسکندر شده بود که مصر، بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ، داریوش سوم را شکست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره کوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده سرسخت آن نیز برخاک افتاد


مورخ دربار اسکندر نوشته است که اگر چنین مقاومتی در نبرد گوگمل در (کردستان کنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شکست مان قطعی بود. در گوگمل با خروج غیر منتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتش ایران نیز که در حال پیروز شدن بر ما بودند؛ در پی او دست به عقب نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران فرار کرده بود و آریو برزن در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس به ایستادگی ادامه می داد.


نبرد سپاه آریوبرزن شگفت آور بود. آریوبرزن با شمار اندکی سوار و پیاده خود را به سپاه عظیم دشمن زد. گروهی بسیار از آنان را به خاک افکند و با اینکه بسیاری از سربازان خود را از دست داد، توانست حلقه ی سپاه دشمن را بشکافد. او می خواست زودتر از یونانیان خود را به تخت جمشید برساند تا بتواند از آن دفاع کند. در این هنگام آن قسمت از سپاه اسکندر که در جلگه مانده بود، راه را بر او گرفت. لازم به یادآوری است که یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوه ها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر به مقابله با سپاه اسکندر رفتند و به خاطر نبود نیروی کافی همگی به دست سپاه اسکندر کشته شدند.


در کتاب اتیلا نوشته ی لویزدول امده که در اخرین نبرد او اسکندر که از شجاعت او خوشش امده بود به او پیشنهاد داده بودکه تسلیم شود تا مجبور به کشتن او نشود ولی اریوبرزن گفته بود:(( شاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستاده تا از این مکان دفاع کنم و من تا جان در بدن دارم از این مکان دفاع خواهم کرد.)) اسکندر نیز در جواب او گفته بود:((شاه تو فرار کرده .تو نیز تسلیم شو تا به پاس شجاعتت تو را فرمانروای ایران کنم.)) ولی اریو برزن جواب داده بود:((پس حالا که شاهنشاه رفته من نیز در این مکان می مانم و انقدر مبارزه میکنم تا بمیرم))واسکندر که پایداری او را دیده بود دستور داد تا او را از راه دور و با نیزه و تیر بزنند.و انها انقدر با تیر و نیزه اورا زدند که یک نقطه ی سالم در بدن او باقی نماند.پس از مرگ او او را درهمان محل به خاک سپردند و روی قبر او نوشتند "به یاد لئونیداس"

لونیداس سردار اسکندربود که به همین شکل توسط خشایارشاه به کشته شده بود.

بانو یوتاب را اینجا مطالعه فرمائید.

هفت سین درریاضی

دوروس پنجم ابتدای

دوروس پنجم ابتدای
ادامه نوشته

علوم سوم راهنمایی

علوم سوم راهنمایی
ادامه نوشته

عکس های مکه

ادامه نوشته

کریستیانو رونالدو

                          كريستيانو رونالدو

ادامه نوشته

مسی

ادامه نوشته

درس علوم وادبیات چهارم ابتدای


ادامه نوشته